موضوعات مدیریت مالی،سیاسی،اقتصادی وتا حدودی اجتماعی
 

راهکارهایی راهبردی برای ایجاد توسعه در ایران؛

راهکارهایی راهبردی برای ایجاد توسعه در ایران؛

✍مجید گودرزی

در هیچ کشوری در جهان هرگز توسعه از مسیر خشونت گذر نکرده است. برعکس، نا امنی و خشونت سرمایه گذاری را متوقف و حتی منفی می کند.
تفکر و عقلانیت کاملا بی صداست و با هوار کشیدن هیچ ارتباطی ندارد.

@amir9775
من برای برون رفت از شرایط کنونی پیشنهادات زیر را به محضر شریف مردم ایران عرضه می کنم و معتقدم هر مشکلی راهکاری دارد و نمی شود با خشونت تمام مشکلات را حل کرد. چرا که در اینصورت کشورهای پیشرفته باید محل بزرگترین درگیری ها و خشونت‌ها می بود.

من اعتقاد راسخ دارم هم حاکمیت و هم مردم در مسیر اشتباهی قرار گرفته اند و آنچه مهم است منافع ملی است.

ما هرگز نباید به عقب برگردیم. ما در ۴۳ سال پیش انقلابی کردیم که چه خوب و چه بد یک بحران عظیم در بخش امنیت ملی ایجاد کرد و سرمایه های چند نسل بعد از انقلاب صرف ایجاد امنیت مجدد شد. ما هرگز نباید دوباره مسیر تا امنی را برگزینیم.

من معتقدم اگر مردم و مسئولان بر سر اصلاح موارد زیر توافق کنند، بخش مهمی از مشکلات فعلی حل خواهد شد.
من این را تضمین می کنم.

۱_محاکمه عادلانه و علنی مسببین مرگ مهسا امینی و مجازات عاملین، آمرین و حتی قانونگذاران. برچیده شدن همیشگی گشت ارشاد با هر اسمی.

۲_بخش مهمی از اعتراضات ناشی از مشکلات اقتصادی بود. و اصلی ترین عامل مشکلات اقتصادی بحران ارزش افزوده است. باید سرمایه گذاری در بازارهایی که ارزش افزوده صفر دارند متوقف شود. مثل بازارهای ارز و طلا و مسکن سرمایه ایی و نیز طرح های نیمه تمام و سپرده های بانکی که همگی حتی یک شغل هم ایجاد نمی کنند و اقتصاد ایران را قفل و نا کارآمد کرده اند.

۳_ ما خواستار استقلال کامل بانک مرکزی، قوه قضاییه و مرکز آمار ایران هستیم.

۴_ما خواستار جلوگیری از سرمایه گذاری در پول بجای اقتصاد مولد هستیم. باید تشویق پولدار و تنبیه سرمایه گذاری به هر نحوی متوقف شود. پرداخت سود های کلان به پولدارها و بالا بردن هزینه های سرمایه گذاران باید متوقف شود و باید بیشترین تسهیلات به تولید کنندگان و بیشترین تنبیهات برای کسانی در نظر گرفته شود، که سرمایه ها را از چرخه اقتصادی خارج و اقدام به کنز مالی می کنند.

۵_ نظام حقوق و دستمزد نیازمند تغییر اساسی است و باید بین حداقل و حداکثر حقوق بیش از سه برابر تفاوت نباشد. دستمزد کمتر از خط فقر جنایت است. اشتغال پایدار حق همه است و ۲۶ نوع قرارداد استعماری باید به سه نوع قرارداد موقت، پیمانی و دائم تغییر یابد. حق التدریس و قرارداد معین به نظام آموزشی و جامعه کارگری آسیب جدی وارد کرده است.

۶_ نرخ ارز باید واقعی شود. دلار ۳۳ هزار تومانی جنایت است و باعث فقر مردم و تاراج ملی شده است. تحریم و قاچاق ارز بهانه فلاکت مردم شده است. اگر حاکمیت ناچار است نرخ ارز را بالا نگه دارد باید پرداخت‌های جبرانی برای آحاد جامعه در نظر بگیرد و سودهای باد آورده ناشی از دستکاری نرخ ارز در صورتهای مالی شرکتهای صادرات محور درج گردد و سهامداران از دستکاری نرخ ارز بهره مند شوند

۷_ نظام مالیاتی ما کاملا کور است. کلیه معافیت های مالیاتی باید لغو شود. و نرخ مالیات باید کمتر از کارمزد بانکی باشد تا فرار مالیاتی صفر گردد. همچنین باید مجازات فرار مالیاتی تشدید شود. بیشترین مالیات می بایست از پول و سوداگری اخذ شود و کمترین نرخ مالیات را باید سرمایه گذاران و تولید کنندگان بپردازند.

۸_ بودجه سنواتی «بودجه مرده» است و نشانه کاهلی دولت و مجلس برای استفاده از بودجه های مترقی و عملیات محور و برنامه محور است. ما نیازمند تاسیس رشته بودجه و تربیت نیروی انسانی لازم هستیم. بودجه بزرگترین، پیچیده ترین و مهمترین لایحه کشور است.

۹_ انسان محور توسعه است. ما نیازمند تجدید ساختار و مهندسی مجدد مدیریتها در کشور هستیم. عملکردها و برنامه باید ملاک انتخاب مدیران باشد. مهمترین بخشی که میتواند کشور را در شرایط کنونی نجات دهد تغییر انتخاب مدیران از محفلی به حرفه آیی و تخصصی است.

۱۰_ ما نیازمند نگاه جدی به ظرفیت‌های عظیم انرژی و کشاورزی هستیم. این دو بخش از مهمترین بخش های است که در جهش تولید ظرفیت بسیار بالایی دارند. ما در بخش کشاورزی نیازمند تاسیس خانه های ترویج همانند خانه های بهداشت هستیم. فاصله دانشگاه تا مزرعه بسیار زیاد است و کشاورزی سنتی باعث خسارت جدی به محیط زیست شده است.

۱۱_ ورزش و آموزش در دنیا از صنعتهای پر سود هستند و در ایران بازدهی منفی دارند. باید مراکز آموزشی و ورزشی صرفه اقتصادی داشته باشند. دانش آموختگان دانشگاههای کشور در صورتی که از کشور خارج شوند، باید مالیات بپردازند.

۱۲_ دولت باید حقوق طبیعی آحاد جامعه را به رسمیت بشناسد. هر انسانی که در محدوده جغرافیایی ایران به دنیا می آید دولت موظف است حقوق اولیه و طبیعی او را تضمین کند.بخصوص در بحث اموزش، خوراک، بهداشت و درمان و مسکن.

ایران بازنده جنگ اکراین نخواهد بود؛

ایران بازنده جنگ اکراین نخواهد بود؛

✍مجید گودرزی

چرا که روسیه هرگز قابل پیوند مجدد با اروپا نیست. روسیه برخلاف رویه گذشته اش و علی رغم میل باطنی اش، متحد ایران باقی خواهد ماند. هیچ کشوری به اندازه ایران از بازگشت هژمونی روسیه سود نمی برد. روس‌ها سیاست مخالف اروپایی ها و آمریکا در ایران دارند.

روس‌ها وابستگی حیاتی به ایران پیدا کرده اند و این در تاریخ بی سابقه است.

ایران توانست روسیه را وارد معرکه سوریه کند و منطقه را نجات دهد. ایران و روسیه بزرگترین قدرت سخت و نرم جهان را در سوریه بوجود آوردند. نه روسیه و نه ایران، به تنهایی قادر به شکست برنامه های اروپایی ها و آمریکا در سوریه نبودند. بدون شک بعد از سوریه نوبت ایران بود.

ایران در حقیقت از طریق روسیه به حق وتوی سازمان ملل دست یافته و از زیر فشار آمریکا، انگلیس ، آلمان و فرانسه خارج شده است.

ایران حتی قادر است با همراهی روسیه از طریق یمن بحران انرژی را دهها برابر بیشتر از وضع کنونی کند و اروپایی ها مایل به بدتر شدن اوضاع نیستند. ایران خواستار معادلات برابر با اروپایی هاست و هیچ نامعادله آیی را نمی پذیرد. در مذاکرات اخیر هم موارد جدیدی با توجه به اوضاع جهانی مطرح کرده است.

اروپایی ها به غلط به دانش آموزان ایرانی دل خوش کرده اند که هنوز معنای دیکتاتور را نمی دانند. ایران سوریه نیست. تفاوتهای فرهنگی عمیقی میان مردم ایران و سوریه و افغانستان است.



تنها گزینه در صورت ادامه وضع موجود، معادله باخت _باخت یا همان رویارویی مستقیم خواهد بود که آنهم بدون شک وضع را بهتر نخواهد کرد.

هم اکنون هم اوپک پلاس با درخواست‌های اروپا و آمریکا مخالفت کرد و متحدان اصلی آمریکا و اروپا در خاورمیانه با کاهش دو میلیون بشکه ایی نفت ، جواب واضح و روشنی به عدم پاسخ غریبها به خواسته های خود دادند.
عربها هم از وضعیت موجود جهانی بهره برداری لازم را کردند و همانند ایران درخواست‌های جدیدی را مطرح کردند.

روسیه در انتخابات بیش از ۸۲ کشور نقش داشته است و مقابله با این کلونی عظیم جهانی کار ساده ایی نخواهد بود.

هر روز کشورهای بیشتری از اروپا و آمریکا فاصله می گیرند.
در آخرین رای گیری در شورای امنیت علیه ایران، تنها یک کشور با آمریکا همراهی کرد.

ما نسل سوخته نیستیم.

ما نسل سوخته نیستیم.

ما نسل پخته ی انقلاب و کشور هستیم که بحرانهای بزرگی مثل طولانی ترین جنگ قرن و شدید ترین تحریمهای جهان را پشت سر گذاشتیم.
ما زبده ترین و بیشترین جوانان تحصیل کرده در تاریخ این کشور هستیم که به بدترین شکل ممکن مدیریت شدیم تا پیر شویم.
به عینه دیدم مدرسان دانشگاه را که شغل سازمانی تایپیست به آنها داده بودند. این در مدیریت منابع انسانی و مدیریت منابع کشور یعنی جنایت.

نیروی عظیم جوان کشور یک چالش نیست ، یک فرصت بی نظیر برای جبران عقب ماندگی هاست.

من منبعی بزرگتر و ارزشمند تر از نیروی انسانی جوان و آموزش دیده در کشور برای ایجاد جهش در بخش های مختلف سراغ ندارم.

انسان محور توسعه است.

عجیب است به جوانان ما در داخل کشور می گویند نسل سوخته و در خارج از ایران می گویند «سرمایه های دانشی»

من مخالف هر قانونی هستم که بخواهد «نسل جوان کشور» را از عرصه های مهم بخصوص عرصه سیاسی حذف کند.

در عجبم که چگونه «جوان مومن انقلابی» در شب آخر انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی، شد میرسلیم و قالیباف. اینها در یک شب چند سال می توانند جوان شوند!؟

من مخالف بند «رجل سیاسی» هستم که نیمی از جمعیت کشور که جوانان هستند، و نیمی دیگر که زنان هستند را حذف می کند.

مجید گودرزی

ما قبول داریم که شما قادرید حکومت های مردمی را نابود کنید؛

ما قبول داریم که شما قادرید حکومت های مردمی را نابود کنید؛

✍مجید گودرزی

حکومت ملی و مردمی عمران خان آخرین نمونه از سرنگونی دولتهای است که همراه و همسو با غرب نبودند. میلیونها نفر به خیابان آمدند تا از حق انتخاب خود دفاع کنند، اما تقریبا هیچ کاری نتوانستند انجام دهند و کابینه عمران خان، یکی از محبوبترین و کاریزما ترین شخصیت های پاکستان، بدست انگلیس و آمریکا سقوط کند. فقط به این دلیل که عمران خان مخالف احداث پایگاه آمریکا در پاکستان بود.

یک نیروی اهریمنی سالهاست که هر زمانی اراده کند، هر دولتی را در خاورمیانه سرنگون می کند و مصیبت عظما آنجاست که مردم منطقه هم همیشه همراهی کرده اند و آسیب دیده اند.

اروپا در وضعیت بدی قرار گرفته و یکی یکی دولتهای چپ گرا دارند به قدرت می رسند. بحران در اروپا جدی است و ایران سرشار از منابعی است که اروپایی ها به آن نیاز حیاتی دارند.

اروپایی ها سالهایت که دولتهای ایران را مورد بدترین تحریمها قرار داده اند. و حالا در یک بلاحت آشکار برای دفاع از مردم ایران در حوادث اخیر ، آنها را تحریم می کنند.
اروپایی هایی که متهم اصلی نابسامانی های اقتصادی ایران هستند، دولتهای ایرانی را متهم به ناکارآمدی می کنند و تقریبا تمام ظرفیت خود را برای براندازی آنها بکار گرفته اند.
ایران پاشته آشیل جنگ روسیه و اکراین است. آنها تمام ظرفیت خود را برای قطع ارتباط ایران و روسیه بکار گرفته اند.

مردم گرفتار فقر و فساد شده اند، اما نمی دانند در پس پرده حمایت‌های دولتهای غربی چه جنایت‌هایی نهفته است. دقیقا دولت و مردم ایران در جهت خطا و خلاف در حرکت هستند. همه باید بایستند. ما نباید برای نجات اروپا کشورمان را ویران کنیم.**

ایران کلید حل بحران اروپاست و مردم ما این را نمی دانند.

اینها را می نویسم برای ثبت در تاریخ؛

اینها را می نویسم برای ثبت در تاریخ؛

✍مجید گودرزی

اکنون تمام ارتباطات مختل شده،
از ارتباط فضای مجازی گرفته، تا ارتباط مردم با صدا و سیمای کشور.
از ارتباط روحانیون با مردم تا ارتباط نخبگان با نسل جدید.
گسست کامل ارتباطی.
هیچ انذار و هشداری شنیده نمی شود.

مسیر اشتباه است و کسی قادر نیست جلوی این اشتباه را که میتواند دهشتناک باشد، را بگیرد.
همانطور که هیچ کس قادر نبود جلوی بیست و سه میلیون رای به فارغ التحصیلان گلاسگو انگلیس را بگیرد تا یک «یتیم خانه ایرانی» دیگر رقم بزنند.

خیلی ها نادانسته برای یک کودتای نرم و حساب شده هلهله کردید و ندانستید «رحم اجاره ایی» قرار است دیو بزاید. اکنون هم همان هلهله را تکرار می کنید.

خوب طراحی کردند و بد عمل کردیم. این خلاصه داستان است. همه چیز داشتیم و هیچ چیز نداشتیم.

شما رای دادید و دیگران را مقصر جلوه دادید. تا توانستید به نخبگان فحش دادید و برایشان پرونده سازی کردید.

این کشور منابع و نیروهای عظیمی داشت که در کمال ناجوانمردی با آنها برخورد شد. چه از طرف مردم و چه از طرف حاکمیت. یادم نمی رود رای ندادن ها و تایید صلاحیت نشدن ها. یادم نمی رود لیست های سیاهی که تا آخر نوشتید و روزگارمان را سیاه کردید.

لیبی را دیدید اما معتقد بودید باید کرنش کرد.
سوریه را دیدید اما به اعتراضات کور پافشاری کردید.
انقلاب ۵۷ را دیدید و دیدید که چگونه سرمایه چندین نسل را هزینه کردید تا به امنیت نسبی برسید، اما مجددا برای ناامنی آستین بالا زده اید.

اکراین را دیدید و با صنعت هسته ایی مخالفت کردید.
کسانی را که برایتان خانه ساختند، خانه خراب کردید و آنهایی را که نساختند تکریم کردید.
آنهایی را که انقلاب مستضعفان را انقلاب مستکبران کردند و از سفره انقلاب سهمشان همه ی انقلاب شد، را نکوهش هم نکردید و آنهایی که یک ریال از سفره انقلاب برنداشتند را دزد خطاب کردید و جان و دلشان را سوختید.
بیش از آنکه ظلم حاکمیت را پاسخ دهید، به هم نوع خود ظلم کردید. در حق همدیگر خصم مادرزاد شدید و از فشاری که به کودکان این سرزمین آمد، ابایی نداشتید. حالا نیل پدید آمده که به همه چیز معترض است. حتی پدر و مادرش.

در بیماری اقتصادی مثل تورم تا توانستید سرمایه گذاری کردید. احتکار کردید، گران‌فروشی کردید، کم فروشی کردید، بی اخلاقی کردید. غافل از اینکه هم وطنان خودتان از این سرمایه گذاری شوم آسیب دیدند. غیر قابل جبران.

سود را جایگزین ارزش افزوده کردید و فکر کردید رشد کرده اید. منتظر سرمایه گذار از آسمان بودید اما فرشتگان و ناجیان آسمانی به کمک شما نخواهند آمد.

همه دارند از این اجتماعی که شما ساخته اید فرار می کنند. از همه طلبکارید غیر از خودتان. اجتماع وحشتناکی است.

من از همه عاجزانه درخواست می کنم هر تغییری که میخواهید انجام دهید، اما امنیت را از این کشور نگیرید و جلوی نا امنی کنندگان را که اهداف بزرگی دارند را، با قدرت بگیرید. شاید پشت این نا امنی ها «پاسخ سخت و حساب شده» یک روباه پیر باشد.

اولاف شولتز به این سادگی دست از لگد زدن بر نمی دارد؛

اولاف شولتز به این سادگی دست از لگد زدن بر نمی دارد؛

✍مجید گودرزی

مردم آلمان نه اولاف شولتز صدر اعظم کنونی آلمان را فراموش می کنند و نه مرکل صدر اعظم سابق را.

مرکل آلمان را در بالاترین سطح تولید و قدرت تحویل داد. او توانست با کمکهایی که به کشورهای اتحادیه اروپا در جریان رکود جهانی سال ۲۰۰۸ کرد ، عملا سروری اتحادیه اروپا را بدست آورد.

تصمیمات نازی ها و کشورهای همسو در نهایت، مقام قدرتمند ملکه را در انگلیس تشریفاتی کرده بود و رهبری قدرتمندانه آلمان در این اتحادیه در نهایت باعث شد انگلیس و ملکه راهی بجز قبول خسارت 1000 میلیارد دلاری برگزیت برای خروج از اتحادیه اروپا نداشته باشد.

مرکل هم انگلستان و هم ملکه فقید آن را نقره داغ کرد و این باعث شعله ور شدن خشم انگلیسی ها از آلمانها شد، تا در یک بازی کثیف اتحادیه اروپا را رو در روی پوتین و روسیه قرار دهند.

مرکل هیچگاه رو در روی پوتین بعنوان اصلی ترین تامین کننده انرژی اتحادیه اروپا و به خصوص آلمان قرار نگرفت.
پوتین گاهی تا چهار ساعت خانم صدراعظم را پشت در نگه می‌داشت و یا در جلسات و ملاقات‌های رسمی بیش از آنکه به صدراعظم آلمان توجه کند، به سگش اهمیت می‌داد.

مرکل تحقیر خودش را به تحقیر کشورش ترجیح می داد.

اما جانشینان مرکل خیلی زود به اصطلاح «بند را آب دادند» و در یک حماقت تاریخی ابتدا خط لوله گاز نورد استریم دو را تحریم کردند. سپس زحمت از کار انداختن خط لوله نورد استریم یک را هم انگلیسی ها کشیدند تا آلمان مجبور شود تمام معاهدات آب و هوایی را برای گذر از سرما نقض کند و به عصر چوب و ذغال سنگ برگردند.

بعد از چهل سال با بی تدبیری صدر اعظم و تیم نه چندان مدبر خود، تراز تجاری آلمان منفی شد و یک وابستگی شدید و خرد کننده به آمریکا ایجاد کردند.

آنها حتی در مجاب کردن اوپک پلاس برای افزایش سقف تولید برای گذر از سرمای زمستان امسال ناکام بودند. وایکینگ ها انتقام سختی از نازی ها و فرانسوی ها گرفتند و هزینه آن را هم اتحادیه اروپا بخصوص اکراین و روسیه دادند.

آنها تلاش کردند با نا آرام کردن ایران، سران ایران را وادار به کرنش و عقب نشینی در برجام و سایر معاهدات کنند. چرا که با آغاز جنگ اکراین ایران امتیازات جدیدی را مطرح کرد که اروپایی ها نتوانستند آن را پاسخ دهند.

هم اکنون هم در نهایت ضعف و نا امیدی حربه نخ نما شده ی حقوق بشر را علیه ایران دنبال می کنند. بی تدبیری ها یکی پس از دیگری در حال اتفاق افتادن است.

ایران موفق شد اعتراضات را مدیریت و جلوی تکرار سناریو سوریه را در ایران بگیرد و بزودی جهان شاهد انتقال نا آرامی ها از ایران و خاورمیانه به اروپا خواهد بود.

سران آلمان هم به کشورشان و هم به سایر کشورهای این اتحادیه خسارت‌های سنگینی وارد کردند. آنها بزودی باید پاسخ افکار عمومی خود را بدهند.

حرفهای رئیس جدید سنای آمریکا بوی خون میداد

✍مجید گودرزی

مک کارتی می گوید :«ما باک بنزین آمریکایی ها را پر خواهیم کرد».
این در حالی است که قبل از شروع فصل سرما بر اساس آمارهای رسمی، بیش از ۴۳ درصد ذخایر راهبردی آمریکا مصرف شده است.
از سوی دیگر اوپک پلاس هم با درخواست جو بایدن برای افزایش سقف تولید مخالفت کرد و برعکس خواسته او ،دو میلیون بشکه از تولید خود را کم کردند
به هرحال سخنان مک‌کارتی نشان می‌دهد که آنها برای پر کردن ذخایر استراتژیک خود و نیز کمک به اروپا که اکنون در حال بازی کردن در زمینه آمریکاست هستند و بشدت تحت فشار هستند و مجبور شده اند تمام معاهدات آب و هوایی را زیر پا بگذارند، منابع جدیدی را در نظر گرفته اند.

هشدارهای رییس جمهور چین در خصوص آمادگی برای یک جنگ هر روز شدیدتر می شود.

حمایت های گسترده آمریکایی ها از آشوبگران در ایران برای تضعیف امنیت ایران و نیز تلاش برای اجماع سازی جهانی علیه ایران و حماقت ایرانیان خارج از کشور در همراهی با این فراخوان و این اجماع جهانی نشان می دهد جمهوری‌خواهان در صورتی که به قدرت دست پیدا کنند، حتماً در خصوص حمله به ایران و دستیابی برای به ذخایر عظیم نفت و گاز آن، فکر های خطرناکی در سر دارند.

کابوس آمریکایی ها و اروپایی ها که بیش از یک قرن است ذهن‌شان را مشغول کرده و تلاش های زیادی برای بی اثر کردن آن کرده اند ، در حال وقوع است، «سلاح نفت».

آنها بی دلیل نیست که هزینه های زیادی برای اجماع سازی بین اپوزسیونی که تاکنون هرگز نتوانسته اند در کنار همدیگر قرار بگیرند، خرج کرده اند.

از خیانت تاریخی، به خدمت طلایی رسیدیم؛

✍️مجید گودرزی

یکی از دردناک ترین اقدامات دولت حسن روحانی، حراج و تاراج ۶۲ تن طلا از پشتوانه پول ملی به بهانه واهی کنترل بازار سکه بود. بدون شک در هر کشوری چنین خیانتی انجام میشد، مسببان آن به بدترین شکل ممکن مجازات می شدند .
اما دریغ و افسوس که با وجود بیش از ۵۸۰/۰۰۰ شکایت از آن دولت حتی دستگاه قضا ایشان را احضار هم نکرد و گفته میشود همه در برابر قانون برابر هستند!

تبعات این خیانت اقتصادی تاریخی، سالها اقتصاد ایران را رها نمی کند. چون بازگشت این حجم از طلا به خزانه ملی در شرایط فعلی محال و یا نیازمند دهها سال تلاش بی وقفه است.
گاهی مسئولان ما برای سرمایه های سالها قبل از خود و یا سالها بعد از خود تصمیم می گیرند و برای سرمایه هایی که مربوط به آنها نیست، تصمیم می گیرند. این رویه باید تغییر کند. دولتها تنها می‌توانند و باید تصمیم گیر برای دستاوردهای خودشان باشند.

سکه ایی که در خزانه ملی کشورها طی سالیان دراز جمع آوری شده است، حاصل جنگهای خونین و کشته شدن صدها و میلیون ها سرباز ایرانی می باشد و یا حاصل مشقت زیاد نیروی کار در طی سالیان طولانی است. طلای پشتوانه پول ملی پس انداز چند نسل است و نباید با تصمیم یک یا چند نفر خاص تاراج و حراج شود.

بغیر از تیم اقتصادی دولت آقای روحانی تقریبا تمام کارشناسان اقتصادی معتقدند خالی کردن طلای خزانه پشتوانه پول ملی، باعث کاهش قیمت سکه در بازار نخواهد شد. هر چند ممکن است افزایش عرضه باعث کاهش یا تعادل تقاضا شود، اما بدون شک با کاهش پشتوانه پول ملی، و بی ارزش شدن آن، مجدد قیمت‌ها بالا خواهد رفت.
خروج طلاهای حراج شده از کشور، بعد دیگر این تاراج ملی است.

اما اکنون در بورس فروش سکه هم باعث کاهش ریسک نگهداری طلا برای سرمایه گذاران شده است و هم برای حفظ ارزش دارایی یک راه مناسب برای سرمایه گذاری است. همچنین ریسک تقلبی بودن سکه با خرید اوراق سکه از بین می رود.

این خدمتی مهم به اقتصاد و کسانی است که امنیت بیشتری را در معاملات طلا جستجو می کنند . با اینکار بخش بزرگی از نقدینگی جمع و باعث افزایش ارزش پول ملی و کاهش تورم میشود.

به شرط آنکه مثل حسابهای ارزی با سهام و اوراق طلا برخورد نشود و دولت تمام تلاش خود را صرف اعتماد بخشی به سرمایه گذاران کند.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

آمریکا هنوز خواب شعبان بی مخ را می‌بیند؛

✍مجید گودرزی

کودتای بیست هشتم مرداد یکی از نگین ترین اقدامات یک دولت علیه آزادی، دموکراسی و ملی گرایی در کشور دیگر بود که متاسفانه با جهالت جاهل ترین آدم های آن روزگار رقم خورد. این نخبگان سیاسی نبودند که تغییرات را رقم زدند بلکه بی بند بار ترین و بی اخلاق ترین و بیسوادترین افراد جامعه بودند که رهبری تغییر بر عهده گرفتند.

آمریکایی‌ها با هزینه کرد حدود ۶ میلیون تومان توانستند یکی از مردمی‌ترین دولت های ایران را که یکی از جنبش‌های سیاسی بسیار ارزشمند در روزگار خود بود، را سرنگون کنند.

بدون شک روابط ایران زمان شاه با روابط ایران بعد از انقلاب بکلی متفاوت است و نقش آفرینی. آمریکایی ها و همراهی مردم ما، دو سر یک طیف است.

آمریکایی ها و اروپایی ها این بار با کارنامه‌ای سیاه از انواع و اقسام جنایات، تحریم‌ها، قتل و ترور در ایران می‌خواهند حامی مردم ایران شوند!

آنها هنوز در ۷۰ سال گذشته گیر کرده اند نمی دانند که نسلی که الان در حال اعتراض و نقش آفرینی هستند سرسوزنی برای آمریکا و حرف‌هایش اعتبار قائل نیستند.

آنها خوب دیده اند و خوب به یاد دارند اقداماتی که آمریکایی ها برای آزادسازی افغانستان و عراق انجام دادند. قتل میلیونها نفر را آمریکایی ها آزاد سازی قلمداد می کنند و جامعه آیی که به مرگ یک نفر بر آشفته شد هرگز در راستای سیاستهای آمریکای ها قرار نخواهد گرفت.

زمان شاه آمریکا بود که ایران را در سطح اول منطقه نگه داشته بود و پیشرفته ترین سلاح ها را در اختیار ایران قرار داده بود و روابط خوب و بسیار عمیقی با ایران داشت. اما اکنون شرایط فرق کرده و جملات جو بایدن رئیس جمهور آمریکا بیشتر شبیه هذیان گویی است. بنظر می رسد این جملات بیشتر برای کمک به جمهوری اسلامی برای خارج شدن از زیر بار فشار باشد تا حمایت از جنبش و اعتراضات مردمی ایران.

مردم ایران خوب می دانند که منظور ترامپ و بایدن از آزاد کردن ایران چیست آنها می دانند که آمریکایی‌ها بعد از تضعیف کشورها در اثر تحریم طولانی مدت، چه بلایی سر آنها آورده اند. عراق را بعد از یازده سال تحریم و تضعیف با خاک یکسان کردند. مردم ایران هرگز اجازه نخواهند داد که این اعتراضات که در جای درست و منطقی و در جای دیگر اشتباه است، عنان آن به دست آمریکایی ها، منافقین، تجزیه طلب ها و سلطنت طلب ها بیفتد.

آنهایی که پول گرفتند تا بتوانند جریان‌های اعتراضی را رهبری کنند، خوب می‌دانند که شعبان بی مخ مرده است و نسل تحصیل کردگان ایرانی و نسل فرهیخته ایرانی، هرگز اجازه نخواهد داد که مجددا آمریکایی‌ها بخواهند از تضعیف دوباره کشور و تضعیف نهادهای امنیت ساز، بهره برداری کنند.

مردم ایران خوب می دانند آمریکا بدنبال منافع خودش است نه مردم ایران.

سخنی با مردم ایران؛

من مجید گودرزی، داوطلب انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ هستم که حتی اجازه ندادند 30 بند برنامه های ما بصورت ناشناس هم منتشر شود. این در حالی بود که سالهاست با رسانه های مختلف همکاری داشته ایم. ما نسبت به دایره بسته و ناکارآمد قدرت سالهاست که تذکر داده ایم و در این خصوص بیش از ۷۰۰ عنوان مقاله و یادداشت برای تنویر افکار عمومی به محضر شریف مردم ایران عرضه داشته ام و نقدهای بسیار ارزشمندی دریافت داشته ام.

اکنون هم با اطمینان کامل عرض می کنم مسیری که حاکمیت و مردم در آن قرار گرفته اند، مسیر کاملا غلطی است و هیچ اشتباهی جبران نخواهد شد و عملکرد مثبتی ایجاد نخواهد شد.
اگر برخی ها به اسم مردم و نفوذی ها موفق شوند تمام نیروهای انتظامی و امنیتی کشور را شهید کنند، که همگی بچه های ما هستند ، هیچ اتفاق مثبتی روی نخواهد داد.
من معتقدم همه باید بایستیم. این مسیر کاملا اشتباه و به همه ما تحمیل شده است.
غرب و برخی کشورهای عربی همه ی ظرفیت خود را بسیج کرده است تا کشور را دچار بحران کند. همان غربی که مسبب بخش مهمی از مشکلات فعلی است.
اما من به مردم ایران اطمینان خاطر می دهم که تمام مشکلات کشور قابل حل هستند. اما نه با شورش و شکستن چارچوبهای زندگی اجتماعی. بلکه با ترمیم و بهبود شاخص ها.
اعتراض حق همه ی انسانهایی است که اجتماعی خلق شده اند و تصمیمات دیگران بر زندگی آنها اثر دارد.اما نه هر اعتراضی و نه هر تغییری.
برخی چالش ها و بحرانهای ملی ما تنها یک مصوبه نیاز دارند.

من اطمینان می دهم بخش مهمی از مشکلات کشور با پنج اقدام موثر حل خواهد شد. و راه حل هیچ مشکلی شورش و نا امنی نیست.

راهکارهایی که من به محضر شریف مردم ایران برای پایان دادن به درگیری و خشونت عرض می کنم، حاصل سالها تدریس در دانشگاههای مختلف، دوازده سال کار سیاسی و ۱۴ سال کار رسانه ایی و به شرح ذیل است؛

۱_استقلال کامل بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و قوه قضاییه و چند برابر شدن مجازات های تخلفات در این بخش ها.

۲_من اصلی ترین بحران اقتصادی کشور را، #بحران_ارزش_افزوده می دانم. اکثر قریب به اتفاق مشکلات اقتصادی از سرمایه گذاری و چالشهای آن نشات می گیرد. ما اکنون بخش عظیمی از سرمایه های کشور را در بازارهایی سرمایه گذاری کرده ایم که ارزش افزوده همگی آنها صفر مطلق است و این بدبختی بزرگ ماست.
طرح های نیمه تمام، ارز، طلا، سپرده های بانکی، خانه های کلنگی و سرمایه ایی و ... از آن جمله است.
ما برای جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی در بازارهایی سرمایه گذاری کرده ایم که این سرمایه گذاری های عظیم در بیماری های اقتصادی مثل تورم و ارزش افزوده صفر، مصداق #خودکشی_از_ترس_مرگ است. این مسیر باید اصلاح شود.

۳_ من معتقدم و تضمین می کنم با یک مصوبه قانونی میتوان مسکن را برای همیشه از بحران خارج کرد. مسکنی که به بزرگترین چالش سی میلیون مستاجر و صنعت ساختمان، بعنوان کلیدی ترین صنعت کشور تبدیل شده است.
«قانون بهای تمام شده مسکن» باید مطالبه ملی شود.

۴_حقوق طبیعی افراد باید به رسمیت شناخته شود و تمام کسانی که در این کشور بدنیا می آیند، باید از حداقل این حقوق بصورت تضمین شده و رایگان بهره مند شوند تا شروع سن قانونی کار. این حقوق شامل، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، آموزش و مسکن است.

۵_حاکمیت قانون و جایگزینی قدرت قانون، بجای قانون قدرت، یکبار برای همیشه، باید مطالبه ملی شود. ما نیازمند قوانین ثابت، عدالت در قانون، تعریف درست قانون جرم سیاسی و ... هستیم.

بدون شک اینها بخش های مهم مشکلات فعلی جامعه هستند، که منشا مشکلات مهم دیگر هستند.

نباید از خاطر برد که فرهنگ زیر بنای توسعه است و تحول اساسی در بخش فرهنگی میتواند به اجرای این طرح ها کمک شایانی کند و با سطح فرهنگی فعلی تقریبا هیچ چالشی قابل حل نیست.ما دچار استحاله شدید فرهنگی و ضعف فرهنگی عمیق هستیم.

بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد مشکلات کشور با اتکا به این پنج بند و ایجاد تحول ساختاری در این بخش ها قابل حل است.

خصوصی سازی به سبک رئیسی

✍مجید گودرزی

بالاخره بلوک 12درصدی هلدینگ خلیج فارس بعد از سه روز رقابت فشرده، با بیش از سی درصد افزایش قیمت نسبت به قیمت پایه و با بیش از 200 بار تغییر قیمت به فروش رسید.

رئیسی که قبل از آن هم با ابطال واگذاری کشت و صنعت دشت مغان در کسوت قاضی القضات، نسبت به تاراج منابع ملی معترض بود، اینبار قدم محکمی برداشت.

بلوک 12 درصدی هلدینگ خلیج فارس با بالاترین قیمت و حتی بالاتر از قیمت بازار به فروش رسید و این نوید دهنده اصلاح صورت غلط مسئله خصوصی سازی های گذشته است.

جایی که نساجی بروجرد، نیشکر هفت تپه، ماشین سازی تبریز، کشت و صنعت مغان، پالایشگاه رازی و دهها و صدها صنعت ارزشمند کشور پس از واگذاری های ویرانگر چالشهای بزرگی برای کشور به وجود آوردند.

خصوصی سازی به سبک رئیسی و در چارچوب اصل ۴۴ قانون اساسی، عملکرد بی بدیلی است که هم دوست و هم دشمن بر آن صحه خواهد گذاشت و در کارنامه رئیس دولت سیزدهم خواهد ماند.

امید است تمام واگذاری های به سبک غارت منابع ملی و همانند مغولها، ملغی و مجددا همانند هلدینگ خلیج فارس به مزایده گذاشته شوند.

هنوز درد واگذاری نساجی بروجرد که بقول آقای بیرانوند نماینده مردم این شهرستان، «با ۲۴ میلیارد تومان کالا در انبار به قیمت ۱۲ میلیارد به فروش رسید»، التیام نیافته و بیت معظم آیت اله طاهری امام جمعه محترم و معزز اصفهان که این واگذاری به آنها انجام شد، باید پاسخ نماینده بروجرد و مردم آن حوزه انتخابیه را صریح و شفاف می دادند.

درخواست مردم بروجرد اینست که این واگذاری ملغی و سهم بانک ملی در نساجی بروجرد که توسط محمدرضا خاوری ابر مفسد افتصادی حراج و تاراج شد، همانند هلدینگ خلیج فارس به مزایده گذاشته و حق مردم بروجرد اعاده شود.

اگر می خواهید کشور را نجات دهید، رویه غلط سود دادن به پولدارها و مالیات گرفتن از سرمایه گذاران را تغییر دهید؛

✍مجید گودرزی

در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا، شما قادر به کنز مالی و خروج سرمایه از اقتصاد بدون مجازات های قانونی نیستید. هیچ بانکی بدون کارمزد و مالیات از پول رسوب شده و بی خاصیت شما نگهداری نمی کند.

در کشورهای پیشرفته هزینه فرصت مفتخوارگی بشدت بالاست و تنها زمانی شما می توانید بدون کار کردن معیشت خود را تامین کنید، که بین ۱/۵ تا ۴ میلیون دلار پس انداز و سرمایه گذاری داشته باشید. اما در ایران شما تنها با داشتن ۲۲ هزار دلار برای همیشه می توانید کار نکنید.

بسادگی می توان فهمید هزینه فرصت مفتخوارگی در ایران بسیار پایین است و گاهی کافیست تنها یک واحد مسکونی در اثر توارث به بازماندگان برسد. آنها قادرند برای همیشه کار نکنند.

با روی کار آمدن پی در پی دولتهای کارفرمایی سرمایه در ایران بسیار گران و کار کاملا بی ارزش شده است. حتی مجریان اتحادیه های کارگری هم منصوب دولت شده اند.

تقریبا تمام دولتهای بعد از انقلاب پولداری را با معافیت مالیاتی صد درصدی و سود سرشار تشویق کرده اند و از سرمایه گذاری بقدری بابت صدور مجوزات و مالیات و ... هزینه دریافت می کنند، که در نهایت تولید و سرمایه گذاری صرفه اقتصادی خود را از دست می دهد. تفاوت اساسی اقتصاد ایران با اقتصادهای نوظهوری مثل کره جنوبی، برزیل و امارات دقیقا در همین مقوله است. ما سرمایه کم نداریم اما به بدترین شکل ممکن مدیریت می شود.

سود بدون ریسک بالای ۲۰ درصد تمام فعالیتهای اقتصادی که کمتر از این مقدار بازدهی دارند را غیر اقتصادی می کند. این در حالی است که برای سرمایه گذاری علاوه بر سود بدون ریسک ، صرف ریسک را هم باید در نظر گرفت تا سرمایه گذار قادر و مایل به سرمایه گذاری شود. اگر صرف ریسک را حدود ده درصد در نظر بگیریم خواهیم دید فعالیت‌هایی که ارزش سرمایه گذاری دارند ، باید بالای 30% بازدهی داشته باشند و بسیار محدود هستند.

شاید بزرگترین کنز مالی و رسوب سرمایه در ایران باشد. بیش از ۶ هزار هزار میلیارد تومان با ارزش افزوده صفر مطلق.ما اگر تمام سرمایه های دنیا را هم در بانکهای خود سپرده گذاری کنیم، یک شغل به اقتصاد ما اضافه نخواهد شد.

هم سود دادن و هم سود گرفتن مثل شمشیر دولبه عمل می کند. سو دادن بانکها و موسسات مالی سرمایه گذاری را فلج می کند و سود گرفتن آنها رکود تورمی را به اقتصاد تحمیل می کند.

طبیعی است که چنین اقتصادی با تحریم سرمایه گذاری بین المللی مواجه شود و این تحریم در حقیقت مکمل این خطای راهبردی است.

ما با دادن سودهای بدون ضابطه اقتصادمان را تحریم کرده ایم و سرمایه گذاری در بخش های مولد صرفه اقتصادی ندارد.

ما برای رهایی از این ابر چالش، باید پول را مشمول حداکثر مالیات کنیم و تمام معافیت ها و تسهیلات را به سمت سرمایه ببریم.

سرمایه داری یک منش است و سرمایه گذاری یک روش. ممکن است ما با مشی سرمایه داری بی رحم زاویه داشته باشیم، اما گریزی از سرمایه گذاری و حمایت از آن نیست.

برای رهایی بحران های اقتصادی باید تفکر سرمایه داری مذموم و پولداری محبوب را تغییر دهیم.

ما نقاط مشترک را گم کردیم و بدون شک دچار تفرقه خواهیم شد

✍مجید گودرزی

همه حق دارند. اما این حقوق قابل جمع نیست. این مشکل اصلی کشور ماست.

آنهایی که جان دادن تا کشور حفظ شود؛
آنهایی که رفاه میخواهند؛
آنهایی که مشارکت می خواهند؛
و...
ما باید تلاش کنیم نقاط مشترکی که باعث بهبود شرایط زندگی برای همه می شود را شناسایی و روی آنها تفاهم کنیم.

اینکه در یک جامعه هر گروهی دیگری را نفی و نهی کند، قطعا اتفاق مثبتی در آن جامعه نخواهد افتاد.

اجتماع، رهبری می خواهد، هدف و آرمان می خواهد، فرهنگ می خواهد و البته قانون.

ما نخواهیم توانست با قوانین شخصی و گروهی کشور را اداره کنیم.

از سوی دیگر هم نقل است که در مدیریت گفته می شود:«اگر می خواهید کاری به نتیجه نرسد، تعداد مشاوران آن را زیاد کنیم».

هدف گذاری درست، تدوین قوانین لازم و مشارکت عمومی، سه بخش مهم رسیدن به آرامش، توسعه و رفاه است.

تشتت آرا، عدم قبول مسیولیت و نیز شعارهای گنگ مثل زن، زندگی، آزادی باعث تفرقه جامعه است.
آیا کسی هست در این شعار بی پایه و اساس زن را تعریف کند؟
شاید شعار تورم ، اعتیاد و اشتغال مفهوم بهتری داشته باشد، هر چند جامع نباشد.

البته بنده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بشدت به بند «رجل سیاسی» اعتراض کرده ام و در رسانه های مختلف نسبت به حذف کامل زنان و جوانان در انتخابات ریاست جمهوری اعتراض داشته ام و تقلیل مشارکت زنان و جوانان را تا حد فقط رای دادن، را رد کرده ام.

ما باید به اشتراکات آرمانی و همگانی و مشارکت حداکثری فکر کنیم.

من معتقدم سیاست یک شطرنج کشنده و واقعی است. گاهی شطرنج بازان حرفه ایی هم تنها با یک حرکت اشتباه مات می شوند.

گاهی در شطرنج شما مجبورید یک یا چند مهره کم ارزش را فدا کنید تا یک حرکت بسوی پیروزی داشته باشید. چون حفظ کل منافع ممکن نیست.

در خصوص روابط آلمان با روسیه و آمریکا، سران آلمان مجبور به انتخاب یکی شدند. آمریکا با سهم تجاری بسیار بالا، معمولا شرایط را همیشه به نفع خودش تغییر می دهد و سهم تجارت، ابزار کنترل کشورهاست. سهم تجارت اختصاص یافته از سوی آمریکایی ها ابزار باج خواهی و استعمار کشورها شده است.

آلمانها در موقعیت باخت _باخت قرار گرفتند، انرژی یا تجارت.
انرژی نقطه ضعف مهمی بود که خیلی از کشورها به صراحت به آمریکایی ها اعلام کردند قادر به همراهی نیستند. ژاپن، هند و برخی دیگر از متحدان آمریکا نتوانستند با تحریم‌های روسیه همراهی کنند. خود آلمانها هم افزایش تبادلات تجاری با روسیه داشتند.

اما سیاست انگلیس به زانو در آوردن نازی ها و فرانسه است و به همین دلیل خط لوله نورد استریم یک را کامل منهدم کردند.

آلمان نباید فیگور مقابله با روسیه را بخود می گرفت. آلمان هیچ منافعی از قطع روابط با روسیه حاصل نخواهد کرد. در عوض خسارت‌های سنگینی را متحمل خواهد شد. آنها می بایست با بیانیه های متعدد سعی در خاموش کردن جنگ اکراین می داشتند، نه یک طرف جنگ بایستند. حقیقت آنست که آلمان هر طرفی که قرار بگیرد آسیب جدی خواهد دید و هر چه جنگ طولانی تر شود آمریکا و انگلیس منافع بیشتر و کشورهای درگیر در جنگ و اتحادیه اروپا ضرر روز افزون خواهند داشت.

اروپایی ها نباید در زمین آمریکایی ها و انگلیس بازی می کردند. این واقعا برای آنها دردناک است.
ادامه روند فعلی باعث قدرت گرفتن چپ ها و سوسیالیست ها در اروپا خواهد شد و تغییرات عمیق سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی را در اروپا موجب خواهد شد.

اعتراضات گسترده حتمی است و خیلی از دولتهای اروپایی سرنگون خواهند شد. آنهم در شرایطی که به رویارویی مستقیم ناتو و روسیه منجر نشود.

آلمان و فرانسه قدرت این را داشتند که اعلام بی طرفی کنند، آنهم بخاطر آسیب های سنگین. اما با حمایت خود واقعا حماقت کردند. آنها بخشی از جنگ نبودند اما خودشان را وارد جنگ کردند.
آنها بجای تعادل قوا و جهان چند قطبی ، به تضعیف روسیه روی آوردند بدون آنکه بدانند این ناترازی در قدرت جهانی، آنها را مستعمره آمریکا می کند. هم اکنون آمریکایی ها کار را به قیمت چهار برابر بیشتر از بازار داخلی به اروپا صادر می کنند.
روس ها مایل و قادر به ایجاد بحران و تضعیف اروپایی ها نیستند، اما آمریکایی ها حتما به این گزینه فکر می کنند.

آنها جایگزین های خود را از بین بردند.

آنها نتوانستند از بحران پیش آمده بهره برداری کنند و قربانی شدند. این سیاست ورزی نبود و کاری که آلمانها کردند اصلا سیاست نبود، بنظرم حماقت بود.

در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، از زباله اثر هنری می سازند، ما قائل به ساختن کشور و اصلاح نظام سیاسی نیستیم.

ظرفیت ها آنقدر عظیم است که عقب ماندگی دشوار تر از پیشرفت شده است.

اگر مردم نخواهند هیچ قدرتی در جهان قادر به بهبود شرایط آنها نیست و اگر مردم بخواهند هر مشکل بزرگی به هشتاد و چهار میلیون قسمت تقسیم می شود و اثری از مشکلات باقی نخواهد ماند. ظرفیتی بزرگتر از مردم نیست.

در شرایط کنونی هیچ منجی آسمانی وجود ندارد. ما اینجا رسیدیم چون خودمان خواستیم و اینجا که ایستاده ایم نتیجه تلاش همه ی ماست.

برخی چالش های بزرگ و ملی فقط یک مصوبه قانونی می خواهد.

وقتی ما سرمایه های مان را در بازارهای با ارزش افزوده صفر و در بیماری های اقتصادی مثل تورم سرمایه گذاری می کنیم، هیچ راهکاری اثر گذار نخواهد بود.

مسیر تمام تغییرات مثبت از ارتقا فرهنگی جامعه می گذرد.

#مجید_گودرزی

 
  BLOGFA.COM