موضوعات مدیریت مالی،سیاسی،اقتصادی وتا حدودی اجتماعی
 

جامعه دندانپزشکی به ازای هر ایرانی کمتر از ۵۰ سال، ۷ دندان به مردم بدهکار است.

قیمتهای سرسام آور خدمات دندانپزشکی و عدم پوشش های لازم بیمه ها باعث گردیده ایرانیان بطور متوسط تا پنجاه سالگی ۷ دندان خود را از دست بدهند.

اردوهای جهادی نمی تواند عملکرد بسیار بد جامعه دندانپزشکی را تطهیر کند.

درآمد دندانپزشکان سرشار و بحران سلامت دهان و دندان بیداد می کند.

متاسفانه در سالهای اخیر جامعه پزشکی هر روز بیشتر از مسیولیت اجتماعی خود فاصله گرفته است و ملاک همه چیز در بین بسیاری از پزشکان پول شده است.
اکنون خانواده بزرگ و چهل میلیونی کارگران ایران و نیز خانواده کارمندان ما قادر به تأمین هزینه های دندانپزشکی نیستند و جا دارد تعرفه های نجومی دندانپزشکی بازنگری شوند.

بسیاری از دندانپزشکان و پزشکان اکنون با هیچ بیمه ایی قرارداد نمی بندند. و این یعنی بی مسیولیتی این قشر نسبت به اجتماع و مردم.

مردم باید پزشکان و دندانپزشکانی که با هیچ بیمه ایی قرارداد نوی بندند و بیماری زجر مردم برایشان اهمیتی ندارد را ، تحریم کنند.

آنها باید بغیر از پول به چیزهایی دیگری از جمله وجدان کاری هم فکر کنند.

#مجید_گودرزی

جلسه کنگره آمریکا با مدیر عامل شرکت تیک تاک، استماع نبود، یک محاکمه تمام عیار آزادی بیان بود؛


چند ماه پیش در اقدامی غیر قابل باور، دولت آمریکا، پیام رسان تیک تاک را با بیش از ۱۵۰ میلیون کاربر ، فیلتر کرد و تمام سینه چاکان آزادی بیان دروغین غرب را متحیر و خلع سلاح کرد.

در جلسه استماع دفاعیات مدیر عامل تیک تاک در کنگره آمریکا سوالاتی بیان شد که مصداق مثل فارسی «سیر به پیاز می گوید بو می دهی» می باشد.

تمام اقدامات خلاف اخلاق و امنیت ملی که پیام رسانهای غربی سالهاست در کشورهای دیگر انجام می دهند را کنگره میخواست که تیک تاک انجام ندهد و تعهد محکم بدهد!

یکی از سوالات مهم فروش اطلاعات بود. آنها از تیک تاک می خواستند تعهد بدهد که اطلاعات کاربران را به افراد و سازمانها نفروشد. کدام پیام رسان در ایران تعهد داده است که اطلاعات کاربران را بفروش نرساند؟

سوال دیگر محتوای غیر اخلاقی برای کودکان و نوجوانان بود. آنها قوانین محکمی برای انتشار محتواهای غیر اخلاقی دارند و بارها به بندهای این قانون استناد کردند. این در حالی است که در ایران هیچ محدودیتی برای دسترسی به محتواهای غیر اخلاقی نیست. و هر اقدامی با هجمه شدید تبلیغاتی مواجه می شود که خلاف منافع ملی ماست.

سوال یکی دیگر از نمایندگان گنگره، دسترسی حزب کمونیست چین به اطلاعات جمع آوری شده توسط تیک تاک است. کدام کشور از پیام رسان هایی که در اختیار مردم ما قرار می دهد، اطلاعات برای دولت و سرویس های جاسوسی خود استفاده نمی کند؟

یکی دیگر از سوالاتی که نظرم را جلب کرد شناسایی موقعیت افراد است. چندین سال است که در ایران جی پی اس و پیام رسانها با حدت و شدت مشغول جمع آوری اطلاعات هستند و هیچ منعی در این خصوص نبوده و هیچ تعهدی هم اخذ نشده است. آیا نفوذ در این

ولنگاری فضای مجازی که حتی افراد ملزم به اکانت و پروفایل واقعی نیستند، صدمات زیادی به امنیت ملی ما وارد کرده است و کوتاهی مسیولان غیر قابل پذیرش است.

در فضای مجازی ما تقریبا هر اقدامی ممکن است و دست اپراتورها برای انتشار هر خبری کاملا باز است. اما سوالات کنگره آمریکا از مدیر عامل تیک تاک نشان داد فضای مجازی نباید بی در و پیکر باشد.

نقش معاونت منابع انسانی در تغییر و تحول سازمانی بی بدیل است؛

پیشرفت امری اتفاقی نیست؛
تغییر، امری حتمی و حیاتی است؛
تغییر در عین حال که غیر قابل اجتناب است، هم می تواند مفید باشد و هم مضر. تغییر بدون برنامه یک قمار خطرناک است.

هر سازمانی که بخواهد از تغییرات سربلند بیرون بیاید نیازمند مدیران جسور و با دانش است. مدیران سفارشی و سیاسی بیشترین ضربه را به سازمانهای تخصصی می زنند.

یکی از ارکان مهم در تدارک تغییر واحد منابع انسانی است. در حالی که در سیر تحول انسان در سازمان ، از انسان اکنون بعنوان «سرمایه های دانشی» یاد می شود، اما هنوز در سازمانهای ما در بهترین حالت، نیروهای ما مستخدم محسوب می شوند!

از آنجا که تغییر زایید تفکرات مدیران قوی است و این مدیران از سوی واحد منابع انسانی تعیین و بکار گماری می شوند، نقش این واحد در تغییرات مفید و موثر، بیش از تمام قسمت‌های دیگر است.

اگر مدیران واحد منابع انسانی از دانش لازم برخوردار نباشند، خیلی زود سازمان دچار چالش در بخش های مختلف می شود.

خاطرم هست که در سال ۱۳۹۲ بیش از ۲۲۰ نفر از همکارانی که در یک اقدام غیر قانونی و غیر اخلاقی، قرارداد مشخص نامیده شدند ، مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داشتند. اما اکنون بعد از ۱۰ سال برای مدیریت در بسیاری از بخشها با کمبود نفر متخصص مواجه هستیم! و مجبوریم که از سایر شرکتهای زیر مجموعه از شهرستانها درخواست نیروی متخصص کنیم! همین یک نکته نشان دهنده عملکرد این بخش مهم در تربیت نیروی انسانی لازم است.

جانشین پروری حق سازمان و حق مستخدم است و یک اختیار مدیریتی نیست. یک تکلیف حتمی است. مدیری که جانشین توانمند نداشته باشد، مجرم است و مرتکب ترک فعل شده است. او به سازمان خیانت کرده و باعث اختلال در امور سازمان بعد از خود شده است. نیرویی که نتواند در سازمان رشد و ترقی داشته باشد، یا کاملا بی انگیزه می شود و یا در اولین فرصت سازمان را ترک می کند.

مدیریت منابع انسانی در سازمانهای تخصصی مثل درمان و مهندسی دارای بیشترین چالش است. چرا که ممکن است یک فرد پزشک ماهر و متخصصی باشد، اما لزوما مدیر منابع انسانی توانمندی نیست.

همچنین به احتمال زیاد برخی مهندسان خبره نمی توانند در مدیریت منابع انسانی موفق عمل کنند و سازمان را با بحران مواجه می کنند.
مدیریت یک علم است.

همه مشتاق پذیرش مسئولیت بی مسئولیتی هستند؛

✍مجید گودرزی

تمثیل جالبی وجود دارد که می گوید ایران در مسابقات قایقرانی اسکال هیجده نفره شرکت کرده است. یک نفر پارو می زد و بقیه مشغول هدایت و تشویق پارو زن بودند. بعد از مسابقات بعلت کسب نتایج ضعیف، همان یک نفر پارو زن از تیم ملی اخراج شد!

مسئولان ما از مسئولیت فقط حقوق و مزایای آن را می خواهند.

همه تصمیم گیر هستند، اما هیچ کس تصمیم نمی گیرد.

برخی تصمیمات که هزینه دارند را هیچ کس نمی پذیرد. همه می خواهند اتو کشیده و خوشنام باشند.
اما سیاست و مسیولیت هم بدنامی دارد و هم مسئولیت.

در جریان کمبود و گران‌فروشی نان همه دیدند رضا شاه از جایگاه پادشاهی خود برای سامان دادن امور چگونه خرج کرد.

هزینه سنگینی است که برای تنبیه یک صنف که معاش مردم و خوراک مردم را به گروگان گرفته، یک نفر را درون تنور بیندازی.

کدام یک از مدیران ما حاضرند یک هزارم این هزینه را برای بهبود اوضاع، پرداخت کنند؟

مسئولان ما از هجمه ها و فشارهای رسانه ایی بشدت می ترسند. آنها شجاعت تصمیم گیری را از دست داده اند.
آنها در اقدامی که ناشی از ترس است، سلبریتی ها را از پرداخت مالیات معاف کرده اند!
کجای دنیا سلبریتی از مالیات معاف است و کارگر و دهکهای پایین و فقیر جامعه که مستحق مالیات منفی هستند، باید تا می توانند از سفره محقرشان مالیات بدهند؟

اکنون رهبری مجبور شده است در اموری دخالت کند، که هیچ کس نمی خواهد برای آن امور تصمیم گیری کند و هزینه بدهد.

همه از کنار مشکلات گذر می کنند و هیچکس درگیر مشکلات نمی شود و همه دنبال بخش خوب و چرب مسئولیت هستند.

مسئولیت بدون هزینه، مفت خوری و بی خاصیتی به بار می آورد.

مشکلات جامعه هرروز بیشتر می شود، چرا که اکثر مسئولان در تلاش هستند به اموری غیر از وظایف خود رسیدگی کنند.

نه حاکمیت آنها را بخاطر ترک فعل مواخذه می کند و نه مردم جلوی انباشت مشکلات ایستادگی می کنند.

در شرایط فعلی کسی که در گیر مشکلات می شود و هزینه می کند، #قابل_ستایش است و نباید نهادهای نظارتی فشار بیشتری به آنها وارد کنند. بلکه باید آنها را کمک کنند. اکنون ما با تعدد مراکز نظارتی و فقر مراکز تصمیم گیری مواجه شده ایم. در این شرایط اگر تصمیم هم گرفته شود از همه جا فشار وارد می شود که آن تصمیم ملغی شود.

کار اجرایی در کشور هر روز دشوارتر می شود و بدون فساد و‌ سهم خواهی، کسی زیر بار اجرای کار اجرایی نمی رود.

گاهی این نهادهای بی خاصیت چند گانه و چند لایه مسئول چوب لای چرخ گذاشتن مجریان هستند. تا جایی که مجریان مجبور به رها کردن امور می شوند. نظارتها بی ضابطه، سلیقه ایی، سفارشی و خودسرانه است در حالی که اجرا باید مطابق قانون باشد.

اجازه تخریب فرهنگ، به بهانه مشکلات اقتصادی و سیاسی را ندهیم؛

✍مجید گودرزی

بدون شک یکی از گرانبها ترین میراث ما ایرانیان ، فرهنگ بسیار غنی و قوی ماست.

تنها بوسیله نوروز، اکنون بیش از دوازده کشور با ایران در این فرهنگ تاریخی سهیم و شریک شده اند و باعث مسرت است که دو کشور چین و مغولستان هم خواستار پیوستن به کشورهای حوزه نوروز هستند.

یک اجتماع فرهنگی بزرگ صلح آمیز جهانی که بر خلاف پیمانهای منطقه ایی و جهانی موجود، نشانی از دفاع با حمله در آن نیست.
ایران هیچگاه با هیچ سلاحی به غیر از این فرهنگ قدرتمند، قادر نیست ۱۲ کشور را زیر سلطه خود درآورد.

بسیاری از کشورها و اقوام از اوستیا جنوبی تا ایغورهای چین تا شرق آفریقا، افتخار می کنند که بخشی از فرهنگ ایرانی را به ارث برده اند.
برخی چهره های ادبی ایران در دنیا نظیر ندارند و ستاره های جاویدانی مثل مولوی و فردوسی و حافظ، قادرند عرصه فرهنگی دنیا را به تصرف ایران درآورند.

فرهنگ، زنجیر فولادین نا گسستنی اتحاد و قدرت ایرانیان در طول تاریخ بوده است و قادر بوده است وحشی ترین حکومت‌ها را همانند مغول، در خود هضم کند. هیچ سلاحی و هیچ قانونی در تاریخ قدرتمند تر از فرهنگ ایرانی نبوده است.

از سوی دیگر، بخصوص در سالهای اخیر، دشمنان ایران کاملا هوشمندانه و دقیق نقطه ثقل قدرت ایرانیان را هدف قرار داده‌اند. من و بسیاری از فرهیختگان ایرانی، بارها نسبت به استحاله شدید فرهنگی هشدار داده ایم. اما گویا مردم ما متوجه این گنج عظیم تاریخی نیستند. اکنون بیش از ۱۶۰ شبکه ماهواره ایی و بیش از این مقدار، شبکه در فضای مجازی در حال تلاش برای ایجاد استحاله در فرهنگ ایران با استفاده از نقاط ضعف اقتصادی و سیاسی هستند. اما ما خواهیم ایستاد به حکم وظیفه و عرق ملی.

بهانه های اقتصادی و سیاسی در صدر دلایل مخالفت و همراهی با اقدامات ضد فرهنگی بوده است. اما مطلقا هیچ کدام پذیرفتنی نیست. چرا که فرهنگ فراملی، فرانسلی، فراجناحی و ورای تمام موضوعات دیگر است. فرهنگ یک زیر بنای بنیادین است.

در خصوص مقوله حجاب چند وقت پیش قرار بود در خدمت دوستان باشم، که بعلت قطعی اینترنتی خوشبختانه میسر نشد! چرا که در اوج رفتارهای احساسی ناشی از مرگ یک هموطن، ایراد سخنان منطقی نه کارآمد است و نه پذیرفته میشود. اما حالا که جو روانی جامعه از التهاب فاصله گرفته است، لازم است در خصوص مسائل فرهنگی و دفاع از میراث فرهنگی هر کس که احساس تکلیف بیشتری می کند ، مسیولیت بیشتری بپذیرد. قطعا بی مسئولیتی ما این میراث عظیم را نابود خواهد کرد. بخصوص در هجوم بی وقفه تبلیغاتی. با بیشترین و گسترده ترین امکانات.

از نظر من موضوع حجاب ابعاد بسیار زیادی دارد. که تنها یک بعد آن مذهبی است.
حجاب را میتوان و باید از ابعاد فرهنگی، تاریخی، ملی، حقوقی، شخصی، دینی، اجتماعی، قانونی، سازمانی، روانشناختی و ...مورد بررسی قرار داد.

حجاب بهانه مناسبی برای تسویه حساب‌های سیاسی و باندی نیست. همچنین نظامیان مجریان فرهنگی خوبی نیستند.

تنها اگر خواسته باشیم به مقوله تاریخی حجاب بپردازیم، همچنانکه در برخی آثار تاریخی قبل از ورود اسلام به ایران می بینیم، زن و مرد ایرانی هرگز تابع عریانی نبوده اند و در هیچ یک از آثار، بخصوص آثار تاریخی تخت جمشید، نشانی از عریانی و بد حجابی وجود ندارد. حال اگر عده ایی ناشیانه و از روی عمد تلاش می کنند حجاب را یک مقوله دینی و مذهبی صرف نشان دهند و از نقاط ضعف حکومت دینی برای ضربه زدن به فرهنگ ایرانی استفاده کنند، کاملا دچار اشتباه محاسباتی عمدی شده اند.

حجاب و پوشش، بخش مهمی از فرهنگ، هنر و تاریخ ما را تشکیل می دهد. هرگز فرهنگ مستهجن عریانی در فرهنگ ناب ایرانی جایگاهی نداشته است و نخواهد داشت . به لطف غیرتمندان مدافع فرهنگ ایرانی.

بدون شک جایگزین فرهنگ ناب ایرانی، فرهنگ مبتذل غربی نیست. حتی یک زن ایرانی هم جایگاه مادر و زن ایرانی را با جایگاه لیبل زده ی زن غربی در ویترین فروشگاه ها، عوض نخواهد کرد.

شک ندارم کسانی که به رفراندوم در بخش پوشش اصرار بیخود دارند، نمی دانند یک ترک، یک لر، یک عرب، یک بلوچ، یک کرد و ... هرگز رای به عریانی ناموسش نخواهد داد.
این یک نوع حماقت است که برخی ها خود را با این شعارها مضحکه ایرانیان کرده اند.

در سالهای اخیر، برخی خیانتکارانه تلاش کردند فرهنگ قوی و غنی ایرانی را به یک خرده فرهنگ جهانی، با یک حق رای تبدیل کنند. این در حالی است که بسیاری از خرده فرهنگهای موجود در فرهنگ ایرانی، بسیار غنی تر از فرهنگ حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی است.
آنها در تلاش هستند که پیشرفتهای مدیریتی و اقتصادی را به مقوله های فرهنگی تعمیم دهند، اما این یک انحراف است. آنها در اخلاق و غنای فرهنگی هرگز به پای ایرانیان نخواهند رسید.

ما در سخت ترین شرایط فرهنگیان را حفظ می کنیم و فرهنگ ما نیز از ما در برابر سخت ترین شرایط حفاظت خواهد کرد.

نقدی بر سخنان و مواضع آیت اله علوی بروجردی؛

در آستانه دهم فروردین سالروز رحلت بزرگ مرجع تقلید جهان اسلام، آیت اله بروجردی رحمت اله علیه هستیم.

این مرجع بزرگ تقلید شیعیان جهان، سرآمد موضع گیری های درست و حساب شده و ارتباط با مراجع علمی و دینی جهان در بین تمام مراجع عظام تقلید هستند و زندگی پر بار ایشان مملو است از مواضع دقیق و حساب شده بخصوص در مورد دخالت در سیاست و ورود روحانیون به سیاست.

اما گویا نوه ایشان، آیت اله علوی بروجردی برخلاف جد بزرگوارشان، چندان در موضع گیری های سیاسی و اقتصادی نتوانسته جامعه نخبگانی کشور را قانع کند و برخی موضع گیری ها، حتی از سوی حوزه علمیه و مراجع تقلید به صراحت رد می شود. خاطرم هست که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و شخص مرحوم آیت اله یزدی موضع تندی در خصوص اعلام مرجعیت از سوی ایشان گرفتند و آن را بشدت رد کردند.
شاید این موضع گیریها در این مخالفتها بی تاثیر نبوده باشد.

ما در جلسه ایی که چند سال پیش، خصوصی خدمت ایشان رسیدیم، از ایشان خواستیم که در موضع گیری هایشان بخصوص مواضع اقتصادی، احتیاط کنند و حداقل مشاوره بگیرند. چون چندان به واقعیت نزدیک نیست.
برخی مواضع برای جامعه تنش زا هستند. بخصوص در شرایط فعلی.
بسیاری از اصول فقهی و حتی آیه های قرآن، اقتصادی هستند. اما ایشان منکر اقتصاد اسلامی می شوند. حداقل در بحث ربا به صراحت در هشت آیه قرآن آن را نهی کرده است. بیش از هزار سال است که در فقه اسلامی روی تک تک مفاهیم اقتصاد اسلامی، کار شده است.

اکنون ۲۳ تا ۴۰ درصد هزینه های تامین مالی توسط بانکها که به غلط اسلامی نامیده شده اند، به تولید تحمیل می شود. مگر اینها مسبب تورم نیستند؟
مگر قاعده لاضرر در خصوص مسکن که مسبب بخش مهمی از تورم در اقتصاد ایران است رعایت می شود؟

حتی صهیونیست ها هم ۲۳ درصد سود بانکی ندارند. بندرت نرخ سود ۹ درصد در رژیم صهیونیستی رقم میخورد. اما بانکهای اسلامی ما تا ۴۰ درصد سود می گیرند و متاسفانه چون نامشان پسوند اسلامی دارد، از نظر علما و قانونگذاران مشکلی ندارد و تبعات اقتصادی ندارد!

من معتقدم بزرگترین ستمی که به اسلام و ایران شده است، نامگذاری این نوع از بانکداری بنام «بانکداری اسلامی» است.

من از این مواضع اقتصادی ایشان تعجب می کنم و آن را نمی پذیرم. اقتصاد اسلامی از نظر من، اقتصاد ژاپن است با نرخ بهره صفر تا حداکثر سه درصد.

موضوع دیگری که نسبت به آن به محضر ایشان اعتراض کردیم، استفاده از سرمایه اجتماعی ایشان در انتخابات به نفع فرد و یا افراد خاص بود.
عرض کردم شما نباید در انتخابات از جناح یا شخص خاصی حمایت کنید، چون تا همان حد محدود می شوید.
نگاه شما باید فراجناحی و در خصوص کلیت انتخابات باشد.

ایشان منکر حمایت از علا الدین بروجردی در پنج دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شدند و اظهار فرمودند که :«عکسهایی که از ایشان در ستاد آقای بروجردی نصب شده است ، بدون اطلاع ایشان بوده است»!

ما در ایران با نظامی از سرمایه داری مواجه هستیم که در هیچ کجای دنیا مشابه ایی ندارد.

از ویژگی های این نظام می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

_رقابت ناسالم

_انحصار گرایی گسترده

_استفاده از قانون و قانونگرایی برای مشروعیت بخشیدن به منافع نامشروع _نداشتن عرق ملی

_نداشتن مسیولیت اجتماعی

_گرانترین نرخ سرمایه در جهان

_هزینه فرصت مفتخوارگی بسیار پایین

_بی اخلاقی در حد گسترده و عدم رعایت حقوق عوامل تولید

_بی توجهی کامل و مطلق به محیط زیست

_لابی گری و رانتخواری

_احتکار

_گران‌فروشی

_کم فروشی

_نداشتن تعهد به مشتری

_دور زدن قوانین مالیاتی

_ظلم آشکار در حق نیروی کار

_عدم توجه به حقوق نسل‌های آینده

_بی توجهی کامل به منافع ملی

_دوستدار تورم و سرمایه گذاری در بیماریهای اقتصادی از جمله در تورم

_ترجیح رکود به تقویت طرف تقاضا

_پذیرش و قبول مافیای صنف خود

_تلاش برای کسب سود بدون زحمت

_سرمایه گذاری گسترده در پول و بازارهایی که ارزش افزوده صفر دارند.

_جایگزین کردن سود بجای ارزش افزوده

...

خلاصه این نوع از سرمایه داری فقط در ایران امکان رشد دارد.

🔹براساس بخشنامه مزد سال ۱۴۰۲، حداقل دستمزد ۱۴۰۲ کارگران با رشد ۲۷ درصدی به ۵ میلیون و ۳۰۷ هزار و ۳۳۰ تومان رسید و با محاسبه مبلغ حق مسکن، بن خواربار و حق اولاد به هشت میلیون و ۸۲ هزار و ۶۰ تومان افزایش پیدا کرد.

حال میخواهیم عمق بی انصافی و غیر عادلانه بودن و تبعات اجتماعی و اقتصادی این استثمار و استعمار را بر کارفرمایان و کارگران را با این بخشنامه و دستمزد تحمیلی به جامعه کارگری را بررسی کنیم.

از همه ی نیازهای بشری ما تنها مسکن را بررسی خواهیم کرد و سایر نیازها را صفر منظور خواهیم کرد.

بر اساس اعلام رسمی بانک مرکزی هر متر مربع آپارتمان در تهران بطور میانگین حدود ۵۵ میلیون تومان است (البته ما این آمار را کذب می دانیم). کارگر ایرانی برای خرید یک واحد آپارتمان ۷۵ متری با همه ی صد درصد حقوق خود به ۴۲/۵ سال زمان نیاز دارد. این یعنی تا پایان بازنشستگی خرید خانه با همه ی حقوق هم ممکن نیست. آنهم با فرض محال پس انداز صددرصدی حقوق.

اگر کارگر ایرانی موفق شود ۵۰ درصد حقوق خود را پس انداز کند، که آنهم با وجود خط فقر حدود ۱۹ میلیونی غیر ممکن است، به ۸۵ سال کار و تلاش برای خرید یک واحد مسکونی نیاز دارد.

سرکوب شدید تقاضا در این حد در دنیا وجود ندارد و کارفرمایی که تا این حد به کارگر خود فشار بیاورد، نمی تواند به امنیت سرمایه گذاری و رشد و توسعه حتی فکر هم بکند.

نظام سرمایه داری بی رحم هم مایل نیست تا این حد تقاضا را سرکوب کند، چرا که بزودی هیچ خریداری برای محصولات او پیدا نخواهد شد.

کارفرمایان ما تازیانه های سود وامهای بانکی را به تقویت طرف تقاضا ترجیح می دهند. ادامه این کسب و کار و این حد از فشار غیر ممکن است.

ضربه زدن به سرمایه گذاران در بورس هدفمند بود. بورس آخرین امید ما برای ورود پول به اقتصاد بود.
پرداخت ریالی سپرده های ارزی هم در همین راستا بود.
جنگ اصلی اکنون اقتصادی است و مهمترین بخش جنگ اقتصادی ، جلوگیری از سرمایه گذاری در کشور است.
یک روز با شرکتهای هرمی،
یک روز با افزایش نرخ بهره،
یک روز با نا امنی سیاسی و اشوب،
یک روز با جنگ ،
یک روز با جذاب کردن بازار رمز ارزها،
یک روز با ایجاد جهش در بازار مسکن و ...

✅من بحرانی بزرگتر از بحران ارزش افزوده در کشور سراغ ندارم. این یک ابر بحران واقعی است که بسیاری از شاخص های کلان را منفی کرده است.

راهی بجز کاستن از جذابیت کاذب بازارهای مالی و سوداگری نیست. تولید قابلیت رقابت خود را از دست داده.

✅نرخ بهره ۲۳ درصدی یک تحریم سرمایه گذاری داخلی است و باید بازدهی بیش از سود بدون ریسک و صرف ریسک باشد تا رغبتی به سرمایه گذاری پیدا شود. این نرخ حدود ۴۰ درصد بازدهی مثبت است که در کمتر تولیدی میتوان آن را بدست آورد.

اکنون تمام سرمایه گذاری های در بخش های مولد اقتصادی که کمتر از ۳۵ تا ۴۰ درصد بازدهی داشته باشد، غیر اقتصادی شده است.
تحریمی بزرگتر از این وجود ندارد. خود تحریمی احمقانه

در خصوص نرخ ارز، ذکر چند نکته ضروری است؛

لازم است مردم بدانند سرمایه گذاری در ارز و پول ارزش افزوده صفر دارد و اتفاقا یکی از اصلی ترین چالش های اقتصادی ایران «بحران ارزش افزوده» است. حجم عظیمی از سرمایه های کشور در بازارهایی سرمایه گذاری شده است، که ارزش افزوده صفر مطلق دارند. مثل بازار طلا، ارز، مسکن سرمایه ایی، سپرده های بانکی، طرح های نیمه تمام و ... اینها بخش مهمی از سرمایه گذاری های ما ایرانیان را تشکیل می دهد که همگی نه یک ریال ارزش افزوده دارند و نه حتی یک شغل ایجاد می کنند. این مصیبت اقتصادی ماست که باعث عقب ماندگی اقتصادی کشور شده است.

کسانی که از افزایش نرخ ارز حمایت می کنند، بیشتر صادر کنندگانی هستند که بدون یک ریال ارزش افزوده بیشتر تنها با ایجاد بحران مصنوعی در نرخ ارز، حاشیه سود چند صد درصدی کسب می کنند و متاسفانه این رانت بزرگ در صورتهای مالی آنها هرگز منعکس نمی شود.

مردم باید بدانند که اگر در بازار ارز حتی صددرصد هم سود داشته باشند، تنها در یک کالا سود کرده اند و بزودی خودشان و هموطنانشان می بایست هزاران قلم کالا و خدمت را با صددرصد افزایش قیمت خریداری کنند. هجوم به بازار ارز و ایجاد تقاضای انفجاری، یک منشأ ایجاد ابرتورم در کشور است.

عده ایی به بهانه مبارزه با قاچاق ارز و تحریم، اقدام به بالا بردن نرخ ارز کردند. این در حالی است که دستکاری نرخ ارز از قاچاق و تحریم عوارض و صدمات بیشتری در اقتصاد و اجتماع بر جا گذاشت.

بعلت دستکاری عمدی نرخ ارز قاچاق همه چیز صرفه اقتصادی پیدا کرده و صادرات تبدیل به غارت منابع ملی شده است و ایجاد ارزش افزوده صرفه اقتصادی ندارد.

مردم بجای خرید ارز باید با این منشأ بزرگ رانت و فساد مقابله کنند، نه اینکه جلوی صرافی ها صف بکشند و در این فساد بزرگ سهیم شوند و از آن قبح زدایی کنند.

سرمایه گذاری در بازار ارز برای جلوگیری از کاهش ارزش پول، مصداق خودکشی از ترس مرگ است و این سرمایه گذاری کاملا غلط، در نهایت سرمایه های کشور را تبدیل به هزینه می کند و تمام شاخص های اقتصادی را منفی می کند.

#مجید_گودرزی

اگر کشوری در دنیا پیدا شد که آرا مردم را روی سایت گذاشت، می شود به آن دموکراسی واقعی گفت.

با وجود آنکه این امکان شفاف سازی آرا وجود دارد، اما هرگز اجرا نمی شود.

صاحبان قدرت در دنیا که عموما سرمایه داران هستند، خیلی وقت است که بجای چانه زنی با دولت، به تشکیل دولت کارفرمایی روی آورده اند.

بدون ذره ایی تردید تمام نظام‌های سیاسی دنیا کم و بیش انتخابات را مهندسی می کنند و درصدی از تقلب در تمام انتخابات وجود دارد.

ساختار قدرت طوری نیست که مخالفت ها را تماما بپذیرد . هر کدام آستانه تحملی دارند.

یک زمانی ملکه انگلیس برای تصویب برگزیت پارلمان را منحل و هفده نفر از اعضای حزب محافظه کار بعلت مخالفت با این لایحه از حزب اخراج می شوند.
یا نماینده مسلمان کنگره آمریکا ایلهان عمر بعلت مخالفت با رژیم صهیونیستی اخراج می شود.

چیزی بنام انتخابات آزاد در دنیا وجود ندارد و تقریبا تمام محکومان قضایی از شرکت در انتخابات محروم هستند و گاهی این محکومیتها واقعی و عادلانه نیست.

البته در رد صلاحیت‌ها نکاتی وجود دارد که مایلم در خصوص برخی از آنها بحث کنم.

✅ برخی افراد می دانند که صلاحیت شرکت در انتخابات را برابر قانون ندارند، اما شرکت می کنند برای آنکه نظارت استصوابی را زیر سوال ببرند و این رد صلاحیت تبدیل به یک سوراخ دعا برای گرفتن تابعیت از طریق سیاسی شده است.

✅ برخی ها رد صلاحیت نمی شوند، که باعث بحران در کشور می شوند. من معتقدم برخی رد صلاحیت‌ها نه تنها مشکلی ندارد، بلکه به نفع جامعه و کشور است. **ای کاش شورای نگهبان جسارت لازم را در رد صلاحیت حسن روحانی حداقل در دور دوم را داشت و هزینه رد صلاحیت ایشان را تقبل می کرد و این هزینه را به کشور تحمیل نمی کرد.

در این دوره اقدامات خوبی شد و امثال لاریجانی نتوانستند از فیلتر شورای نگهبان رد شوند.
از دوازده عضو شورا، تنها برادر ایشان به وی رای داد و آنهم مصداق پارتی بازی بود.

البته اشتباهاتی هم در رد صلاحیت‌ها می شود که نمی شود منکر آن شد. مثلا خود بنده در انتخابات سال ۹۴ بخاطر تشابه اسمی با یک مجرم سابقه دار، رد صلاحیت شدم. که پس از بررسی مجدد معلوم شد شخصی بنام مجید گودرزی در سال ۷۵ بعلت استعمال و حمل مواد مخدر در شعبه سوم دادگاه انقلاب خرم آباد محکوم شده و اشتباها به خاطر تشابه اسمی بنده را رد صلاحیت کرده بودند. که اصلاح شد.

یا اینکه متاسفانه برخی همسایگان استعلامات غلط و مغرضانه اعلام می کنند و باعث رد صلاحیت افراد می شوند.

✅ارکان اربعه هم گرایشهای حزبی دارند. مثل زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد که مدیران پیشنهادی را تماما با پرونده سازی از طرف نهادها و گروههای وابسته به هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت می کردند. در نهایت همین موضوع باعث اختلاف شدید حاج داود احمدی نژاد و برادرش شد.

✅من معتقدم باید برخی صلاحیت‌ها در حزب بررسی شود ، نه در شورای نگهبان. احزاب باید مسیولیت برخی انتخابها را بپذیرند و بابت تایید صلاحیت و یا عملکرد ناصحیح هزینه بدهند. اما برخی در داخل از قدرت گرفتن احزاب و توزیع قدرت بیمناک هستند.

✅من معتقدم یکی از راههای مهم جلوگیری از تبانی و فساد در سطح کلان سیاسی، کنترل احزاب از طریق همدیگر و تشکیل کابینه ائتلافی است. کابینه یکدست منشأ فساد است. بخصوص آنکه نهادهای نظارتی هم از جناح پیروز انتخابات چیدمان شود.

✅من معتقد به این هستم که صنفی کردن احزاب یک اشتباه عمدی است و با بند چهار قانون اصناف در مغایرت واضح و آشکار است.

برخی صنایع صادرات محور و دولتها بر طبل گرانی دلار کوبیدند و برخی ها هم نادانسته هجوم بردند.
بهانه دولتها قاچاق ارز و تحریم بود ، اما تورمی که ایجاد شد از قاچاق ارز و تحریم بدتر بود.
آنها سود شأن فقط با دستکاری نرخ ارز و بدون یک ریال ارزش افزوده بیشتر، چندین برابر شد و اثری از این رانت تاریخی در صورتهای مالی انهانبود، اما کسانی که همراهی کردند و این فاجعه پولی را با هجوم خود قبح زدایی کردند، خودشان و هموطنانشان به خاک سیاه نشاندند.

خریداران حقیقی دلار نمی دانند اگر کسی ارز خریداری کند و حتی صددرصد گرانتر بفروشد هرگز سود نخواهد کرد. آنها تنها در یک کالا سود می کنند، اما بزودی هزاران قلم کالا و خدمات را با صددرصد افزایش قیمت خواهند خرید.

خوراک تقریبا مفت ریالی و تاراج گونه و درآمدهای دلاری که اکثرا به کشور باز نگشتند.

در اثر این دستکاری عمدی نرخ ارز، شاهد گسترش بیش از حد فقر و ناتوانی مردم در تامین مایحتاج ضروری بودیم. از سوی دیگر درآمد سرشار و باد آورده ایی که بدون زحمت و فقط با دستکاری نرخ ارز حاصل شده است. تعادل‌های زیادی به نفع دولت و صادر کنندگان مصادره شد.

عرضه کالا به بازار داخلی صرفه خود را از دست داده و تقاضای خارجی جایگزین تقاضای داخلی شده است.

همه کمپین های نخریدن منجر به صادرات بیشتر می شود، نه ارزانی. چه بسا عده ایی خواستار کاهش بیش از پیش تقاضای داخلی برای صادرات بیشتر هستند.

عده ایی برای از دست ندادن بازارهای جذاب خارجی، تقاضای داخلی را بشدت با گرانفروشی و سرکوب تقاضا از طریق کاهش دستمزدها محدود می کنند. بعنوان مثال قیمت هر کیلو پسته در بازارهای جهانی 10تا 12 دلار است و با دلار ۵۰ هزار تومانی هم کیلویی ۷۰۰ تا یک میلیون تومان نمی شود. سایر اقلام صادراتی هم به همین صورت هستند.

جایگزین کردن تقاضای خارجی بجای تقاضای داخلی جنایت است.

#مجید_گودرزی

قیمت واقعی مسکن در ایران را چگونه محاسبه کنیم؟

✍مجید گودرزی

🏡هر ساله سازمان نظام مهندسی، بعنوان متولی اصلی بخش ساختمان در کشور، اقدام به عرضه برآورد هزینه ساخت مسکن در کشور می کند و آن را بصورت رسمی منتشر می کند.

🏠تقریبا هر روز در جراید و نشریات دهها و صدها مناقصه در بخش ساخت مسکن منتشر می شود و پیمانکارانی که در این مناقصات برنده میشوند، تمام هزینه های خود و پروژه را محاسبه و بعد اقدام به اعلام قیمت می کنند. این یکی از راههای کشف قیمت واقعی ساخت مسکن در کشور است.

🏢مشارکت در ساخت یکی دیگر از راههای تشخیص قیمت واقعی مسکن در ایران است. اکنون در یک عرف معمول در بازار مشارکت در ساخت بطور میانگین واحد‌های احداثی بصورت پنجاه درصدی بین مالک زمین و سازنده تقسیم می شود و اگر مثلا متری ۸ میلیون هزینه ساخت شود، هزینه زمین هم همین مقدار خواهد بود و در کل قیمت هر متر مربع آپارتمان در نهایت میشود متری
16/000/000 میلیون تومان. اگر زمین در طرح هایی مثل طرح نهضت ملی مسکن و مسکن مهر حذف شود ،هزینه نهایی همان هزینه ساخت خواهد بود.

بسته به مرغوبیت و موقعیت زمین و نوع مصالح بکار رفته، درصد مشارکت متفاوت است. مثلا در مناطق بالای شهر تهران عموما درصد مشارکت بین ۴۰ تا ۳۰ درصد سهم سازنده و بین ۶۰ تا ۷۰ درصد سهم مالک زمین متفاوت است. هر چه مصالح گرانتر و مرغوب تر باشد، سهم سازنده بیشتر و سهم مالک زمین کمتر می شود. در بیش از ۹۰ درصد زمینهای ایران سهم ۱۰ به ۹۰ هم برای سازنده صرفه اقتصادی ندارد.

اگر مشارکت ۱۰ به ۹۰ به نفع سازنده باشد، هزینه نهایی ساخت با هزینه کرد متری ۸ میلیون تومان ، می شود متری
8/800/000 تومان و اگر مشارکت ۵۰ به ۵۰ باشد بهای تمام شده میشود متری ۱۶ میلیون و اگر مشارکت ۳۰ به ۷۰ باشد، در همان هزینه کرد ۸ میلیون برای هر متر مربع بهای تمام شده، میشود متری
19/428/000 تومان.

حال اگر سهم مالک زمین بعلت مرغوب نبودن زمین ۳۰ درصد در نظر گرفته شود با همان هزینه کرد متری ۸ میلیون تومان بهای تمام شده هر متر ذپارتمان میشود متری 10/400/000 تومان.

ما بارها خواستار قانونی کردن بهای تمام شده برای قیمت گذاری عادلانه مسکن شده ایم و معتقدیم با اجرای این طرح در کشورمان برای همیشه چالشی بنام مسکن نخواهیم داشت.

#کانال_مستأجران_ایران
@mostajeraneiran
باز نشر مطالب موجب امتنان خواهد بود

کنترل تورم بدون کنترل بازار مسکن ممکن نیست

#مجید_گودرزی

مسکن رها شده ترین و بی قانون ترین بخش اقتصاد ایران است. در اقتصاد ما حتی پفک قیمت گذاری و تعزیر دارد. اما مسکن که یک نیاز ضروری است، از وحشی بازارهای ایران و جهان است. تقریبا در هیچ کجای جهان دست مالکان و موجران برای این مقدار فشار بر مستأجران و خریداران باز نیست. چرا که با بالا رفتن قیمت ، مالیات افزایش می یابد.

در بازار مسکن ایران به بهانه مضحک و غیر قابل قبول مالکیت خصوصی، قیمت متری یک میلیارد دلار هم ، از نظر قانونگذار،، گران‌فروشی نیست و نباید کنترل شود. اما بازار مسکن در تمام دنیا و تمام دولتها، یا بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم کنترل می شود و مسکن پیوست بلافصل کارنامه تمام دولت‌هاست.

اجاره یکی از دلایل اصلی تعطیلی کسب و‌ کارهاست. موجر این اختیار را دارد که مبلغ اجاره را تا آنجا بالا ببرد که کسب و کار دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد. آوارگی مستاجر در یک قانون عقب مانده حق موجر است. و بدن آنکه هزینه آوارگی تماما به عهده مستاجر است.

مسکن عضو ثابت تمام ترازنامه هاست و‌گرانی مسکن تقریبا بر بهای تمام شده تمام کالاها و خدمات تاثیر دارد.

بیش از سی میلیون نفر از جمعیت کشور مستاجر هستند و هیچ تشکل صنفی برای قانونگذاری و تاثیر گذاری بر تصمیمات بی رحمانه صاحبخانه ها و دولتها ندارند.

مسکن دلیل اصلی افزایش نقدینگی از طریق بانکهاست‌. بانکها، بخصوص بانکهای خصوصی با خرید و دپو گسترده مسکن و ایجاد سونامی در بازار مسکن، وثایق لازم را برای دریافت وام بیشتر از بانک مرکزی و خلق نقدینگی انفجاری را فراهم می کنند و براحتی نقدینگی خلق می کنند.

متاسفانه در ۱۱۶ سال گذشته قانونگذاران ایرانی قادر نبوده اند حتی یک بند قانونی برای ساماندهی بازار مسکن تصویب کنند. و اکنون بی قانون ترین بخش اقتصاد مسکن است. گفته می شود در مقابل این ترک فعل کلیدهای آپارتمانهای زیادی دست به دست شده است که امیدواریم این مطالب کذب باشد.

پیشنهاد ما به قانونگذاران ، تصویب «قانون بهای تمام شده مسکن» است که متاسفانه هیچ اراده ایی برای تصویب قانون برای ساماندهی بازار مسکن نیست.

فرهنگ گردشگری ما بشدت حقیر و ضعیف است؛

✍مجید گودرزی

نقدهای زیاد و تند و بجایی نسبت به رفتار فرهنگی ما وجود دارد که باید کامل و بدون قید و شرط آنها را پذیرفت و رفع کرد.

زمانی با سو ء استفاده از جو احساسی بعد از انقلاب، برخی ها بجان آثار و ابنیه تاریخی افتادند و به خودشان این اجازه را دادند که با لودر برای تخریب تخت جمشید بروند. خیلی از اسامی و آثار را تخریب و به آنها صدمات غیر قابل جبرانی وارد کردند.
من بعنوان یک ایرانی دستان شهردار سابق شیراز را که مانع تخریب تخت جمشید شد، را می بوسم.
ما نیازمند قوانین ثابت و دایمی هستیم تا بتوانیم با تاثیر بشدت مخرب تغییرات سیاسی بر آثار فرهنگی جلوگیری کنیم.

اکنون بعد از حدود ۷۰۰ سال کولوسئوم محل جنگهای خونین گلادیاتورها کولوسئوم باقی مانده و یک منبع سرشار درآمدهای توریستی برای کشور ایتالیاست. اما در ایران تقریبا ما به هیچ کدام از آثار تاریخی رحم نکردیم.

ما قادر نیستیم با وجود کاهش شدید ارزش پول ملی که هزینه های توریستها را تا حد پول توی جیبی برای سفر به ایران کاهش می دهد، به اندازه کافی توریسم جذب کنیم.

برخی اقدامات در بخش تاریخی ظلم نیست، جنایت است. یادگاری نوشتن روی آثار تاریخی برای همیشه باید تمام شود.

تغییر اسم و‌ تخریب اماکن تاریخی باید جرم انگاری شود و این قانون باید ثابت و دائمی و فرانسلی و فرا جناحی از نظر سیاسی باشد.

ما فرهنگ گردشگری ضعیفی هم داریم. سواحل جنوبی کشور، زمستان‌های بسیار مطبوعی دارد و تابستان مناطق کوهستانی کم نظیر است. اما ما همیشه به شمال کشور مسافرت می کنیم. آنهم برای کشیدن قلیان!

بخاطر محدودیت ذهن بیش از هر کشور دیگری به ترکیه و تایلند سفر می کنیم. حتی برخی مناطق ترکیه را بارها سفر می کنیم و به این دایره بسته فرهنگ گردشگری افتخار هم می کنیم. در بسیاری از موارد توریست های ایرانی هنوز بسیاری از مناطق گردشگری کشور خودشان را نمی شناسند.
برنامه ایرانگرد سهم ارزشمندی در معرفی آثار طبیعی ایران دارد. اما هنوز جای خالی ایرانگرد معماری ایرانی، خالی است.

ما هنوز سرویسهای بهداشتی آبرومندی در استراحتگاههای بین راهی برای توریست های خارجی نداریم. چه رسد به محل اسکان و وسایل حمل و نقل مناسب.

هنوز کلاه گذاشتن سر توریست ها، از فروش محصولات فرهنگی کشورمان برای ما جذاب تر است!

ما هنوز تور و قطار گردشگری که گردشگران را از کرمانشاه به لرستان و اصفهان و کرمان و شیراز ببرد، نداریم.

آثار تاریخی زیادی نیاز مبرم به مرمت و بازسازی دارند. اما سازمان میراث فرهنگی، نه خود قادر است آنها را احیا کند و نه آن را به بخش خصوص واگذار می کند.

در یک کوته بینی حقارت آمیز، بسیاری از آثار تاریخی کشور ما به موزه های جهان با قیمت ناچیز فروخته شده و ما اکنون باید برای دیدن این آثار به فرانسه و انگلستان و آمریکا برویم. بخش لرستان موزه لوور فرانسه از خود لرستان غنی تر است. و آنقدر آثار تاریخی از ایران تاراج شده که بخش های مختلفی را به استانهای ایران اختصاص داده اند. این خیلی دردناک است که برخی از این آثار توسط کسانی قاچاق شده است، که اکنون باز هم قصد بازگشت به قدرت و گول زدن مردم را دارند.

فرهنگ و حفظ آقار فرهنگی باید صددرصد مردمی شود. مقابله با تخریب آثار فرهنگی وظیفه همگانی است. ما نیازمند آموزش نسل فعلی برای حفظ باقیمانده آثاری فرهنگی هستیم.

نوروز یک روز نیست، یک فرهنگ غنی و قوی است؛

✍مجید گودرزی

در طول تاریخ اصلی ترین نقطه قدرت ایران، فرهنگ آن بوده است. شاید به همین خاطر بیشتر تلاشها برای استحاله فرهنگی و ضربه به فرهنگ ایرانی شده است.
نقطه ثقل تمام هجمه های تبلیغی، تخریب فرهنگ ایران بوده است.

در سالهای اخیر تلاشهای زیادی شد که فرهنگ ایران، به یک خرده فرهنگ جهانی، با یک حق رای تبدیل شود و بتوان با افیون دموکراسی و کثرت گرایی نامیمون فراماسونری، این فرهنگ مقتدر و تاثیر گذار جهانی را تحقیر کرد و به بند کشید.

جانشینی برای این فرهنگ در دنیا وجود ندارد. هرگز فرهنگ مبتذل غرب جانشین مناسبی برای این فرهنگ گرانقدر نبوده است. رشد اقتصادی غرب لزوما نشانه رشد فرهنگی نیست.

آنچه در طول تاریخ مأمن و ستون فقرات ایران بوده است فرهنگ آن بوده است و همیشه تاریخ همانند مادری مهربان فرزندان خود را در کوران حوادث بزرگ، حفظ کرده است.

تاثیر فرهنگ ایرانی بسیار بیشتر از قدرت نظامی آنها بوده است و هنوز هم بدون بکار بردن حتی یک گلوله بخش های مهمی از منطقه و جهان زیر چتر فرهنگ ایرانی است.

ورود اسلام، فرهنگ ایرانی را تقویت و بر خلاف باور برخی منتقدان، باعث اصلاح برخی از سنت ها شد. بعنوان نمونه میتوان از اصلاح سنت ازدواج با محارم نام برد که در ایران باستان در برخی مناطق رواج داشته است.

هنوز دوازده کشور تحت سیطره زیبای نوروز مام وطن هستند. درخواست چین با یک و نیم میلیارد نفر جمعیت برای پیوستن به حوزه نوروز، یک دستاورد بزرگ فرهنگی و یک پرچمداری برای ایغورهای ایرانی الاصل چین است. آنها برای بازگشت به سنت های اصیل ایرانی و تبادل فرهنگی هر چه بیشتر با فرهنگ کهن چین تلاشهای ارزشمندی کردند. آنها موفق به گسترش فرهنگ ایرانی در سرزمین سنتهای کهن شده اند.
فرهنگ ایرانی ظرفیت بزرگی برای ایجاد ثبات و امنیت در منطقه است.

تحقیقات گسترده دکتر گیوریان در نهایت نشان داد فرهنگ زیر بنای توسعه است و فرهنگ ایرانی ظرفیت سروری در جهان را دارد.

نژاد و نژاد پرستی یک سنت شیطانی است. چرا که شیطان هم به این خاطر از فرمان الهی سرپیچی کرد که خود را برتر از انسان می دانست و نژاد آتش را برتر از نژاد خاک می‌دانست. اما فرهنگ انسانی و اخلاقی با نژاد پرستی کاملا متفاوت است. تمامی پان ها در سیطره سرزمین مادری یعنی ایران، باطل و غلط هستند.

زمانی که کردهای عراق و سوریه و ترکیه در رسانه های خود اعلام‌ کردند «ما نه ترک هستیم و نه عرب، بلکه ایرانی هستیم»، این نه ناشی از پیشرفتهای ایران است و نه قدرت نظامی ایران. فرهنگ ایرانی یک وزنه بزرگ و ارزشمند در منطقه خاورمیانه و جهان است که بیش از بخش دفاعی و نظامی نیازمند توجه جدی است.

اینکه کار فرهنگی به نظامیان سپرده می شود در حقیقت برای ضربه زدن به این ظرفیت بزرگ است و اوج کج سلیقگی و نفوذ است.

ما در سنگ نگاره های تخت جمشید هم اثری از برهنگی نمی بینیم. حالا عده ایی حجاب را ابزار تسویه حساب‌های سیاسی قرار می دهند، نشانه خوبی است کارهای ضد فرهنگی و تلاش برای ضربه زدن به فرهنگ ایرانی است.

حجاب بیش از آنکه مقوله ایی سیاسی و مذهبی باشد یک سنت تاریخی فرهنگی ایرانی است.

در سایه ضعف متولیان فرهنگی است که ضد فرهنگ جایگزین فرهنگ غنی و قوی می شود.

آنچه که بیش از همه چیز نیازمند استقامت است، حفظ و گسترش فرهنگی است .

توافق با عربستان و کشورهای عربی شروع یک تحول مثبت یا مقدمه چینی برای جنگ در منطقه؛

✍مجید گودرزی

عربستان سالهای زیادی است که بی پروا و آشکارا به منافع ایران در منطقه و جهان حمله کرده است. آشکارترین آنها در سوریه و یمن بود و این دو کشور درگیر جنگ غیر مستقیم و طولانی مدت شدند.

ایران گاهی ضرب شصت های محکمی به عربستان نشان داده. چه در سوریه و چه در یمن. نمونه واضح آن حمله حوثی ها به آرامکو بود. این حمله پهپادی نشان داد کشورهای عربی با وجود خرید سلاح در حجم بسیار زیاد ، قادر به دفاع از خود در مقابل قدرتهای بزرگ منطقه مثل ایران، نیستند.

تحرکات تبلیغی زیادی برای بدنام کردن جمهوری اسلامی در سطح جهان شد. و بخش مهمی از از این حملات تبلیغی بوسیله عربستان با با هزینه ایشان انجام شد. حمله اخیر به مدارس دخترانه و هجمه های سنگین قبل از آن، اذهان جهانیان را برای حمله به ایران مهیا کرده است. درست مثل سناریو حمله به عراق.

تحریم‌های گسترده و فشارهای بی امان اقتصادی، باعث نارضایتی مردم شد و در داخل هم مخالفت های زیادی با عملکرد اقتصادی ج ا شد. فسادهای بزرگ و گسترده هم اعتماد مردم را از بین برد. عجیب آنکه جمهوری اسلامی نه تنها از نارضایتی ها در بخش مسکن، ارز و خودرو جلوگیری نکرد ، بلکه کاسبی هم کرد.

تلاش برای اتحاد اپوزیسون خارج از کشور هم نشانه دیگری است که حرکت جدید اعراب منطقه را در همان راستا می توان تحلیل کرد.

بعد دیگر ماجرا حمایت ایران از روسیه در جنگ اکراین است. غربیها تلاش کردند پای ایران را به این جنگ باز کنند. با وجود انکارهای همیشگی ایران، اما حداقل در بخش تحریم‌های روسیه ، ایران کمکهای گسترده ایی به این کشور کرد و سطح مبادلات تجاری ایران و روسیه به حد تاریخی رسید.

ایران از طرف آذربایجان و کردستان عراق هم بارها تهدید شده است.
اما مانور آمریکایی ها با پنجاه کشور جهان در اقیانوس هند و درپی آن مانور ایران، روسیه و چین در خلیج فارس هر روز بیشتر از دیروز شیپور جنگ را پر طنین تر می کند.

غنی سازی ۸۴ درصدی ایران را برای همیشه صاحب قدرت بازدارندگی می کند و میتواند بطور دائمی منافع غرب و کشورهای همسو با آن را نادیده بگیرد.

شکاف ایجاد شده در جامعه ایرانیان چه در داخل و چه در خارج، امیدهای غرب را برای کاهش هزینه حمله به ایران بیشتر کرده است و زمینه سازی ها برای این حمله در نزد افکار عمومی جهان در حال تکمیل شدن است. شاید یک قتل مشکوک و یا یک سند جعلی موج جدید فشار رسانه ایی باشد.

انتخاب حسن روحانی و افراد همسو همانند علی لاریجانی و تیم دولت، باعث شد دهه نود را به بدترین دهه اقتصادی و سیاسی ایران تبدیل کرد و در سیاست خارجی زنجیرهایی به پای ایران بسته شد که بدون هزینه سنگین برای کشور ، باز شدنی نیست. بقول وزیر خارجه انگلستان پاسخ آنها قرار است «سخت و حساب شده» باشد. شاید مهمترین بخش این محاسبات مهره چینی های سیاسی و نفوذ باشد.

اما آنچه باعث نگرانی است وعده های است که باعث سکوت و راضی شدن آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شد.

پیر نا پخته

✍مجید گودرزی

در انتخابات اخیر بود که رهبر انقلاب لزوم جوان سازی نیروهای انقلاب را با شعار «جوان مومن انقلابی» به همه یاد آوری کردند.

لیست‌های خوبی هم از بین کاندیداهای جوان بسته شد که تخصص های ارزشمندی هم داشتند. برای اولین بار با آزمونهای مختلف و‌ سنجش کاندیداها.

اما در نهایت اسامی کسانی از صندوق های رای بیرون آمد که حداقل به یقین کامل میتوان گفت با بیش از هفتاد سال سن ، جوان نبودند و اجازه بروز چهره‌ای سیاسی جدید را ندادند. خیلی ها از این انتخاب سرخورده شدند.

خود خواهی و خود برتر بینی برخی رجال سیاسی در نهایت برای کشور بحران ساز شد. از حرف و حدیث های پیرامون رئیس مجلس، تا موضع گیری های کاملا غلط میرسلیم.

در این بین آقای میرسلیم در موضع گیری های تند و نسنجیده گوی سبقت را از معترضین و اغتشاشگران هم ربودند و هر از گاهی با سو استفاده از مصونیت سیاسی خود به این آتش برافروخته، بنزینی پاشیدند.

او نشان داد که راهیابی ایشان به مجلس قانونگذاری برای کشور ثمره ایی نداشته، بلکه نشان دادند که یک پیر ناپخته سیاسی وارد مجلس شدند.

من بارها دخالت سلبریتی ها را در سیاست که یک امر بسیار پیچیده و تخصصی است، را رد کرده ام. من معتقدم یک سیاستمدار باید حقوق بداند، باید اقتصاد بداند، باید جامعه شناسی بداند، باید فرهنگ را بشناسد، باید بودجه را بتوان تجزیه و تحلیل کند، باید اصول نظامی گری را بشناسد و ... که از یک سلبریتی که یا ورزشکار است و یا هنرمند، قطعا توقع هیچکدام از این تخصص ها نیست.

اما منکر شکل دهی رفتارهای اجتماعی توسط سلبریتی ها نیستم. نمی شود رفتارهای اجتماعی و فرهنگی را به پلیس سپرد مثل قضیه حجاب و نمی شود سیاسیون مسئول شکل دهی فرهنگ جامعه و رفتارهای اجتماعی شوند. اکنون سیاست زدگی به یک چالش و یک بحران برای کشور تبدیل شده است.
هر چیزی در جای خودش ارزشمند است.

اینکه آقای میرسلیم میفرمایند آقای پرویز پرستویی را نمی شناسند، بدون شک به مردم دروغ گفته است.

سخن آخر اینکه
جناب میرسلیم، زمانی که مصداق «جوان مومن انقلابی» شما شدید با بیش از هفتاد سال سن، ما متوجه شدیم شما خیلی چیزهای دیگر را هم نمی شناسید از جمله سن و سال خودتان را.

امعه یکصدا خواستار شدت عمل قانون و پلیس است؛

✍مجید گودرزی

چند روز پیش که پشت چراغ قرمز بودم، در چشم به هم زدنی، تلفن همراهم به سرقت رفت.

ساعتی منتظر پلیس ماندم و چندین بار با شماره ۱۱۰ با تلفن عابران تماس گرفتم. هر بار اپراتور سامانه 110 از من شماره تماس عابران را برای پیگیری می خواست. ولی من شماره عابران را حفظ نبودم و مجدد فایل جدیدی برای من باز می شد. بالاخره پلیس آمد و گزارشی تنظیم کرد که ابتدای یک مسیر بسیار طولانی، پر هزینه و کاملا بی فایده بود. بعنوان یک آسیب دیده باید به همه پول می دادی و ضرر ما بیشتر و بیشتر می شد. اگر پلیس مجبور بود در قبال سرقت گوشی مردم از بودجه خود یک دستگاه گوشی تهیه و به مالباخته اهدا می کرد، ما شاهد این حجم از سرقت گوشی نبودیم.
اما افسوس که پلیس و پیگیری حقوقی برخی معضلات، بخشی از مشکل هستند.

سامانه رهگیری گوشی های سرقت شده هم یک کاسبی نه چندان مشروع است از مال‌باختگان. این جز تکالیف پلیس است و نباید بابت آنها پول گرفت.اکنون هر چه سرقت گوشی بیشتر شود، درامد این سامانه هم بیشتر می شود. این کاملا غلط است. پلیس و نهادهای امنیتی حق ندارند هزینه بیشتری به مال‌باختگان تحمیل کنند. آنها علاوه بر قصور خود که باعث صدمه روحی و مالی به مردم می شود ، از آنها بابت خدماتی که عموما منتج به نتیجه نمی شود ، پول می گیرند.

وقتی بخاطر تاخیر به افسر پلیس اعتراض کردم گفت:« در یک ساعتی که پست را تحویل گرفته ام این پنجمین گزارش سرقت گوشی است که باید حضور پیدا کنم و گزارش بنویسم».
عرض کردم شما مجرمان و سارقان را بجای تنبیه، نوازش می کنید و همین باعث گسترش جرم شده است. اما پلیس دل پری از قضات و دستگاه قضا داشت. گفت :«من مجرم را با هفده برگ سند به دادگاه معرفی کرده ام و قاضی سارق را تبرئه کرده است»! من چقدر باید سند و مدرک ارائه کنم تا یک مجرم محکوم شود!؟

روزی با یکی از دوستان درخصوص اجرای احکام اسلامی در خصوص قطع انگشتان سارقان بحث می کردیم . ایشان می گفتند :«اگر بنا بر قطع دست دزدان باشد باید دست خیلی ها قطع شود».
اما من معتقد بودم تنها یک مورد هم بازدارنده خواهد بود. از زمان استقرار طالبان در افغانستان، هیچ کس جرات سرقت ندارد، چون مطمئن هستند طالبان با کسی شوخی ندارد. افغانستان عربستان متول نیست.اتفاقا یک کشور بسیار فقیر است. اما در آن دزدی اتفاق نمی افتد. من معتقدم رأفت اسلامی بیش از حد برای جامعه مشکل ساز شده است. و امنیت عمومی را به مخاطره انداخته است. این دردناک است که طالبان که حتی یک دولت هم نیست در مبارزه با سرقت، از دستگاه عریض و طویل ما موفق تر عمل کرده است.

برایم شوکه کننده بود که پلیس می گفت :«برو خدا را شاکر باش که فقط گوشی شما را دزدیده اند. اگر گوشی شما گران قیمت بود و شما مقاومت می کردید، حتما با قمه و چاقو شما را مجروح می کردند!»
بنظر می رسد گسترش جرم و جنایت بیش از آنکه معلول فقر باشد، نتیجه ضعف قانون و مجریان قانون است.

چرا ما باید به اینجا برسیم؟
آیا نمی شود برای اجرای صحیح عدالت مردم را با رای گیری دعوت به مشارکت برای پایان دادن به معضلات رو به ازدیاد جامعه کرد؟
چند نفر مخالف قطع دست دزدانی هستند که امنیت روانی و جانی جامعه را به مخاطره انداخته اند ، هستند؟

چند نفر دیگر باید آسیب ببینند تا قانونگذاران و ضابطان قضایی احساس کنند باید کاری انجام دهند؟

 
  BLOGFA.COM