اشتباهاتي كه جمهوري اسلامي را با بحران مواجه كرد:
اشتباهاتي كه جمهوري اسلامي را با بحران مواجه كرد:
✍مجید گودرزی_ فعال سياسي
خيلي از كساني كه اكنون جز ناراضيان جمهوري اسلامي هستند هم انقلابي بودند و هم سالها جنگيدند.
اما چرا؟
🔸اولین دلیل ناکامی انقلاب و انقلابیون برای رسیدن به اهداف و ارمانها، نداشتن نیروی انسانی متخصص بود. قطع ارتباط با مستشاران خارجی و پاکسازی نیروهای داخلی توانمند که بعدها گفته شد یک توطئه خارجی برای تضعیف کشور بوده است. بعنوان مثال پاکسازی ارتش در آستانه جنگ تحمیلی خسارت سنگینی به نظام دفاعی کشور وارد کرد.
حکومت های انقلابی برای جلوگیری از شکست انقلاب، ناچار به استفاده از نیروهای متعهد هستند و مجبور هستند نیروی متخصص را در اولویت دوم قرار دهند. اما به مرور تخصص و تعهد باید به تعادل برسند. بقول آقای پیتر دراکر پدر مدیریت نوین:
« تعهد و شخصیت به خودی خود در سازمان چیزی ایجاد نمی کند، اما نبودش همه چیز را خراب می کند».
حرکت از تعهد به تخصص در ایران صورت نگرفت و متعهدین قادر نبودند مسیر توسعه را ترسیم کنند و در آن مسیر حرکت کنند. آنها هرگز به جایگزینی تن در ندادند و برخی از آنها تا آخرین روزهای حیات با وجود ناکارآمدی در قدرت باقی ماندند.
🔸دومین عامل اساسی بدون شک جنگ و نا امنی بود. جنگ و نا امنی باعث شد ایران از یک کشور غنی به یک کشور فقیر تنزل یابد. هزینه های ایجاد امنیت بسیار بالاست. بخصوص در منطقه خاورمیانه که خشن ترین گروههای تروریستی در آن جولان می دهند. این سیکل معیوب و این حرکت به سمت نا امنی در تاریخ معاصر بارها تکرار شده است و سرمایه های زیادی را بر باد داده است. ما سرمایه چند نسل صرف بازگشت امنیت به کشور کردیم.
یک جریان مخوف در تاریخ معاصر بارها امنیت را به نا امنی تبدیل کرده و جلوی توسعه کشور را گرفته است. این موضوع در کشورهای عراق، سوریه، پاکستان و برخی دیگر از همسایگان ایران با قدرت در حال اجراست و متاسفانه برخی مردم ما هم در حال همراهی با این جریان امپریالیستی هستند. گناه عمران خان نخست وزیر پاکستان فقط اجازه ندادن به تأسیس پایگاه امریکایی در پاکستان بود. ملت پاكستان با تجمعات ميليوني هم نتوانستند عمران خان را به قدرت بر گردانند.
در کشورهای توسعه یافته همراهی برای نا امنی بسیار کم دیده می شود.
🔸سومین عامل بحران های اقتصادی هستند که برخی عمدی هستند و برخی در جهت کسب سودهای باد آورده است و برخی ناشی از ناتوانی در اداره کشور است. بحران ارزش افزوده، بحران های کارگری، بحران ارزی، بحران ناشی از تحریم، بحران مدیریت کلان اقتصادی، بحران ناکارآمدی قوانین اقتصادی، بحران کمبودهای صوری، و ...
🔸چهارمین عامل برمی گردد به فساد های بزرگ و سازماندهی شده. که گاهی از آن بعنوان فساد سیستماتیک نام برده می شود. فساد، اعتماد عمومی را کاملا از بین میبرد و مردم را نسبت به حاکمیت بد بین می کند. حتی بهترین حاکمان. حاکمیت جمهوری اسلامی در جلوگیری از فسادهای گسترده و بزرگ کاملا عاجز و ناکارآمد عمل کرد. این مردم را بشدت عصبانی و ناراضی کرده است. گویا شرکا می خواستند همدیگر را محاکمه کنند.
🔸پنجم. شق مهم نارضایتی مردم به قانون بر می گردد. قانون به نفع اشخاص و گروهها تنظیم شد، نه جامعه. برندگان انتخاباتهای لیستی، قانون قدرت را جایگزین قدرت قانون کردند. مردم قانونی را که عدالت نداشته باشد، رعایت نمی کنند و مسئولان ایرانی رفتارهای فرا قانونی دارند. احکام سفارشی و امضاهای طلایی نشانه این رفتارهای فراقانونی است. هیچ قانونی مانع رفتارهای خلاف آنها نیست. و بنوعی قانون را آنها تعیین و تفسیر می کنند. آنهم تفسیر منافع محور و جهت دار.
🔸ششم فضای بسته سیاسی. اینکه فقط مردان میتوانند رییس جمهور شوند و زنان در انتخاب ریاست جمهوری کاملا حذف شده اند، فقط یک نمونه از فضای کاملا بسته سیاسی است. انتخابات با انتصابات فاصله کمی دارد. صدای مخالف و نخبگان دارای برنامه براحتی حذف می شوند. حاکمیت باندهای سیاسی، جای شایسته سالاری و نخبه پروری را گرفته است. هر کس با هر میزان توانایی تا زمانی «وصل» نباشد، امکان موفقیت ندارد و اگر وصل شد نیاز به توانمندی ندارد. اکنون مافیایی ترین بخش کشور از نظر شرکت کنندگان در یک نظر سنجی، انتخاب مدیران است. قانون بقای ماده در جابجایی مدیران فاسد، باعث گسترش فساد و نارضایتی و سلب اعتماد مردم شده است.
🔸هفتمین عامل سیاستهای کاملا غلط پولی و مالی است. با اطمینان می توان گفت نظام مالیاتی کشور کاملا کور و هم نظام مالی و هم نظام مالیاتی ضد توسعه ایی عمل کردند.
ما در یک بلاحت تاریخی به پول سود دادیم و سرمایه را با انواع قوانین بازدارنده و ضد تولیدی تنبیه کردیم
🔸هشتمین عامل به تنزل فرهنگی بر می گردد. تقریبا هیچ کس نیست که مدافع وضع فرهنگی کشور باشد و هیچ کس هم از بیست و شش سازمان متولی فرهنگ، پاسخگوی شرایط فرهنگی فعلی نیست.
سپردن اجرای قانون حجاب و عفاف به نیروی انتظامی اوج کج فهمی کار فرهنگی بود. استادم معتقد بود فرهنگ زیر بنای توسعه است.
استحاله فرهنگی دمار از روزگار فرهنگ غنی و قوی ایرانی درآورده است. و در خواهد آورد.