موضوعات مدیریت مالی،سیاسی،اقتصادی وتا حدودی اجتماعی
 

‍ ‍ مردم هر چقدر می توانند سهام بخرند؛

✍مجید گودرزی

در سالهای اخیر بارها توصیه شده است که مردم سرمایه های خود را بجای بازارهای ارز و طلا ، به بازار سرمایه بیاورند.
اما متاسفانه در یک اقدام هدفمند بورس را زمین زدند و بخش زیادی از سرمایه های مردم را از بین بردند.

اکنون اصلی ترین مشکل بازار سرمایه عدم تجدید ارزیابی و عدم اعتماد عمومی است.

بعلت عدم تجدید ارزیابی و تورم دو رقمی هر سال سرمایه مردم بدون در نظر گرفتن سود سهام، نصف شد.

اما با الزام شرکتهای بورسی به تجدید ارزیابی دارایی هایشان، احتمال افزایش صدها درصدی قیمت سهم وجود دارد.حتی احتمال افزایش سهام برخی شرکتها بیش از هزار درصد هم وجود دارد.

البته بخاطر تجدید ارزیابی در بانکها و موسسات مالی این موضوع در خصوص این موسسات صدق نمی کند. چون آنها برای تأمین وثایق لازم، برای خلق نقدینگی بیشتر، بارها تجدید ارزیابی کرده اند.

قیمت کنونی تنها 8% قیمت واقعی سهام را پوشش می دهد و بطور میانگین 92% زیر قیمت واقعی است.

اکنون بخش بزرگی از سرمایه های کشور در بازارهایی سرمایه گذاری شده است که ارزش افزوده صفر دارند و امید است با شروع تجدید ارزیابی و رشد و واقعی شدن قیمت سهام، سرمایه ها به سمت بازار سرمایه گسیل شود.

تجدید ارزیابی مشکلاتی مثل ارزش افزوده صفر ، بحران نقدینگی، نبود صرفه اقتصادی و بهبود شاخص های کلان دیگر را بهبود خواهد بخشید.

تجدید ارزیابی روند سرمایه گذاری در بورس را بشدت افزایش خواهد داد و بخش بزرگی از سرمایه های کشور جذب بورس خواهد شد.

بخاطر غیر واقعی بودن قیمت سهام، درخواست می شود تا پایان ارزیابی از واگذاری سهام به خارجیان جلوگیری شود.

‍ ‍ بورس صندوق قرض الحسنه نیست

✍ مجید گودرزی

سیاستگذاری های غلط در سازمان بورس، باعث شده است بورس ایران به «کوره پل سوزی» تبدیل شود.
سرمایه گذاران در بورس گرفتار سه سیاست غلط شده اند:

🔸عدم تجدید ارزیابی شرکتهای بورسی
🔸تورم دو رقمی و عدم استفاده از ابزارهایی که ارزش دارایی های مردم را حفظ می کند
🔸استهلاک انباشته

بورس یک بازار پویاست نه ایستا.
بورس باید سیاستهای مقابله با تورم را بخوبی با تجدید ارزیابی حتی در مقاطع یک ساله و کمتر به اجرا بگذارد . در غیر اینصورت به صندوق قرض الحسنه ایی تبدیل می شود که سرمایه گذاران هر ساله به اندازه نرخ تورم ، ارزش دارایی های خود را از. ست می دهند.

اکنون بواسطه تورم و عدم بروز رسانی ارزش دارایی ها تمام شاخص های بورس غیر واقعی شده اند.

این همان بلایی است که سر مستأجران می آید و قرض الحسنه بودن ودیعه آنها باعث شده هر ساله ۴۰ تا ۵۰ درصد قدرت خرید ودیعه انها از بین برود.

شرایط در بورس از سایر بازارها بدتر است و کاهش ارزش پول ملی یک مکمل بحران دیگر، بنام استهلاک انباشته دارد.

این دو موضوع باعث شده اند که مردم رغبتی برای سرمایه گذاری در بورس نداشته باشند و در عوض به سمت بازارهایی بروند که ارزش افزوده صفر دارند. بازارهای ارز و طلا صدها هزار میلیارد تومان از ثروت ایرانیان را فقط بخاطر بروز رسانی قیمتها بصورت لحظه ایی بخود جلب کرده است.

سرمایه گذاری عظیم ایرانیان در ارزش افزوده صفر، یکی از اصلی ترین دلایل عقب ماندگی کشور است.

عدم الزام شرکتهای بورسی به تجدید ارزیابی دارایی ها و تجدید ارزیابی لحظه ایی بازارهای ارز و طلا باعث شده است در اقتصاد ایران بحران ارزش افزوده صفر ، یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاد باشد.

**بورس ایران در آستانه یک جهش عظیم قرار گرفته است. چرا که سالهاست شرکتهای بورسی، دارایی های خود را بروز رسانی نکرده اند و قیمت فعلی سهام حدود ۸ درصد ارزش بازار دارایی های شرکتهای بورسی را شامل می شود.

✅ تجدید ارزیابی و تلاش برای بازگشت اعتماد عمومی به بورس دو مقوله ایست که نیازمند قانونگذاری و ضمانت اجرایی بالا دارد.

عدم الزام به تجدید ارزیابی باعث چالشهای سرمایه گذاری بزرگی در اقتصاد ایران شده است از جمله:
نقدینگی، تورم، سرمایه در گردش، ببکاری، صرفه اقتصادی، رکود و...
بعنوان مثال هزاران میلیارد دلار سرمایه گذاری در ارز، یک شغل هم ایجاد نخواهد کرد.

‍ جناب همتی مردم می فهمند؛

✍مجید گودرزی

عبدالناصر همتی رئیس کل سابق بانک مرکزی چند وقتی است که مصداق «عده ایی اندک با بلندگو هایی بزرگ شده است و گاه و بیگاه با اظهار نظرهای جنجالی، تلاش می کند هم روان جامعه را مشوش کند و هم با حقه های غیر اخلاقی واقعیت ها را برعکس نشان دهد.

اخیرا ایشان در اظهاراتی نسبت به رشد نقدینگی اعتراض کرده است! این اعتراضات ایشان مصداق ضرب المثل فارسی «سبر به پیاز می گوید بو می دهی» می باشد.

نگاهی به کارنامه مالی دولت سابق که جناب همتی هم یکی از اعضای آن بوده است ، نشان می دهد اتفاقاتی که در نظام پولی و مالی دولت قبل افتاد، شوکه کننده و غیر قابل باور بود.

اولین و مهمترین اقدام ویرانگر دولت قبل، حراج و تاراج ۶۲ تن طلا از پشتوانه های پول ملی بود. این ذخایر با مرگ میلیونها سرباز ایرانی در طول هزاران سال در خزانه ملی ایران جمع آوری شده بود و امکان بازگشت این ذخایر با شرایط کنونی چیزی نزدیک به محال است. فروش این حجم عظیم از ذخایر ملی، باعث شد ریال ایران به کاغذی کم ارزش تبدیل شود.

بدون شک پولی که ذخایر و پشتوانه های آن حذف شوند، پول ارزشمندی نخواهد بود. و دولتی که این پول را تحویل می گیرد کار چندانی، حداقل تا ده سال آینده نمی تواند بکند.

شوک دوم مربوط به ارز جهانگیری بود. ارزی که قرار بود برای واردات دارو و کالاهای اساسی تخصیص داده شود، یا در بازار آزاد بفروش رسید و اصلا ثبت سفارشی انجام نشد، یا کالا با ارز یارانه ایی وارد شد، اما با ارز آزاد بفروش رسید و یا کالاهای اساسی با ارز یارانه ایی وارد شد و با ارز آزاد صادر شد.

❗شوک دیگر مربوط به تخصیص ارز برای واردات کود انسانی بود! جناب همتی اینکه شما سیاستهای دیگران را با وجود این فجایع نقد می کنید، قابل تقدیر است!

دولت یازدهم نقدینگی را با حجم ۵۷۴ هزار میلیارد تومان از دولت قبل تحویل گرفت و با حجم ۴۳۰۰ هزار میلیارد تومان تحویل دولت سیزدهم داد.

طبیعی است که ۳۰% رقم 574 هزار میلیارد کمتر از 30% رقم 4300 هزار میلیارد می شود. بازی با اعداد مشکلی را حل نمی کند. مردم این را می فهمند. این یعنی 740% درصد رشد طی هشت سال!

جناب همتی شاید نخواهند بدانند ، اما دولت سیزدهم زمانی زمام امور را به دست گرفت که مجبور بود ماهیانه 10 هزار میلیارد تومان بدهی های حال شده دولت قبل به سیستم بانکی و سر رسبد اوراق را بپردازد. پولی که آنها گرفتند و قسطی که اینها پرداختند.

شاید جناب همتی نخواهد بداند، اما مردم می دانند که دولت قبل به گفته باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا 185 میلیارد دلار دارایی های آزاد شده دولت قبل را در اختیار گرفت و بازهم 30% به نقدینگی کشور اضافه کرد.

در بورس هم 75% دارایی های مردم به تاراج رفت و منجر به بیش از 700 هزار شکایتی شد، که هرگز رسیدگی نشد.

جناب همتی 30% شما با 30% بقیه خیلی فرق دارد.

30% بعلاوه 185 میلیارد دلار دارایی های آزاد شده دولت قبل و تاراج 62 تن طلا با 30% اقساط دولت های دیگر تفاوتهای زیادی دارد.

ضمنا این تضمین های دولت شما در برجام برای تأمین انرژی غرب بود که منجر به سقوط قیمت نفت شد. نفت 40 دلاری نتیجه سیاست های کسی غیر از دولت شما بوده است؟

‍ ‍دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی باید به بورس ورود کنند؛

✍ مجید گودرزی

بدون شک منشأ بسیاری از مشکلات فعلی اقتصاد ایران، مدیریت غلط و فاجعه بار سرمایه است. این مدیرت غلط باعث شده است بحرانهای بزرگی مثل «بحران صرفه اقتصادی» و «بحران ارزش افزوده صفر» بروز و ظهور پیدا کند.

سرمایه کم نیست، اما سرمایه گذاری ها کاملا منحرف شده اند.

در دولت قبل بیش از ۷۵ درصد سرمایه های مردم غارت شد. مجموع اقدامات دولت، منجر به بیش از ۷۰۰/۰۰۰ شکایت از رییس جمهور سابق شد، که متاسفانه قوه قضاییه حتی برای صرف صبحانه هم ایشان را احضار نکرد!
چه رسد به اعاده حقوق مردم.

اکنون هم در یک اقدام تعجب برانگیز سهام بورس ایران ۹۲% زیر قیمت مبادله می شود و بعلت عدم الزام به تجدید ارزیابی و تورم دو رقمی، تمامی شاخص های بورس ایران، غیر واقعی و کذب است.

مجید عشقی ریاست بورس ایران، اخیرا برای حفاظت از سرمایه های ملی و حقوق صاحبان سهام، خواستار الزام قانونی تجدید ارزیابی شرکتهای بورسی شده است.

همین یک حرکت برای کسانی که به نابودی اقتصاد ایران کمر همت بسته اند، کافی بود تا سیل هجمه ها به سمت ایشان روانه شود.
نفوذی ها، عشقی را امام صادقی می نامند و تلاش می کنند جلوی اقدامات مفید و موثر ایشان را بگیرند.

دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور و مردم باید از اقدامات عشقی برای واقعی کردن قیمتها در بورس حمایت کنند. برخی سهم ها چنانچه تجدید ارزیابی در دارایی های آن صورت پذیرد تا 4000% هم رشد خواهد کرد. در این بین اقدامات و موضع گیری های ریاست محترم قوه قضاییه جای تامل و تفکر دارد. سوال مهم اینست که در جلسه اخیر آقای اژه ای آیی هدف جلوگیری از تکرار بحران بورسی سال 99 است، یا چیز دیگری!؟

بهر حال اطلاع رسانی درستی در خصوص جلسه اخیر جناب اژه ای آیی و آقای عشقی منتشر نشده است. اما موضع گیری های ایشان در خصوص متهمان بورس و ۷۰۰ هزار شاکی رییس جمهور سابق ، موجب نگرانی است.

بهر حال ریاست محترم بورس بدعت ارزشمندی را شروع کرده اند و باید تجدید ارزیابی ها قانونی و الزامی شود. اکنون بعلت سیاستگذاری های غلط گذشته، و تنها بخاطر تجدید ارزیابی لحظه ایی در بازارهایی مثل طلا و ارز، مردم ترجیح می دهند بجای سرمایه گذاری در بورس ، در بازارهایی سرمایه گذاری کنند که ارزش افزوده آنها صفر است. مثل بازارهای طلا و ارز.

پوستر زیر بخش از اقدامات مخالفان اصلاحات در بورس است👇

‍ ‍ ‍ 🔸حمایت‌های قانونی به زنان و خانواده آسیب زده است.

🔸شراکت تبدیل به تجارت شده است. تجارت عاطفه ، بدترین نوع تجارت شده است.

🔸قوانین حمایت از خانواده امنیت روانی و مالی زنان را از بین برده است.

🔸کسی جرات تشکیل خانواده را ندارد. باید تمام عمر تاوان بدهد.

با یک ازدواج شرعی و قانونی، مرد تبدیل به مجرم و بدهکار می شود.

❗در قانون ما باید به مرده ها هم مهریه داد!

این حمایت از زنان و خانواده نیست. زنان و مردان زیادی بخاطر قانونهای موجود آسیب دیدند.

طلاق ، دمار از روزگار نسل آینده درآورده است.

🔸مادر در فرهنگ اجتماعی جایگاه مقدسی دارد که در قانون تبدیل به طلبکار شده است.

رواج پدیده هایی چون ازدواج سفید و ازدواج آریایی، هم باشی و ... پیامد قوانین ضد مرد و ضد خانواده است.

مردان ایرانی جرات رفتار قانونی در موضوع ازدواج را ندارند

#مجید_گودرزی

اتحادیه آفریقا یا سازمان حفاظت از منافع غرب در آفریقا!
باورش دشوار است اما هر نیرویی که بخواهد منافع اروپا و آمریکا را در آفریقا با تهدید مواجه کند ، اتحادیه آفریقا در مقابلش خواهد ایستاد.

هنوز کشورهای اروپایی منافع زیادی در آفریقا دارند و فرانسه در مجموع سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد از آفریقا کسب می کند. این رقم وحشتناک در قرن بیست و یکم و سالها پس از مبارزات خونین سیاهان برای استقلال ، باور کردنی نیست.(گودرزی)

‍ فایننشال تایمز: کشورهای آفریقایی به رهبری نیجریه تهدید کرده‌اند که اگر دولت جدید کودتا در نیجر، دولت منتخب دموکراتیک این کشور را که هفته پیش سرنگون شد برنگرداند، اقدام نظامی خواهند کرد.

🔹️این بیانیه پس از جلسه اضطراری رهبران پانزده عضو گروه "انجمن اقتصادی کشورهای غرب آفریقا" (Ecowas) که در ابوجا برگزار شد، صادر شده. آن‌ها در بیانیه خود گفته‌اند که "اگر درخواست‌های مسئولان (نیجر) ظرف یک هفته انجام نشود، ما همه اقدامات لازم برای بازگرداندن نظم قانونی در جمهوری #نیجر را به کار خواهیم گرفت که از جمله آن‌ها می‌تواند اقدام نظامی باشد".

🔹️اجلاس ابوجا همزمان با حضور هزاران نفر از طرفداران کودتا که سفارت فرانسه در نیامی پایتخت نیجر را محاصره کرده بودند، برگزار شد. آن‌ها شعارهایی به نفع روسیه و ضدفرانسه سر می‌دادند. بنا به گفته بعضی شاهدان، بعضی از تظاهر کنندگان پلاک فرانسه را از روی سفارت آن برداشتند و آن را با پرچم روسیه جایگزین کردند.

🔹️پاریس روز یکشنبه به نقل از امانوئل مکرون هشدار داد که "فرانسه هیچ گونه حمله‌ای به خود و منافعش را تحمل نخواهد کرد و فورا پاسخ درخور خواهد داد".

🔹️بولا تینوبو رییس Ecowas و رییس‌جمهور نیجریه موضع تندتری نسبت به این گرفت و در جلسه ابوجا گفت که "ما وقتی برای ارسال سیگنال هشدار نداریم. اکنون وقت عمل کردن است".

🔹️سال ۲۰۱۷ نقطه عطفی برای دموکراسی در غرب آفریقا بود. سالی که Ecowas ، رئیس‌جمهور وقت گامبیا، یحیا جامع را قانع کرد که نتیجه انتخابات را بپذیرد و یا با حمله نظامی توسط نیروهای Ecowas روبرو خواهد شد‌.

🔹️پس از آن، اتحادیه Ecowas شاهد کودتاهایی در گینه، مالی و بورکینا فاسو- که هر سه عضو Ecowas نیز هستند- بوده و هر سه کشور دچار کودتاهای نظامی شدند، که بخشی از آن به دلیل نبود یک رهبری قوی در نیجریه بوده.

🔹️تینوبا گفته که بحران نیجر یا اعتبار دموکراتیک Ecowas را از بین خواهد برد، یا آن را خواهد ساخت. او بر اقدام "محکم، قدرتمند و قاطع" در حل این بحران اصرار کرده.

🔹️دولت کودتایی نیجر در ابتدای اجلاس ابوجا گفت که رهبران کشورهای آفریقایی به همراه "بعضی متحدان غربی" خود در حال طرح ریزی برای "یک حمله و دخالت قریب‌الوقوع نظامی" در نیجر هستند. هر سه کشور آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اتحادیه اروپا کمک‌های خود به نیجر را تا زمانی که دموکراسی در این کشور احیا شود، قطع کرده‌اند.

🔹️فرانسه ۱۵۰۰ نیروی نظامی در نیجر دارد، و آمریکا نیز ۱۱۰۰ نیروی نظامی و یک پایگاه پهپادی که فعالیت گروه‌های تروریستی جهادی در طول ساحل را رصد می‌کند. اتحادیه اروپا نیز پانزده روز به رهبران نظامی نیجر فرصت داده تا دموکراسی احیا شود.

🔹️یکی از شاهدان عینی در این کشور که از ترس تحت پیگرد قرار گفتن به صورت ناشناس با ما گفتگو کرده، گفت که تفرقه بسیار زیادی در بین آشوبگران وجود دارد و بسیاری از آنان با این تصمیم که عمر تشیانی، رییس حفاظت ریاست جمهوری به عنوان رییس دولت جدید انتخاب شود موافق نبودند. او می‌گوید: "تعجب نمی‌کنم اگر روزی کودتای دیگری علیه خود تشیانی رخ بدهد" (تشیانی متولد بورکینا فاسو است).

🔹️نشانه‌ای از اینکه روسیه در کودتای هفته گذشته نفش داشته باشد دیده نمی‌شود، اما ماشین پروپاگاندای متصل به گروه واگنر پس از شروع کودتا بسیار فعال شده.

🔹️آندرو میچل (معاون) وزیر بریتانیا در بخش آفریقا روز یکشنبه به بی‌بی‌سی گفت که نیجر در این ناحیه‌ پر از درگیری نسبتا یک جزیره ثبات بوده و "این بر عهده جامعه بین‌المللی بود که تضمین کند که این رویداد‌های وحشتناک اتفاق نیفتد". او گفته که روسیه و گروه واگنر سعی خواهند کرد که از این اتفاقات به نفع خود بهره ببرند.

پ.ن: کشورهای مالی و بورکینافاسو اعلام کرده‌اند که هرگونه دخالت نظامی در نیجر به معنی اعلان جنگ به آن‌ها خواهد بود.

✍️آریا

‍ چگونه تورم را مدیریت کنیم؟

✍ مجید گودرزی

تجربه سایر کشورها نشان می دهد میتوان تورم را مهار کرد. تورم یک مقوله غیر قابل مدیریت و تماما تحمیلی نیست.

🔹اصلی ترین دلیل تورم در ایران، باز بودن دست دولت و بانکها برای ایجاد نقدینگی است. استقلال بانک مرکزی کمک زیادی به جلوگیری از رشد افسارگسیخته نقدینگی و تورم ناشی از آن، می کند

🔸کاسبی از تورم یک مشکل اساسی است. وقتی تورم وجود دارد بازدهی تا سطح نرخ تورم ، منفی می شود و عملا این بازدهی به تولید کننده نمی رسد. هر چه تورم بیشتر شود سهم تولید کننده کمتر می شود، هر چند گرانتر بفروشد.

🔸بخش دیگری از تورم انتظاری است. کافیست نگاه مان را به آینده مثبت ارزیابی کنیم. شانتاژهای خبری عموما از خار ج از کشور باعث بیم و نگرانی از وضعیت اینده می شود و برای پیشبرد اهداف سیاسی موج منفی منتشر می شود.
بخش مهمی از تورم انتظاری بستگی به روابط سیاسی دارد. آمارهای یک دولت همسو بدون هیچ دلیلی، روشن و امیدوار کننده می شود و آمارهای یک دولت مخالف و غیر همسو، تنها با مواضع سیاسی، منفی می شود. اما در عمل کمبودی نیست.

🔸کنترل سرمایه گذاری در تورم و خریدن به قصد حفظ ارزش، یا افزایش قیمتها، با کنترل الکترونیکی تراکنش ها ممکن است. نیازی به گشت های صوری و نمایشی ندارد. فقط کافیست پول کاغذی از مبادلات حذف شود.

🔸مسابقه گران کردن را کنار بگذاریم. در یک رویه غلط اندر غلط به محض تحویل سال نو، هر کس تلاش می کند سهم خودش را از تورم مشخص کند. بدون هیچ دلیل منطقی . فقط چون دیگران گران کردند. این رقابت غیر انسانی و خرد کننده، باید پایان پذیرد. تورم باید دلیل داشته باشد.

🔸گاهی تاثیر تورم به اندازه افزایش نرخ تورم کالاها و نهاده های تولید نیست.
مثلاً اگر سوخت 100 درصدی افزایش یابد، این بدان معنی نیست که باید کرایه هم 100درصد افزایش پیدا کند. هزینه سوخت در بهای تمام شده خدمات ممکن است 20 درصد باشد. و 100 درصد باید به 20% اضافه شود نه 100% به 100%.

🔸محاسبه بهای تمام شده کالاها و خدمات می تواند قیمت واقعی کالاها و خدمات را براحتی مشخص کند.

نباید اجازه داد یک توزیع کننده اگر در یک رقابت ناسالم مغازه ایی را به چندین برابر اجاره متعارف، اجاره کرد، بتواند آن را براحتی به مصرف کننده منتقل کند. سهم توزیع کننده در افزایش قیمت باید مشخص باشد و تنها کسانی که قادر به رقابت و ارائه کالاها و خدمات به قیمت رقابتی هستند، بتوانند ادامه فعالیت دهند.

🔸کمبودها را باید با واردات متعادل کرد. گاهی فقط مجوز واردات بازار را متعادل می کند.

🔸ارز باید به قیمت واقعی باشد . ارز غیر واقعی صادرات را ارزان و واردات را گران می کند و برعکس.

🔸نظام‌های جدید توزیع می تواند به کاهش شدید قیمتها منجر شود. ما باید. نهادهای تخصصی توزیع داشته باشیم.

🔸بخش مهمی از هزینه های تولید بهره و هزینه های تامین مالی است. باید بهره کمتر از بازدهی بازار سرمایه باشد.

🔸سرمایه گذاری در بازارهایی که ارزش افزوده صفر دارند، باید متوقف و با ابزارهای مالی و مالیاتی محدود شوند. در عوض سرمایه‌گذاری مولد باید تسهیل شود.

‍ ‍ اگر نیروهای فعال اقتصاد ایران مانع از اصلاح بازار شوند، شکست در کلیه بازارها حتمی است؛

✍ مجید گودرزی

🔸بارها گفته شده است که اقتصاد ایران اقتصادی نیست. خروج سرمایه از اقتصادی که اقتصادی نیست، حتمی است.

🔸بزرگترین چالشهای اقتصاد ایران اکنون «بحران ارزش افزوده صفر» و «بحران صرفه اقتصادی» است.

🔸ما اکنون در اکثر بازارها با توقف کامل معاملات مواجه هستیم و این روند در صورتی که ادامه پیدا کند ، به فروپاشی کامل اقتصادی ایران منجر خواهد شد.

🔸اکنون اقتصاد ما تنها با شوک های بزرگ تر، صرفه اقتصادی ایجاد می کند. اما این شوک ها تا کی می توانند ادامه داشته باشند ؟

🔸تقریبا تمام روندهای اقتصادی در مسیر غلط قرار گرفته است. حتی مالیات و حتی نظام پولی و مالی که باید دقیقترین بخش های اقتصاد باشند.

🔸هیچ کمبودی در اقتصاد ایران نیست، اما ما تقریبا در همه ی بخش ها مشکل داریم. این مشکلات یا ناشی از منفعت طلبی است ، یا نفوذ.

🔸چگونه ممکن است در کشوری که اگر یک درصد زمینهای آن به ساخت و ساز اختصاص داده شود ، به هر کدام از ساکنین آن کشور ۱۹۶ متر زمین می رسد، کمبود زمین وجود داشته باشد!؟ بعد یک عده احمق تز خانه های ۲۵ متری را ارائه کنند!؟

🔸آیا این عادی است که بورس ایران را به صندوق قرض الحسنه با بازدهی منفی تبدیل کنند و از تجدید ارزیابی دارایی ها به مدت طولانی جلوگیری کنند و مردم را مجبور کنند در بازارهایی سرمایه گذاری کنند که فقط ارزش دارایی های آنها را ثابت نگه دارد، اما با ارزش افزوده صفر مطلق؟

🔸اقتصاد ایران مثل بازار بورسی است که تا آخرین حد متورم شده است. تاجایی که اکثر فعالیتهای آن متوقف شده است. و آنهایی هم که متوقف نشدند در مسیر درست قرار ندارند.

🔸🔸🔸اقتصاد ایران باید اصلاح بخورد و این اصلاح حداکثر در ۵ سال آینده باید طبق برنامه ریزی به تعادل برگردد. در غیر اینصورت عده زیادی از فعالین بشدت آسیب خواهند دید.

🔸در شرایط کنونی بعلت ضعف های ساختاری عمدی و مدیریت کاملا فلج ،حتی ورود سرمایه خارجی هم بحران ساز خواهد بود و باعث تاراج منابع ملی خواهد بود. در مسکن و بورس و حتی نظام بانکی رانت های عظیمی تعریف شده که یک چالش بزرگ سرمایه گذاری هستند.

🔸اکنون بخش مولد اقتصاد ایران تا ۵۰ درصد که برابر با نرخ تورم است، بازدهی منفی دارد.
کمتر اقتصادی در دنیا قادر است بیش از ۵۰ درصد بازدهی در سال ایجاد کند تا به نقطه سر به سر برسد. تداوم فعالیت در این اقتصاد بدون خرج کردن سهم آیندگان ممکن نیست.

🔸ما در یک بدعت کاملا غلط و نامیمون سرمایه گذاری در پول و ارز را با ارزش افزوده صفر، معاف از مالیات کرده ایم و از بخش مولد اقتصاد ، تا جایی که نتوانند به فعالیت ادامه دهند، مالیات می گیریم.

🔸سهم سرمایه در تولید به حد بی سابقه ایی بالا رفته و هزینه فرصت مفتخوارگی بشدت پایین است. سهم نیروی کار بقدری پایین است که یک فلاکت تمام عیار به نیروهای کار تحمیل شده است.و طبقه متوسط کاملا از بین رفته است.نباید به هیچ عنوان نرخ بهره و نرخ سود سپرده های بدون ریسک بانکی از بازدهی بازار سرمایه بیشتر شود.

🔸ما نیازمند شروع سریع، اما حساب شده اصلاحات اقتصادی هستیم. اکنون تمام شاخص ها به مرز خطرناکی رسیده اند. عده ایی برای افزایش تاثیر تحریمها، تقریبا هر کاری می کنند.

🔸همه باید از برنامه های اصلاحی اقتصادی حمایت کنند. حتی اگر در کوتاه مدت زیان کنیم.

‍ جایگزین کردن تقاضای خارجی بجای تقاضای داخلی جنایت است؛

✍مجید گودرزی

هر ساله در یک نمایش ساختگی، جلسات تعیین مزد در شورای عالی کار برگزار می شود. دولت بعنوان بزرگترین کارفرما می بایست تصمیمات شورای عالی کار را در بودجه بگنجاند و تبدیل به قانون کند، نه اینکه قانون بودجه را به شورای عالی کار ببرد برای چانه زنی و تعیین مزد! این واقعا مضحک است و غیر قابل قبول.

از طرف دیگر هم در قانون بودجه و هم در شورای عالی کار، قوانین مربوط به تعیین مزد نادیده گرفته می شود. راه تقویت تولید از فشار بر کارگر و مصرف کننده نمی گذرد. در حقیقت مزد تعیین شده در خلاء تعیین می شود و هیچ ارتباطی با برنامه های بلند مدت و واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی کشور ندارد.

مزد تعیین شده عموما باعث سرکوب شدید تقاضا و تعمیق بخشیدن به رکود می شود.
اگر کاهش دستمزدها دستاورد بود، حتما اقتصادهای سرمایه داری استقبال بیشتری از آن می کردند. اما آنها به حفظ قدرت خرید مردم و مصرف کنندگان حساسیت بالایی دارند. در غیر اینصورت هر کالایی به هر کیفیتی که تولید شود، خریدار نخواهد داشت.
کارفرمای ایرانی حاضر است تازیانه های نرخ سود بانکی بسیار بالا را بپذیرد اما مزدی را که باعث افزایش تقاضا و کاهش رکود شود، را نمی پذیرد.

دولتها هم در یک تز اقتصادی غلط میخواهند بحران های اقتصادی مثل رکود، تورم، اشتغال، فقر و ... را با بحران بدهی حل کنند!

در سالهای اخیر هم به بهانه واهی قاچاق ارز و تحریم ، با دستکاری نرخ ارز باعث کاهش شدید قدرت مصرف کننده شده اند. متقاضی خارجی کالای ایرانی را با قیمت ناچیز می خرد. این در حالی است که مصرف کننده داخلی قادر به خرید کالای داخلی با قیمت جهانی نیست.

تعادل‌های اقتصادی جدید که با دستکاری نرخ ارز به اقتصاد تحمیل شده است، خارج از دسترس مردم است و بدلیل نبود مکانیسم های پرداختهای انتقالی، جامعه ایرانی روز به روز فقیرتر و صادر کنندگان و دولت ها غنی تر می شوند.

تولید کنندگان صادرات محور، بدون ارزش افزوده بیشتر به حاشیه سود چند صددرصدی دست یافته اند و مزد ریالی و هزینه های دلاری دمار از روزگار مردم درآورده است. یا باید قیمتها و دستمزدها ریالی باشند، یا دلاری. دستمزد ریالی و قیمتهای دلاری یک جنابت است.

اکنون کل دستمزد نیروی کار ایرانی کفاف تنها اجاره مسکن را در بسیاری از شهرهای ایران را ندارد. این بدترین نوع سرمایه داری است که جامعه ایرانی دچار و گرفتار آن شده است.

صادرات جذاب باعث شده تولید کننده ایرانی تمایلی به عرضه کالا به بازار داخل نداشته باشد. حقوق 200 دلاری یک برده داری نوین است و یک استثمار صددرصدی نیروی کار.

در سایه نبود اتحادیه های کارگری قوی و دولتی کردن اتحادیه کارگری و کارفرمایی کردن دولت، سالهاست که فشار بر کارگران و مصرف کنندگان هر سال بیشتر شده و ضریب جینی افزایشی بوده است.

تعیین کنندگان این میزان حقوق و دستمزد در تمام نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی سهیم و شریک هستند.

تولید کنندگان به خوراک و دستمزد تقریبا مفت راضی و از آن استقبال می کنند، اما بشدت با قیمت گذاری دستوری مخالفت می کنند. آنها حتی به این حد از فشار به مصرف کننده ایرانی هم راضی نمی شوند.

هر کمپین اعتراضی با صادرات براحتی جایگزین و حرکتهای اجتماعی با شکست مواجه می شوند. صادرکننده ایرانی هرگز رانت نرخ ارز را در صورتهای مالی خود منعکس نمی کند و سرمایه گذاری در بورس بخاطر برخی حسابسازی ها صرفه اقتصادی ندارد. بورس بعلت امتناع از تجدید ارزیابی تبدیل به صندوق قرض الحسنه ایی شده است که هر سال به اندازه نرخ تورم از سرمایه های مردم می کاهد.

متاسفانه صادرات کنندگان ما نخریدن و تحریم کالاهای ایرانی را جذابتر می دانند.
اکنون بسیاری از تولید کنندگان بعلت کاهش تقاضا که در اثر سرکوب تقاضا اتفاق افتاده با سی درصد ظرفیت خود فعال هستند و شکاف درآمدی بقدری بالا رفته که هزینه های اولیه زندگی را هم دستمزدهای کنونی پوشش نمی دهد.

اکنون بخش مهمی از نارضایتی های عمومی ناشی از فشار جامعه کارفرمایی برای نپرداختن حقوق عادله کارگران است.

‍ ‍ ‍ اگر اراده ایی برای کنترل بحران مسکن دارید فقط یک مصوبه کافیست. تضمین می کنیم ؛

✍️مجید گودرزی

آلنان یکی از باثبات ترین بازارهای مسکن جهان را در اختیار دارد و در سخت ترین شرایط اقتصادی ، بخش مسکن لنگرگاه اقتصاد این کشور بوده است. این ثبات بیش از چهل ساله که در هیچ کشور دیگری نمونه نداشته است، مرهون یک مصوبه قانونی است.
در سال ۱۹۹۱ با اتحاد دو آلمان غربی و شرقی، دولت آلمان مصوبه ایی را از تصویب گذراند که هر سرمایه گذاری در بخش مسکن آلمان شرقی بخصوص شهر برلین سرمایه گذاری کند ، تا 10سال از پرداخت مالیات و عوارض معاف است.
همین یک مصوبه کافی بود که برای بیش از چهل سال بخش ساختمان آلمان رکود داشته باشد ، اما تورم نه.

آیا می توان ادعا کرد فقط با یک مصوبه قانونی بحران بزرگ مسکن که نسل گذشته و نسل فعلی ایران را بشدت تحت فشار قرار داده ، حل می شود!؟

و اگر این کار شدنی است، چرا انجام نمی شود؟

با نگاهی به بازار مسکن کشورهای سرمایه داری، خیلی زود متوجه میشویم با وجود آنکه اقتصاد آنها بر مبنای سود است ، اما در مسکن سودا گری ندارند. کشورهای پیشرفته یا مستقیم و یا غیر مستقیم با حساسیت زیاد ، بخش مسکن را کنترل می کنند.

سوال مهم اینست؛ چرا و چگونه؟

هیچ دولتی در جهان نیازهای ضروری مثل درمان و مسکن را به سیستم بازار و مکانیسم عرضه و تقاضا واگذار نمی کند و اگر قیمت گذاری آزاد باشد، مکانیسم های قدرتمندی برای مهار آن دارند.
❗اما ما در ایران در یک تز اقتصادی کاملا غلط و ابلهانه به دنبال به مزایده گذاشتن مسکن در بورس از طریق فروش متری مسکن هستیم.
_کجای دنیا نیازهای ضروری مانند مسکن و درمان را به مزایده می گذارند!؟

در ایران بازار مسکن از بی قانون ترین، رها شده ترین و وحشی ترین بازارهای جهان است. سالی بیش از ۱۰۰ درصد رشد می کند. این در دنیا بی نظیر است. از صبح تا بعد از ظهر می توان به یک آگهی مسکن میلیاردها درصد اضافه کرد، بدون آنکه مرتکب گرانفروشی شد.

_چه باید کرد؟

خیلی از کشورها فروش مسکن را کمتر از ۱۰ سال و بررسی دیگر تا 30 سال ممنوع کرده اند و عملا سوداگری در بخش مسکن صرفه اقتصادی ندارد. در آلمان این مدت ۱۰ سال است.
مسکن سرمایه ایی بیشترین نرخ مالیات را دارد و مسکن مصرفی از مالیات معاف است.

در کشوری مثل آمریکا، با وجود آزادی کامل در قیمت گذاری مسکن، ما رشد زیر ۱۰ درصد را شاهد هستیم. حتی گاهی مثل سال ۲۰۰۸ شاهد سقوط آزاد بازار مسکن هستیم. عجیب تر آنکه بیش از 80 درصد قیمت ملک را بانکها وام می دهند آنهم با نرخ حدود 2 درصد! اما باز هم سوداگری صرفه اقتصادی ندارد.

✅اصلی ترین مشکل مسکن در ایران نبود و عدم تصویب قانون است. اخیرا مجلس مصوباتی در خصوص مسکن بعد از ۱۱۵ سال داشته و یک قدم رو به جلو برداشته . اما بدون شک تا مهار کامل سوداگری و رفتار مافیایی در مسکن ایران، فاصله زیادی وجود دارد.

قانون مالیات بر خانه های لوکس و مالیات بر خانه های خالی یک نمایش طنز و یک اقدام مضحک بود. چون کارشناسی درستی نشد. به راحتی مالیات مصوب به قیمت ملک اضافه می شود. چون قیمت گذاری کاملا رها شده است.

ما برای رهایی همیشگی و دائمی از بحران ملی مسکن ، «قانون بهای تمام شده مسکن » را پیشنهاد کرده ایم و معتقدیم تنها با این یک مصوبه هم صنعت ساختمان از رکود خارج خواهد شد و هم برای همیشه بحرانی بنام مسکن در ایران وجود نخواهد داشت..
حاضریم کارکرد این قانون را تضمین کنیم.

@mostajeraneiran
کانال مستأجران ایران

پدر و مادر مصداق های رحمانیت و رحیم بودن خداوند هستند. هیچ بخشنده ایی خدایی تر از پدر نیست و هیچ رئوفی خدایی تر از مادر نیست.

شاید گفتن این حرف به مذاق خیلی ها خوش نیاید و گفتن آن هم خیلی زود باشد، بخصوص در شرایط بحرانهای اجتماعی و احساسی کنونی.

✅ این را برای ثبت در تاریخ می نویسم؛

شک ندارم روزی زنان ایرانی حسرت حکومت دینی را خواهند خورد و به موج احساسی کنونی و مسببان آن لعنت خواهند فرستاد. اما دیگر فایده ایی نخواهد داشت.

آمار کودکان نامشروع و غیر قانونی که سازمان ملل منتشر می کند، نشان می دهد تا بیش از ۸۰ درصد متولدان در برخی کشورها حاصل ازدواج های غیر قانونی هستند و قبل از بدنیا آمدن، این نوزادان مجرم و از جامعه ترد شده هستند و هیچ پایگاه اجتماعی ندارند.

تاریخ گواهی خواهد داد که جمهوری اسلامی و حکومت دینی جایگاه بی بدیلی برای زنان ترسیم کرده بود و زنان قدر ندانستند.

در هیچ کجای دنیا زن با گفتن یک بله شرعی و قانونی میلیاردر نمی شوند، الا در ایران.

در هیچ کجای دنیا جایگاهی که بعنوان مادر برای زن در فرهنگ اجتماعی ما ترسیم شده است، نظیر ندارد. اما برخی از زنان ایرانی خودشان این جایگاه را دارند تخریب می کنند.

بدون شک قوانین در نظام‌های سیاسی دیگر تغییر خواهد کرد و هرگز ، هیچ سیستمی زیر بار امتیازات داده شده به زنان نخواهد رفت. بخصوص آنکه مردان در این ساختار به نفع زنان، بشدت محدود شده اند.

در بسیاری از کشورها از جمله در هلند، دانمارک، اسراییل، آلمان و ... بر روی زنان لیبل می زنند و در ویترین مغازه ها، زنان را بفروش می رسانند و همانها از شعار زن، زندگی ،ازادی، بشدت برای زنان ایرانی حمایت می کنند.

بسیاری از رفتارهای اجتماعی پذیرفته شده و جاری در غرب در کشور ما و در فرهنگ ما فحش محسوب می شود. کسانی که شیفته این فرهنگ نفرت انگیز شده اند، روزی لعن و نفرین خواهند شد. اما ممکن است دیر شده باشد.

غرب در اقتصاد و مدیریت پیش رفت، اما در فرهنگ و اخلاق سقوط کرد. ما بجای یاد گرفتن اقتصاد و مدیریت ، اخلاق آنها را تقلید کردیم.

بمباران تبلیغاتی فرهنگ ناب ایرانی هر روز بیشتر می شود و یک وادادگی و استحاله فرهنگی در حال رخ دادن است. بدون شک جایگزین این فرهنگ قوی و غنی، فرهنگ مبتذل غرب نیست.

فروپاشی خانواده ها، زنان را بی دفاع می کند و آسیب پذیر. خانواده پایگاه عاطفی و مالی قدرتمند زنان است .آنان که همه جور پایگاهی را بغیر از خانواده می پذیرند و همه جور رفتاری را جایگزین آرامش در خانواده می کنند، بدون قرص های ضد افسردگی از دنیا نخواهند رفت.

حکومت دینی زن را برای پشتیبانی موثر از خانواده تربیت می کند و جایگاه رفیع مادر بودن را به او هدیه می کند. اما برخی ها معشوقه های موقت را بیشتر دوست دارند و در یک لجبازی جمعی، فقط شاخه زیر پای خودشان را می برند. شاخه ایی که هرگز مجددا سبز نخواهد شد.

همگی ما نسبت به این فرهنگ مقدس ایرانی، تکلیف و وظیفه داریم و مهم است که میراث فرهنگی ما برای نسل بعد چه باشد. زنان بیش از مردان باید پاسبان این گوهر نایاب باشند چون فرهنگ ما فرهنگ مهر ورزی و مهر مادران ایران زمین بخش مهمی از این فرهنگ را شکل داده است

#مجید_گودرزی

گداهای میلیاردر؛

✍مجید گودرزی

سونامی قیمت مسکن تقریبا تمام بافتهای اقتصادی و اجتماعی را در نوردیده است. حال آنکه برخی تبعات این بازار وحشی در آینده بروز و ظهور پیدا خواهد کرد.

ده میلیونی نفری که قادر به ازدواج نیستند، خانواده های که از هم پاشیده شدند و آوارگی سی میلیون مستاجر ایرانی هر روز شکل وخیم تری به خود می‌گیرند.

این تنها مستأجران و فعالین بخش مسکن نیستند که دچار بحران شده اند، بلکه صاحبخانه ها هم با چالش جدی مسکن مواجه شده اند.

بعلت غیر متعارف شدن قیمتها هر روز دولتها اراده بیشتری برای وضع مالیات و عوارض جدید بر این خوان نعمت پیدا می کنند و از طرفی قدرت خریدی که هر روز تقلیل می رود و بخصوص قشر بازنشسته و حقوق بگیر بیش از گذشته تحت فشار قرار می دهد.

تمام حقوق یک بازنشسته کفاف تعمیرات جزیی ساختمان را هم ندارد. با کوچکترین ایرادی در بخش پوشش ساختمان و یا تاسیسات آن، معیشت صاحبخانه ها با چالش مواجه می شود.

اکثریت قریب به اتفاق صاحبخانه قادر نیستند ملک و خانه خود را تبدیل به احسنت کنند و اکنون خطر فرسودگی هر روز بیشتر املاک کشور را تهدید می کند.

صاحبخانه های ما به گداهای میلیاردی تبدیل شده اند که حتی قادر به تعمیر پشت بام خانه خود نیستند.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

امروز روز جهانی تنوع زیستی است.

ایران بیستمین کشور از نظر تنوع زیستی در جهان است.

برخی گونه های جانوری و گیاهی موجود در ایران در جهان بی نظیر هستند.

هنوز در کشور ما «پلنگ کش» بعنوان یک قهرمان محسوب می شود؛ اما ما باید یاد بگیریم کشتن پلنگ، یا هر موجود زنده دیگری، حماقت و بی رحمی است، نه شجاعت.

ما هنوز داریم انسانهایی را که یک خرس را آنقدر تعقیب می کنند تا می میرد. یا با دیدین هر حیوانی دست به اسلحه می بریم. یا برای شکار حیوانات حاضریم محیط بانان را هم بکشیم.

این فرهنگ باید اصلاح شود و همزیستی باید جای شکار را بگیرد.

ما باید یاد بگیریم که ما بیش از سایر موجودات به این تنوع زیستی نیاز داریم.
ما بعنوان موجودات ذی شعور در قبال تمام موجودات ساکن در محیط زیست کشورمان تکلیف و وظیفه داریم.

مجید گودرزی
کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

‍ بهره، یکی از بنیادی ترین مباحث اقتصاد است

✍مجید گودرزی

داشتم متن سخنرانی های اوباما را مطالعه می کردم. او بارها به مطالب کتاب مقدس اشاره می کند و ستون سخنرانی هایش را از این کتاب عاریت می گرفت.
اما ما هنوز به آن سطح از سواد و آگاهی نرسیده ایم که بتوانیم در موضوع نرخ بهره به قرآن و هشت آیه مرتبط با بهره (ربا) اشاره کنیم.

چرا قرآن هشت بار ربا را محکوم کرده؟
هیچ بخشی از اقتصاد نیست که به اندازه بهره مورد تاکید قرآن کریم قرار گرفته باشد.
چون بهره تمام بخش های اقتصاد را متاثر می کند.
بهره اساسی ترین موضوع اقتصاد است و به همین خاطر کشورهای پیشرفته با جهان با حساسیت بسیار بالا آن را تنظیم می کنند.

🔸بر اساس تحقیقات صورت گرفته رابطه نرخ بهره و میزان سرمایه گذاری عکس است و رابطه نرخ بهره و تورم یک رابطه مستقیم است.

یکی از دلایل اصلی تحریم سرمایه گذاری بین المللی وجود نرخ بهره بالای ۲۰ درصد بود. نرخ بهره بالای بیست درصد یک تحریم سرمایه گذاری داخلی است و خیلی خوب روی این نقطه ضعف بزرگ برنامه ریزی کردند.

🔸از سوی دیگر یکی از احمقانه ترین معارفه های دنیا در بین مدیران کل بانک مرکزی، بدون شک مربوط به معارفه آقای سیف بود. او می‌گفت :«چون تورم بالای ۴۰ درصد است نرخ بهره باید بالاتر تعیین شود، تا بانکها سود کنند»!
او حتی نمی دانست یکی از دلایل تورم نرخ بهره بالاست.

هزینه های تامین مالی بخش جدایی ناپذیر بهای تمام شده کالاها و خدمات هستند و با افزایش نرخ بهره، تورم بیشتر می شود و نمی توان دور تسلسل نرخ بهره و تورم را کنترل کرد.
راهی بجز افزایش سرمایه گذاری نیست . و نرخ بهره از یک میزانی به بالا باعث می شود سرمایه گذاری منفی شود.

همچنین افزایش نرخ بهره باعث کاهش سرمایه گذاری و رکود می شود.
کشورهایی که نرخ بهره بالاتر را برای کنترل تورم می پذیرند ، باید میزانی از رکود تورمی را هم بپذیرند.

🔸در حالی که اکثر کشورهای جهان تلاش می کنند نرخ بهره صفر یا نزدیک به صفر داشته باشند، ما تلاش می کنیم با نرخ بهره بالاتر صرفه اقتصادی برای بانکها ایجاد کنیم . اما این غیر ممکن است.

اکنون یکی از بحرانهای اصلی اقتصاد ایران نبود صرفه اقتصادی است. تمام فعالیتهای اقتصادی که کمتر از ۲۳ درصد سود بدون ریسک بانکی و صرفه ریسک، بازدهی داشته باشند، غیر اقتصادی هستند.

بدتر آنکه با وجود تورم ۵۰ درصدی همه فعالیت‌هایی که کمتر از ۵۰ درصد بازدهی داشته باشند ، بازدهی منفی دارند.

سالهای زیادی تلاش کردیم به جامعه بقبولانیم در دام نرخ بهره نیفتند. اما اکنون با نرخ بهره ۶۰ درصد هم بحران داریم و اگر نرخ بهره منفعت بود کشورهای پیشرفته ۱۰۰ درصد و بیشتر سود می گرفتند.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

گرفتن سود و قسط وامی که پرداخت نشده است، جنایت است.

در حالی که در اکثر کشورهای جهان وامهایی کم بهره و طولانی مدت که تا ۸۰ درصد قیمت ملک را پوشش می دهد، پرداخت می شود، در ایران اقداماتی صورت می‌گیرد که مصداق واقعی جنابت اقتصادی است.

در ایران وام ۴۸۰ میلیونی را 120 میلیون تومان می فروشند ، یعنی عملا ۳۶۰ میلیون وام به وام گیرنده پرداخت می شود و باقی آن بابت اوراق، از پیش گرفته می شود. و پرداخت نمی شود.

این در حالی است که بانک سود و اقساط وام ۴۸۰ میلیونی را محاسبه و دریافت می کند.

این یک‌جنابت واقعی، یک کلاهبرداری و یک جرم آشکار است.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

نبود قانون و عرف غلط و استعماری دمار از روزگار مستأجران درآورده است.؛

✍مجید گودرزی

سال گذشته در هفتم خرداد ۱۴۰۱ قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی ۱۴/۷۰۲/۰۰۰ تومان بود و امروز قیمت هر سکه بهار آزادی به ۳۱/۰۰۰/۰۰۰۰ تومان رسید.

در یک عرف غلط و من درآوردی و استعماری رهن مستأجران در ایران بصورت قرض الحسنه و با ارزش زمانی صفر محاسبه می شود!

بخاطر این عرف غلط تنها در یک سال گذشته ۵۳ درصد ارزش ودیعه مستأجران در مقایسه با طلا، از بین رفته است.

در ۵ سال گذشته تنها ۷ درصد ارزش و قدرت خرید رهن مستأجران حفظ شده و ۹۳ درصد آن در این رویه غلط از بین رفته است.

ارزش زمانی صفر پول، در جایی غیر از ایران وجود ندارد. و همین سیاست استعماری باعث فلاکت مستأجران ایران شده است.

این در حالی است که ودیعه در کشور آلمان تنها به اندازه سه ماه اجاره است که باید در پایان قرارداد با سود متعلقه به مستاجر بازگردانده شود.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

طالبان یک انتخاب برای ایران نیست، یک چالش است.

✍مجید گودرزی

تفاوت زیادی بین انتخاب یک گروه یا یک کشور بعنوان شریک تجاری یا متحد سیاسی، با اجبار به پذیرش آنها وجود دارد.

جمهوری اسلامی در راهبردی درست و برای پایان دادن به جنگ و خونریزی در افغانستان بالاجبار گروه طالبان را که از اکثریت پشتون ها هستند، بنوعی به رسمیت شناخت و حمایت کرد. انتظار قدردانی از این حمایت‌ها، آنهم از سوی گروه طالبان، کمی زیاده خواهی و غیر منطقی است.

کسانی که شعار پوچ «مذاکره با داعش» را سر می دادند، این بار هم در یک راهبرد انحرافی و البته حساب شده، خیلی تلاش کردند و انتظار جنگیدن ایران با طالبان، همانند داعش را داشتند.

اما تفاوتهای زیادی بین داعش و طالبان وجود دارد.
حمایت از طالبان باعث ثبات در افغانستان شد و جنگ تا نابودی داعش، سبب ثبات در منطقه دیگر. اینها دقیقا دو سر یک طیف هستند.

عدم حمایت ایران از مجاهدین و گروه احمد شاه مسعود، باعث دلخوری خیلی ها شد . اما راهی بجز این برای جلوگیری از قتل و کشتار در افغانستان نبود.
حالا طالبان تلاش می کند تا مشکلات خود، از جمله عدم مقبولیت جهانی را، از طریق باج خواهی تامین کند.
بستن آب هیرمند، یا هر خطای دیگری، نمی تواند مقابله ایران با این گروه نه چندان موجه را توجیه کند. ما نباید از سطح یک بازیگر منطقه ایی به درگیری با یک گروه از خوارج، تنزیل سیاست داشته باشیم.

آنچه برای طالبان خطرناک است نفوذ فرهنگی ایران است وگرنه آنها با دو ابر قدرت بزرگ جهان جنگیده اند.
ایران بیشترین نفوذ فرهنگی را در افغانستان دارد و حتی می تواند به بازگشت دوباره این بخش از ایران حتی بصورت خود مختار فکر کند. کما اینکه هم اکنون هم بیشترین مبادلات تجاری این کشور با ایران است و جمعیت زیادی از افاغنه در ایران ساکن و یا به ایران سفر کرده اند.
زجر و گرسنگی دادن به مردم مسلمان و بشدت فقیر افغانستان هرگز راهبرد جمهوری اسلامی نبوده است.
بخش بزرگی از دانشجویان خارجی دانشگاههای ایران را افغانی ها تشکیل می دهند. ایران حتی آمادگی خود را برای پذیرش دختران دانش آموز افغانی، که به فرمان طالبان از تحصیل محروم شده اند را اعلام کرده است.
همچنین فرزندان مهاجران افغان در مدارس ایران همانند کودکان ایرانی امکان تحصیل دارند.
ایران در تلاش است که دولت فراگیر و با برگزاری انتخابات را به طالبان دیکته کند، که البته کار آسانی نخواهد بود.

ایران و طرفدارانش نتوانستند در انتخاباتی فرمایشی و مضحک که بسیاری از صندوقهای رای آن گم شد! که با نامزدی اشرف غنی و عبدالله عبدالله برگزار شد، ظرفیت لازم برای کنترل قدرت را در افغانستان داشته باشد.

از سوی دیگر اقلیت شیعه افغانستان تاوان سنگینی بابت اشتباهات دیپلماتیک ایران خواهند داد.

ایران سرمایه گذاری های خوبی در افغانستان انجام داده است. ایران و چین و هند به افغانستان بعنوان یک بازار بکر نگاه می کنند و بر سر نفوذ بیشتر در بازار افغانستان رقابت می کنند. که قطعا ظرفیتهای ایران بیشتر از سایر رقباست.

ما را برای سکوت و تجلیل‌ از پیشکسوتان به همایش ها دعوت می کنند!
همایش های ما روی دور تکرار بیهودگی قرار گرفته با حفظ احترام به پیشکسوتان.
یکبار ما را دعوت به صدا کنید.
_تا برایتان بگویم چرا یک تولید کننده بعلت تورم ۵۰ درصدی تا ۵۰ درصد بازدهی ندارد یا بازدهی منفی دارد؟
_تا برایتان بگویم کسب بازدهی بازدهی ۵۰ درصدی چقدر سخت و دشوار است؟
_تا برایتان بگویم بازدهی تا ۵۰ درصدی شما نصیب چه کسانی می شود
_مرا دعوت کنید به گفتن ، نه سکوت. این بی ارزش ترین دعوت است.
_مرا دعوت کنید تا بحران ارزش افزوده را که دامان شما و همه را گرفته را برایتان تشریح کنم.
_مرا به یک اتفاق برنامه ریزی نشده دعوت کنید؟صحبت و شنیده شدن.
_بگذارید نسل جوان جایی در این همایش ها داشته باشند. بگذارید حرفهای جدیدی گفته شود.
_تا کی میخواهید همایش بگذارید و ظرفیتهای بلا استفاده را مرور کنید؟
_بگذارید یک بار هم در این همایش ها مسئولان شنونده باشند. شنیدن صحبت مسئولان اساس همایش های بی فایده شده است.
_بگذارید فقط در یک همایش یک اتفاق نو بیفتد و بپرسید آیا کسی هست که چیزی برای آموختن به این جمع داشته باشد؟
همایش های ما تشنه فکر هستند.
#مجید_گودرزی

‍ درمان را هم به مزایده بگذارید!

✍مجید گودرزی

در یک بدعت نامیمون و زشت، «فروش متری مسکن» در بورس آغاز شد.

🔸به مزایده گذاشتن نیازهای ضروری جامعه بجای کنترل قیمت و انجام تکالیف قانونی، یک سو استفاده تمام عیار هم از بازار بورس است و هم از کم کشش بودن نیازهای ضروری جامعه.

🔸این طرح بدنبال مشروعیت بخشی به قیمتهای کمر شکن و نجومی مسکن و حفظ فشار غیر قابل تحمل مسکن به مردم است.

ما این طرح را محکوم می کنیم و آن را خلاف قانون و وظایف قانونی دولت می دانیم.

همچنین تز غلط مقابله با بحران تورم با ایجاد بحران بدهی مردود است و راهکار مقابله با بحران تورم مسکن ، افزایش وام ودیعه مسکن نیست. چرا که بدهی یک بحران، حتی بدتر از بحران تورم است. آنهم با این سودهای نا متعارف. این یک کاسبی کثیف از مستأجران و یک درآمد نامشروع و یک راهکار بدتر از مشکل است.

#کانال_مستأجران_ایران

امسال با هزار ضرب و زور، مزد مصوب،
۸/۰۶۰/۰۰۰ تومان شد.
این تنها شامل کسانی می شود، که شغلی دارند و کارفرما حاضر است با کارگر خود قرارداد ببندد و قوانین کار را رعایت کند.

تمام مزد مصوب در سال میشود حدود 96720000 تومان.
وقتی صاحبخانه ایی به مستاجران می گوید:« یا ۱۰۰ میلیون به پول پیش اضافه کن، با تخلیه کن، درک درستی از این مبلغ و این خواسته ندارد و دقیقا نمی فهمد چه می گوید».

چگونه می شود از ۹۶ میلیون تومان، صد میلیون پس انداز کرد؟
چه فاجعه ایی برای معیشت یک خانواده رخ می دهد، وقتی با ۹۶ میلیون حقوق، مجبور است ۱۰۰ میلیون غرض بگیرد؟

ما آنقدر از نظر حقوقی عقب ماندیم که هنوز هم آوارگی مستاجر، حق مسلم صاحبخانه است.**

من معتقدم کانون وکلا حتی یک وکیل هم ندارد، که اگر داشت حداقل یک وکیل یک دادخواست تنظیم و از مردم ایران دادخواهی می‌کرد.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

بزرگترین دزدی تاریخ

✍مجید گودرزی

آمریکا در برتون وودز تعهد داده بود که برابری دلار با طلا را رعایت کند
اما در سال ۱۹۷۲ این تعهد را نقض کرد و تا جایی که توانست دلار چاپ کرد و با آن سرمایه سایر کشورها را صاحب شد.
تمام زحمت دولت آمریکا برای ثروتمند شدن، چاپ دلار بود.

یکی از دلایل اصلی رشد خیره کننده آمریکا دلاری بود که با آن می توانست هر آنچه کشورهای دیگر داشتند، را خریداری کند.
البته فاکتورهای دیگری هم بود، اما دلار شاهرگ حیاتی آمریکاست

مشکل الان ما با نقدینگی، تورمی است که به مردم منتقل می شود و تا ۵۰ درصد بازدهی اقتصاد منفی است.

این ۵۰ درصد کجا می رود و به چه کسی می رسد؟

تولید کننده و فعال اقتصادی چقدر باید جان بکنند تا بازدهی سر به سر در 50 درصد برسد.

باید حد و سقف برای دولت تعیین کرد. دولت و مردم هر کدام باید پاسخگوی اشتباهات خوشان باشند و اینطور نباشد که دولت هزینه اشتباهات خود را از جیب مردم برداشت کند.

صاحب شدن سرمایه مردم فقط با چاپ پول، دزدی است. بزرگترین دزدی که حجم آن غیر قابل تصور است.

نظریه مقداری پول باید رعایت می شد. چاپ پول بیش از تولید و ارزش افزوده یعنی دست درازی به دارایی های مردم و خرج کردن سهم آیندگان.

چاپ دلار به میزانی که دلبخواه دولت آمریکا بود، بزرگترین دزدی تاریخ بود.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

‍ وقتی در شهری مثل تهران میخواهید تاکسی بگیرید، خیلی زود متوجه میشوید که خیابانهای زیادی هستند که با یک نام، نامگذاری شده اند.

_ما در شهری مثل تهران صدها خیابان و کوچه بنام بوستان داریم؛
_دهها و صدها خیابان بنام بهار؛
_شخصیت هایی که چندین خیابان و کوچه بنام آنهاست و شخصیت‌ها و قهرمانانی که هیچ خیابانی بنام آنها نیست.
نه اینکه ما اسامی و شخصیتهای بزرگ کم داشته باشیم، بلکه فکر و ذهن محدود و بسته ی تصمیم گیران و نداشتن اختیار لازم توسط شوراها باعث آشفتگی گسترده در نامگذاری کوچه و خیابانهای شهر شده است.
این در حالی است که در اکثر کشورهای دنیا از هر اسم تنها یک کوچه و یا خیابان نامگذاری شده است.
اسامی کوچه ها و خیابان های کهن همچنان حفظ شده است. حتی اگر این نام مربوط به یک شخصیت منفور و خونریز بوده باشد. کولوسئوم (Colosseum) هنوز بعد از ۷۰۰ سال کلسیوم باقی مانده . با وجود آنکه این محل از بد نام ترین بناهای تاریخ بوده و هزاران برده در آن به قتل رسیده است.
این نامها در کشورهای تاریخی مثل یونان و ایتالیا بیشتر به چشم میخورند. اما دریغ و افسوس که در ایران این اسامی تاریخی توسط برخی نا آگاهان فرهنگی، محو و مصادره میشوند.
متاسفانه در ایران میراث فرهنگی کشور ، با دست به دست شدن قدرت سیاسی، کاملا محو می شود. صاحبان مناصب سیاسی ما تصور می کنند که فلان اسم و یا فلان خیابان باید مطابق میل انها تغییر کند. حتی اسامی ملی هم تغییر می کند.

ما نیازمند یک قانون ثابت و همیشگی برای حفظ آثار فرهنگی و اسامی آنها هستیم.

تغییر اسامی آثار و ابنیه تاریخی، تاراج فرهنگی و تهاجم فرهنگی است، فارغ از اینکه چه کسی آن را انجام می دهد.

کسانی که یک اثر را خلق می کنند، حق دارند نام آنرا انتخاب کنند و کسی حق ندارد برای آثار دیگران، نام تعیین کند.

این حق خالق اثر است و تغییر نام آثار دیگران، نهایت بی فرهنگی و ظلم آشکار به تلاشگران تاریخ است.

انتظار اینست که با رشد فرهنگی مردم این تاراج زحمات دیگران پایان یابد.

میلاد باید تا ابد میلاد بماند، توحید باید تا ابد توحید بماند و…

یک جایی و یک برهه ایی از تاریخ این سرزمین باید این تاراج فرهنگی متوقف شود.
دفاع از میراث فرهنگی وظیفه ی میهنی همه ی نسلهاست.

چو خواهی که نامت رود در جهان
مکن نام نیک بزرگان نهان

✍ مجید گودرزی

جنگ زرگری و پر سود بیمه ها و بیمارستانها و بیچارگی بیمه شدگان؛

✍مجید گودرزی

پزشکان در یک بی اخلاق و بی مسئولیتی تمام و کمال اعلام می کنند «با هیچ بیمه ایی قرارداد ندارند».
بهانه آنها هم عدم عمل به تعهدات از سوی بیمه هاست.

بیمه حق بیمه ها را قبل از پرداخت حقوق بیمه گذاران کسر و دریافت می کنند، اما تا یک سال پول پزشکان و بیمارستانها را نمی دهند. گردش مالی عدم پرداخت به موقع خسارت‌های درمان رقمی سرسام آور است که معلوم نیست دقیقا به جیب چه کسانی می رود.

پزشکان، داروخانه ها، بیمارستانها، بیماران، کارخانه های داروسازی و ... همگی درگیر عدم پرداخت خسارات درمان از سوی سازمان‌های بیمه گر هستند و سازمانهای بیمه گر از عدم پرداخت هر روز خسارت درمان بصورت روز شمار سود می کنند.

باید حد برای پرداخت خسارت درمان تعیین و در صورت عدم عمل به تعهدات بیمه ها مجبور به پرداخت سود روز شمار شوند.

از سوی دیگر پزشکان و بخش درمان تعرفه ها را مثل آب خوردن زیر پا می گذارند و مبالغ سرسام آوری از بیماران فلک زده می گیرند و بیمه ها هم راحت تر از بخش درمان، به بهانه عدم رعایت تعرفه، هزینه بیمار را نمی پردازند.

حق بیمه را تمام و کمال می گیرند ولی گاهی حتی بیست درصد هزینه های درمان را هم نمی پردازند.

در یک بدعت غلط و یک قانون اشتباه، تامین اجتماعی از کسانی که از بخش درمان آن سازمان استفاده نکنند، حق دارد 3 درصد حق بیمه کسر کند. صفر درصد خدمات و 3 درصد حق بیمه. من فکر می کنم این سو استفاده در بخش درمان، در هیچ کشوری سابقه نداشته باشد. کمیسیون اجتماعی مجلس اینطور قانونگذاری می کند!

بیمه ها می گیرند و نمی پردازند، پزشکان می گیرند و پرداخت نمی شود و بیماران میپردازند و دریافت نمی کنند.

مهمتر از همه نقش دولت است .
درمان اکنون جز تکالیف دولتها شده است و یکی از نیازهایی طبیعی است که دولت مکلف است برای آحاد جامعه تامین نماید. اما در کشور ما هنوز دولتها حتی نیازهای طبیعی که ابتدایی ترین نیاز ها هستند را، به رسمیت نمی شناسند.

هنوز در کشور ما اگر کسی از کار بیکار شود، حق بیمار شدن را هم ندارد.
هزینه های درمان آنقدر بالاست که با وجود بیمه ها هم مردم در بسیاری از موارد قید درمان را می زنند.

اکنون جامعه دندانپزشکی ایران به ازای هر ایرانی پنجاه ساله و پایین تر، ۷ دندان به مردم بدهکار است.

رشد پزشکی ایران با بی نصیب شدن مردم ما از خدمات پزشکی بهتر و ارزانتر همراه بوده است. هر چند ما در کمیت ها رشد کرده ایم، اما بدون شک در کیفیت و دسترسی به خدمات پزشکی رشد چندانی نکردیم.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

‍ اراده ایی برای توزیع قدرت نباشد، انتخابات در هر سیستمی با چالش مواجه می شود.

✍مجید گودرزی

در بسیاری از مواقع حضور مردم در انتخابات ایثار بوده است و وطن دوستی.
تا زمانی که مشارکت بالا هست، قدرتی توزیع نمی شود.
مشارکت باید هدف داشته باشد،
برنامه داشته باشد،
پاسخگویی و مسئولیت را در قبال مشارکت مطالبه کند.
حاصل عملکردها یا برای عملکرد باشد.

✅مشارکت بی دلیل باعث بی مسئولیتی می شود.
✅ در انتخابات عملکردها باید به رای گذاشته شوند
✅ اکنون نزدیک چهل میلیون زن ایرانی بخاطر بند «رجل سیاسی» و بدون حق انتخاب شدن، در انتخابات حضور پیدا می کنند! این مشارکت چه ارزشی دارد؟

❗آیا این مشارکت آگاهانه است؟

از دادن شغل سازمانی به برخی سیاسیون امتناع می کنند، بعد می گویند شما رجل سیاسی نیستید!
کسانی که نمی توانند شغل سازمانی کارشناسی داشته باشند، چگونه باید رجل سیاسی شوند!؟

از طرفی هم احزاب نتوانستند کارکردهای مفید و موثری در بهبود فضای سیاسی داشته باشند. وابستگی به بیگانگان و کمک گرفتن از آنها مغایر شعار نه شرقی و نه غربی است. حزب توده، کوموله، حزب دموکرات، و حتی اصلاح طلبان برای موفقیت در انتخابات بجای مردم از بیگانگان کمک گرفتند. و عملا قدرت گرفتن احزاب را به یک چالش و نفوذ تبدیل کردند.

بسیاری از احزاب و تشکل ها حتی اساسنامه هم ندارند. اساسنامه برخی ها را هم که مطالعه می کنیم خیلی زود متوجه میشویم هیأت موسسان از نوشتن اساسنامه هم عاجز بوده اند.

از سوی دیگر هم در بدعتی غلط احزاب جز اصناف طبقه بندی شده اند! که کاملا مغایر ماده 4 قانون اصناف است.

ماده 10 هم گزینشی و کاملا خنثی است.

بهر حال من فکر می کنم قوانین و وابستگی اصلی ترین موانع رشد احزاب هستند.

نظام سیاسی ما متاسفانه هیچ نیرویی را مقابل خود تحمل نمی کند. حتی ان جی او ها را.
مسایل زیادی روی زمین مانده که وظیفه تشکلهاست نه حاکمیت. ورود حاکمیت به برخی از مسائل اجتماعی باعث مقاومت می شود. اما تشکل ها و احزاب خیلی راحت آن را انجام می دهند. احزاب مسئول گفتمان سازی و طرح مسائل اجتماعی هستند ، نه حاکمیت.

ما بارها خواستار اصلاح قانون انتخابات بوده ایم و معتقد بودیم که رد صلاحیت ها که اینقدر برای نظام هزینه دارد را، احزاب می‌توانند خیلی راحت و کم هزینه انجام دهند.

بعد هم موضوع مهم مسئولیت هاست که باید هر حزب و گروهی پاسخگوی عملکرد خود باشد. برون داد یک حزب استخوان دار، مثل موتلفه، نباید شخصی مثل میرسلیم باشد. خود حزب باید از اعتبارش محافظت کند. شخص نباید از حزب برای خودش هزینه کند.

من شخصا معتقدم قدرت گرفتن احزاب و توزیع مناسب قدرت، عامل مهم مبارزه با فساد است. ناترازی در قدرت عامل مهم فساد سازمان یافته و سیستماتیک است. با بسیاری از مفاسد نمی توان بدون تشکل لازم و قدرتمند مبارزه کرد. جنون و خودکشی است.
اما احزاب با نیروی برابر قادرند گروههای فاسد را افشا و حذف کنند.

‍ نکات مهمی در خصوص بازار ارز

✍مجید گودرزی

🔸دولت قبل به بهانه قاچاق ارز و تحریم، اقدام به بالا بردن نرخ ارز کرد. که این سیاست به نفع دولت و سرمایه داران و به ضرر مردم بود.
🔸دستکاری نرخ ارز از قاچاق و تحریم، اثر بیشتری بر زندگی مردم داشت و تورم لجام گسیخته، تنها یکی از ابعاد این تصمیم بود.
اما اکنون خریداران ارز ایران در سلیمانیه و هرات که به هر قیمتی ارز می خریدند، در حال سازش هستند و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس ارز ایران را نمی خرند و طبیعتاً نرخ ارز کاهش خواهد بود.

🔸سرمایه گذاری در بازار ارز به هر اندازه، ارزش افزوده صفر دارد. متاسفانه حجم عظیمی از سرمایه های کشور در بازار ارز بخصوص ارزهای دیجیتال، سرمایه گذاری شد که بحران ارزش افزوده صفر را به کشور تحمیل کرد.

🔸کسانی که دلار خریدند اکثرا برای حفظ ارزش دارایی در مقابل کاهش ارزش ریال بود. اما این تصمیم تبعات گسترده ایی داشت. از جمله تورم.

🔸خریداران ارز نمی دانستند اگر سرمایه گذاری در ارز حتی صددرصد هم سود داشته باشد، بزودی باید تمام کالاها و خدمات خود را با صددرصد افزایش قیمت بخرند. آنها در یک کالا سود و در هزاران کالا مجبور به پرداخت مبالغ بیشتری شدند و در نهایت جز عده محدودی عموما ضرر کردند.

🔸تنها صادر کنندگان بودند که بدون ارزش افزوده بیشتر، به حاشیه سود چند صددرصدی دست یافتند. اما این حاشیه سود ناشی از رانت دستکاری نرخ ارز، هرگز در صورتهای مالی آنها منعکس نشد و سهم سهامداران از این رانت تقریبا صفر بود. اکنون هم با همه ی توان تلاش خواهند کرد این خوان نعمت را حفظ کنند.

🔸بعلت ایجاد صرفه اقتصادی مصنوعی ناشی از دستکاری نرخ ارز ، قاچاق بشدت گسترش یافت و صادرات تبدیل به غارت منابع ملی شد.

🔸دستکاری نرخ ارز باعث شد تعادل‌های اقتصادی در سطح بسیار بالایی شکل بگیرد، که خارج از دسترس مردم بود و مردم عادی حتی قادر به تهیه مایحتاج ضروری نبودند.

🔸دولت از سویی از از فروش ارز در نرخ های بالا سود سرشار می برد و فروش ارز یک منبع درآمد مهم برای جبران کسری بودجه است و از سوی دیگر باید کالاهای اساسی را با قیمت بالا بخرد. سال گذشته گندمکاران فروش محصول خود را به دلالان ترجیح دادند و دولت نتوانست با دلالان رقابت کند.

🔸صادرات دام زنده و دیگر کالاهای استراتژیک بسیار بالاتر از نرخ داخلی، نتیجه دستکاری نرخ ارز بود و به کمیابی صوری منتهی شد.
دولت قبل با دستکاری عمدی نرخ ارز بدنبال یک «یتیم خانه» دیگر در ایران بود.
نرخ ارز یکی از بزرگترین رانت های اقتصادی تاریخ ایران را رقم زد.

مالیات بر ایکسx

✍مجید گودرزی

چندین سال است که دولت و مجلس تلاش می کنند همانند بسیاری از کشورها پیشرفته با ابزار های مالیاتی بازار مسکن را کنترل کنند.

اکنون بازار مسکن بقدری رها شده و بی قانون است که قیمت متری یک میلیارد دلار هم از نظر قانون نگذاران، گرانفروشی نیست. این در حالی است که در اکثر کشورها به انحاء مختلف از بخش مسکن دولتها هم در آمد کسب می کنند و هم با تنبیه مالیاتی جلوی سوداگری در این بخش را می گیرند.

چرا که مسکن پیوست کارنامه تمام دولتها در جهان است. غیر از ایران.

اما در ایران بعد از بیش از صد سال، دو‌ مصوبه نا کارآمد و غیر قابل اجرا از تصویب مجلس گذشت. آنقدر مافیای مسکن فشار آورد و به اصطلاح چکش کاری شد، که دیگر قابل اجرا نبود و فقط بهانه ارزشمندی برای مالکان برای فشار بیشتر به خریداران و مستأجران و افزایش لجام گسیخته مسکن شد.

دولت برای خانه های خالی و خانه های لوکس و معاملات مکرر و مالیات بر عابدی سرمایه و حتی املاک بایر مالیات تعیین کرده است. این در حالی است قیمت ملک مشخص نشده است. در اینجا قیمت ملک نامشخص اما درصد مالیات مشخص است.

در ریاضیات برای ضرایب مجهول از ایکس استفاده می کنند و گویا تمام نرخ های مالیاتی مسکن در ایران مساوی ایکس قرارداده شده است.

حالا خبرها حاکی از آن است که بعد از سالها بالاخره دولت و مجلس، درصدد کشف مجهول ایکس برای تعیین میزان مالیات بر مسکن بر آمده اند.
خبر این است که وزارت راه مکلف به قیمت گذاری منطقه ایی شده است.
تمام تلاش‌ها اکنون وابسته به تعیین میزان ایکس معادله مالیات بر مسکن است.

مسکن تاکنون یک بازار وحشی و رها شده بوده که تقریبا تمام ذینفعان را، بشدت تحت فشار قرار داده است. حتی صنعت ساختمان از گرانی مسکن با بحران مواجه شد.

ما چندین سال است که تلاش می کنیم مجلس را مجاب کنیم که« قانون بهای تمام شده مسکن» را تصویب کند و معتقد بوده و هستیم بدون قیمت گذاری مجهول ایکس هر عددی می تواند باشد.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

افشاگری خوب است الا در مجلس؛

✍مجید گودرزی

بارها خبرهایی در خصوص اعطای امتیازات مختلف از سوئیچ خودرو گرفته تا کلید آپارتمان در مجالس مختلف به گوش رسیده است.

اتهاماتی که جدای از صحت و سقم آنها، هرگز رسیدگی نشدند و افکار عمومی از نتیجه این شایعات و اتهامات هیچ گاه نه مطلع شد و نه راضی.

اما هزینه میلیاردی کاندیداها و حقوق میلیونی نمایندگان هیچ تناسبی نداشته و ندارد. چرا کاندیداها میلیاردی خرج می کنند تا میلیونی درآمد داشته باشند!؟
رقابت واقعی برای چیست؟

شاید به همین خاطر است که نمایندگان طرح شفافیت آراء نمایندگان را رد کردند. یک نهاد نظارتی عالی رتبه که از همه شفافیت می خواهد غیر از خودش! این مضحک و غیر قابل قبول است.
مجلس می بایست شفافیت را از خودش شروع می کرد.

نمایندگان ما حتی نمی خواهند مسئولیت رای خودشان را بپذیرند. این در حالی است که در مجلسی مثل عوام انگلیس چندین قرن است که نمایندگان با قیام و قعود رای خود را شفاف اعلام و تقریبا تمام دنیا آن را می بینند.
(رجوع شود به مقاله ایی با موضوع:«همه خواستار پذیرش مسوولیت بی مسئولیتی هستند»)

حال یکی از نمایندگان مجلس در یک افشاگری کم‌سابقه، خبر از دریافت ۷۵ دستگاه خودرو شاسی بلند از سوی نمایندگان داد.
این سوالها در ذهن مردم وجود دارد:
۱_چه کسانی این خودروها را دریافت کرده اند؟
۲_بابت کدام رای خودرو گرفته اند؟
۳_آبا نباید این نمایندگان در صورت اثبات این اتهام از ادامه مسئولیت محروم شوند؟
۴_ آیا نباید در صورت صحت این اتهام، این نمایندگان محاکمه شوند؟

این یک قدم بزرگ رو به جلو بود. برخی از نمایندگان تلویحا این موضوع را تایید کردند.

اما اکنون و قبل از صدور حکم دادگاه در اقدامی غیر قانونی و غیر قابل پذیرش نطق این نماینده ممنوع شده است. آنهم قبل از صدور حکم.

آیا جامعه می پذیرد که نمایندگان یک افشا کننده را از حقوق قانونی محروم کنند؟

آیا نمایندگان این حق را دارند که قبل از محکومیت، کسی را از حقوق قانونی منع کنند؟
شاید ممنوعیت صحبت در خصوص موضوع اعطای خودرو شاسی بلند در نطق نماینده تا صدور رای دادگاه پذیرفتنی باشد، اما قطعا محروم‌ کردن نماینده از صحبت کردن بدعتی خطرناک و خلاف آزادی بیان آنهم در مجلس شورای اسلامی است

در حالی که بحران مشارکت روز به روز سایه سنگین تری بر انتخابات ایران انداخته و درصد مشارکت را تا حدود ۲۵ درصد در برخی حوزه ها کاهش داده است، آیا این رفتار نمایندگان مردم را از صندوق ها دور نخواهد کرد و به انتخابات آسیب نخواهد زد؟

ثبات در بحران

بازار خودرو در حد انفجار متورم شده است و برخی از خودروهای داخلی، چند ده برابر مشابه خارجی قیمت خورده است و برخی خودروهای خارجی تا 800 درصد گرانتر به مردم عرضه می شود.

حالا با برخی گشایش های سیاسی و سقوط نرخ ارز و تقویت ریال، بازار خودرو با مقدار ناچیزی کاهش مواجه شده است.

برخی به غلط می گویند:
بازار به آرامش رسیده،
بازار به تعادل رسیده ،
بازار به ثبات رسیده!!!
این چه آرامشی مزخرفی است؟
در خصوص بازار مسکن هم همین الفاظ غلط بکار برده می شود.

این ثبات در فلاکت و بدبختی یک جامعه و یک کشور است.
ثبات در تورم کمرشکن و مصیبت بار است.

این ثبات در حفظ فشار بر مردم با آرامش در بازار و رفاه عمومی فرسنگ‌ها فاصله دارد.

#مجید_گودرزی

‍ اقتصاد ایران، اقتصادی نیست؛

✍مجید گودرزی

در بسیاری از اقتصادهای دنیا بعلت پایین بودن نرخ بهره، سود دو و سه درصدی هم بازدهی مثبت محسوب می شود. چرا که از نرخ بهره پایین تر از نرخ بازدهی است و عموما در اکثر قریب به اتفاق اقتصادهای پیشرفته دنیا هزینه فرصت مفتخوارگی بسیار بالاست و حداقل بین ۱/۵ تا ۴ میلیون دلار سرمایه نیاز است که بتوان یک معیشت را بدون کار کردن، تامین کرد. اما در ایران سرمایه مورد نیاز برای اینکه برای همیشه کار نکنیم، چیزی در حدود ۲۲ هزار دلار است. این نشان می دهد که هزینه فرصت مفتخوارگی بسیار پایین است و یکی از موانع اصلی رشد تولید و بخش مولد اقتصاد همین موضوع است.

ما قادریم با اجاره دادن تنها یک واحد مسکونی تمام دارند یک مستأجران را از او بگیریم تا معیشت خودمان را تامین کنیم. در حالی در نرم جهانی باید حداقل سه تا چهار واحد مسکونی استیجاری باشد تا معیشت یک خانواده تامین شود.

در ایران نرخ بهره حدود ۲۳ درصد است و تا بازدهی ۲۳ درصدی سرمایه گذاری در بخش های اقتصادی حماقت است. از نرخ ۲۳ درصد تا حدود ۳۸ درصد که صرف ریسک را هم پوشش می دهد، کمتر کسی در اقتصاد بدون ثبات ما سرمایه گذاری می کند.

اما موضوع دشوارتر، تورم حدود پنجاه درصدی است. که تا ۵۰ درصد بازدهی منفی است و حتی تورم را هم پوشش نمی دهد.

باید به نرخ ۵۰ درصدی تورم، نرخ مالیات حدود ۲۰ درصدی را هم اضافه کرد.

ما در یک بلاهت آشکار به پول سود می دهیم و پولداری را تشویق می کنیم و سرمایه و سرمایه گذاری را تا سر حد امکان و تا جایی که امکان ادامه فعالیت نباشد، مشمول جریمه و مالیات می کنیم.
این دقیقا باید برعکس شود.

ما اکنون تنها با شوکهای بزرگتر امکان ادامه فعالیت اقتصادی را داریم. اما تا کی دز شوکهای بالاتر و مداوم می تواند اقتصاد ما را نگه دارد؟

دستکاری نرخ ارز هم در همین راستا بود. ایجاد صرفه اقتصادی کاذب و رانت، که بدلیل نابسامانی در پرداخت‌های انتقالی، مردم را بشدت تحت فشار قرار داد و سبب تاراج منابع ملی شد.

ما اکنون اگر با ارزانی و کاهش قیمتها مواجه شویم عده زیادی بخشی از سرمایه خود را از دست خواهند داد. و اگر با تورم فعلی هم بخواهیم ادامه دهیم ،بعلت رکود و کاهش قدرت خرید هم، بخش دیگری از فعالان اقتصادی بجز با قبول تازیانه های بدهی، قادر به ادامه فعالیت نیستند.

ما در یک تز کاملا غلط اقتصادی، بحرانهای اقتصادی مثل تورم و رکود را با بحران بدهی حل می کنیم.

ما نباید اجازه دهیم دولتها و قانونگذاران امکان مصادره تعادل‌های اقتصادی را داشته باشند. دولتها باید هزینه اقدامات خود را بپردازند نه اینکه از جیب مردم برداشت کنند. ما اکنون در شرایطی قرار داریم که هر کس قادر است هزینه های خود را به دیگران منتقل کند. مثلاً یک فعال بخش توزیع، یا دولت قادرند هزینه های خود را به هر میزان براحتی به مردم منتقل کنند. فارغ از اینکه مصرف کننده نهایی دچار تورم شدید می شود و تولید کننده با بحران رکود.

کارکرد سازمانهایی چون شورای رفاقت و سازمان حمایت از مصرف کنندگان و اتحادیه های صنفی، بیشتر در جهت تثبیت تورم و حفظ فشار اقتصادی است نه دفاع از تولید و مردم.

ما نیازمند بازگشت تعادل به اقتصاد هستیم وگرنه هر روز باید شوکهای جدید را شاهد باشیم و بدون شوک جدید امکان ادامه فعالیت وجود ندارد.

ما نیاز داریم گاهی برخی ها ورشکسته شوند، تا به تعادل بازگردیم و نباید برای حفظ فعالین اقتصادی که فعالیتشان اقتصادی نیست، اقتصاد را غیر اقتصادی کنیم.

ودیعه مسکن در ایران به یک کلاهبرداری جمعی تبدیل شده است؛

از سال گذشته تاکنون بر اساس برابری نرخ طلا، حدود 50 درصد ارزش رهن مستأجران ایرانی از بین رفته است
در عوض مالکان در یک عرف غلط و استعماری هم از کاهش ارزش ودیعه مستأجران و هم از افزایش تورم عمومی سود بدون حساب و کتاب برده اند.
در یک عرف غلط، رهن مستأجران بصورت قرض الحسنه محاسبه می شود و قیمت ملک بصورت جاری! ارزش زمانی رهن مستأجران هم صفر منظور شده است.
حال که ریال در حال تقویت شدن است و چنانچه در یک سال طلا و ارزهای معتبر کاهشی شوند، مثل اینست که مالکان پول بیشتری به مستأجران بپردازند.اما در اقتصاد همواره تورمی، وزنه بشدت به سمت مالکان سنگین بوده است و سال مستاجران فقیر تر و مالکان غنی تر شده اند.
در آلمان رهن ، تنها به اندازه سه ماه اجاره است که در پایان قرارداد با سود متعلقه باید به مستاجر برگردانده شود. مگر آنکه اجاره پرداخت نشود یا خسارتی وارد شود.
ودیعه قرض الحسنه یه رویه استعماری است با قشر مستضعف مستاجر.
سنجه ودیعه باید یک شاخص ثابت با ارزش ذاتی ثابت باشد تا هر دو طرف معامله در حالت تعادل و عدالت قرار گیرند.

 
  BLOGFA.COM