نقش معاونت منابع انسانی در تغییر و تحول سازمانی بی بدیل است؛
پیشرفت امری اتفاقی نیست؛
تغییر، امری حتمی و حیاتی است؛
تغییر در عین حال که غیر قابل اجتناب است، هم می تواند مفید باشد و هم مضر. تغییر بدون برنامه یک قمار خطرناک است.
هر سازمانی که بخواهد از تغییرات سربلند بیرون بیاید نیازمند مدیران جسور و با دانش است. مدیران سفارشی و سیاسی بیشترین ضربه را به سازمانهای تخصصی می زنند.
یکی از ارکان مهم در تدارک تغییر واحد منابع انسانی است. در حالی که در سیر تحول انسان در سازمان ، از انسان اکنون بعنوان «سرمایه های دانشی» یاد می شود، اما هنوز در سازمانهای ما در بهترین حالت، نیروهای ما مستخدم محسوب می شوند!
از آنجا که تغییر زایید تفکرات مدیران قوی است و این مدیران از سوی واحد منابع انسانی تعیین و بکار گماری می شوند، نقش این واحد در تغییرات مفید و موثر، بیش از تمام قسمتهای دیگر است.
اگر مدیران واحد منابع انسانی از دانش لازم برخوردار نباشند، خیلی زود سازمان دچار چالش در بخش های مختلف می شود.
خاطرم هست که در سال ۱۳۹۲ بیش از ۲۲۰ نفر از همکارانی که در یک اقدام غیر قانونی و غیر اخلاقی، قرارداد مشخص نامیده شدند ، مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داشتند. اما اکنون بعد از ۱۰ سال برای مدیریت در بسیاری از بخشها با کمبود نفر متخصص مواجه هستیم! و مجبوریم که از سایر شرکتهای زیر مجموعه از شهرستانها درخواست نیروی متخصص کنیم! همین یک نکته نشان دهنده عملکرد این بخش مهم در تربیت نیروی انسانی لازم است.
جانشین پروری حق سازمان و حق مستخدم است و یک اختیار مدیریتی نیست. یک تکلیف حتمی است. مدیری که جانشین توانمند نداشته باشد، مجرم است و مرتکب ترک فعل شده است. او به سازمان خیانت کرده و باعث اختلال در امور سازمان بعد از خود شده است. نیرویی که نتواند در سازمان رشد و ترقی داشته باشد، یا کاملا بی انگیزه می شود و یا در اولین فرصت سازمان را ترک می کند.
مدیریت منابع انسانی در سازمانهای تخصصی مثل درمان و مهندسی دارای بیشترین چالش است. چرا که ممکن است یک فرد پزشک ماهر و متخصصی باشد، اما لزوما مدیر منابع انسانی توانمندی نیست.
همچنین به احتمال زیاد برخی مهندسان خبره نمی توانند در مدیریت منابع انسانی موفق عمل کنند و سازمان را با بحران مواجه می کنند.
مدیریت یک علم است.