موضوعات مدیریت مالی،سیاسی،اقتصادی وتا حدودی اجتماعی
 

سران قوا باید پاسخگوی بازار مسکن باشند؛

سران قوا (Chiefs of Staff) باید پاسخگوی بازار مسکن باشند؛

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

اکنون بدون شک امنیتی ترین بخش اقتصاد، مسکن است.

نارضایتی در این بخش به اندازه تمام کسانی است که حق دارند یک واحد مسکونی داشته باشند.

*در طول ۲/۵ سال گذشته قیمت مسکن ۵۰۰ درصد رشد کرده است. این یک فاجعه ملی(National catastrophe) است که تاکنون هیچکدام از سران قوا و مسئولان مربوط، حتی یک عذرخواهی هم از مردم نکرده اند.*

مسئولان در قبال این رها شدگی و این لیبرالیسم وحشی(Wild liberalism)، هرگز پاسخگو نبوده اند. دولت قبل هم یکی از افتخاراتش بی توجهی کامل به بخش مسکن است. این بزرگترین ترک فعلی بود که عقوبت و مجازات نشد و بنظر می رسد هرگز به این پرونده ملی رسیدگی نخواهد شد.

چرا ما قانونی برای قیمت گذاری مسکن نداریم اما برای پفک قیمت تعیین می کنیم؟

چرا اگر مالکی قیمت ملک خود را یک میلیارد دلار هم تعیین کند، به هیچ کجا نمی شود شکایت کرد؟
آیا قوه قضاییه شکایت مستاجر را بکلی حذف کرده است؟ آیا مستأجران ایران بکلی ذی حق نیستند؟
آیا سی میلیون مستاجر حق قانونی برای شکایت از گران‌ فروشی در بخش مسکن را ندارند؟
و آیا اصولاً فروش ملک با هر قیمتی گران‌فروشی نیست؟

چرا دولت به عنوان بزرگترین بخش اجرایی کشور برای ساخت یک واحد مسکونی از متقاضیان ۴۰ میلیون نقد و ۴۵۰ میلیون وام با سود سرسام آور مطالبه کرده است؟

اگر قرار است متری ۲/۷ میلیون تومان بسازند، واحدها باید ۱۸۱ متری باشند و اگر بنا بر عرف معمول ۷۵ متری باشند، ۶/۵۳۳/۳۳۳ تومان میشود، نه 2/700/000 تومان.

چرا باید قشری که در اثر سیاستهای شما بشدت آسیب دیده ماهیانه حدود ۵ میلیون تا ۷ میلیون تومان قسط وام دهد برای واحد مسکونی که بدون شک در  بافت شهری نیست؟
بدون شک کالایی که بشدت ضروری(Essential goods) است، اصلا وسیله خوبی برای حکمرانی نیست و موج نارضایتی ها کشور را در آستانه بحران قرار داده است.
هر چند مطمئنم شما تاکنون هم از نجابت و وطن دوستی ایرانیان نهایت سو استفاده را کرده اید وگرنه این وضع در هیچ کشوری قابل تحمل نیست.
میدانم این متن بنده را مصداق تشویش اذهان عمومی معرفی خواهید کرد. اما آگهی های نجومی به هر قیمتی از نظر شما و قانون شما، نه تشویش اذهان عمومی است و نه نشر اکاذیب.
اما مستأجران بشدت مشوش ، آشفته و آواره میشوند.
شما دارید کشور را به مافیای مسکن(Housing mafia) واگذار می کنید و این پذیرفتنی نیست. در طرح مالیات بر خانه های خالی(Tax on vacant houses) هم مردم را مسخره کردید.
خوشحال نباشید که در اثر فشار قیمت مسکن خیلی از خانواده ها آواره و حاشیه نشین شده اند. قطعا آنها برخواهند گشت.

کانال مستأجران ایران
@mostajeraneiran

سودهای سمی در حال بلعیدن اقتصاد ایران است  

سودهای سمی(Toxic benefit) در حال بلعیدن اقتصاد ایران است*؛

 

ما داریم هزینه فروپاشی اقتصادمان را با سرمایه گذاری غلط، خودمان می پردازیم.

 

خدا لعنت کند کسانی را که نام این نوع از بانکداری را گذاشتند *«بانکداری اسلامی»(Islamic Banking)

*این ناروا ترین نسبت به اسلام بود.* 

این بدترین ظلمی بود که به اسلام و کشور شد.

بانکهای صهیونیستی هم سود ۲۰ درصدی نمی گیرند. 

نرخ بهره ۲۲ درصدی و بیشتر، بدترین تحریم سرمایه گذاری بود. 

 

*خدا لعنت کند کسانی که اعتماد مردم به بورس را از بین بردند.* بورس تنها راه نجات کشور بود. 

این بدترین خیانت اقتصادی بود. رکود_ تورمی (Inflationary stagnation) که سالهاست به بدترین بیماری اقتصاد ایران تبدیل شده است، راهکاری بهتر از سرمایه گذاری مولد ندارد.

مردم نباید به سمت #سودهای_سمی بروند. هر چند این سودها جذاب تر و بیشتر باشند.

سود سالانه بیت کوین ۳۳۲ درصد است و ارزش افزوده ی آن صفر مطلق. ما هزاران میلیارد تومان در بازارهایی با ارزش افزوده صفر (Zero value added) سرمایه‌گذاری کرده ایم و از درد بیکاری و فقر می نالیم.

 

*کسانی که گفتند:«ارز دیجیتال(Digital currency) وسیله دور زدن تحریم هاست» دروغ گفتند. ارزهای دیجیتال وسیله خروج بی سر و صدای صدها میلیارد دلار سرمایه های کلان (Large capital) از کشور شد.*

من به مردم ایران توصیه اکید می کنم؛

*برای نجات اقتصاد از سرمایه گذاری هایی که ارزش افزوده ی بسیار پایین دارند، اجتناب کنند.* سرمایه گذاری های کنونی درست است که بازدهی بالا مثلا بالای صد درصد در سال دارند، اما اکثرا ارزش افزوده (Value Added) صفر دارند و یک نفر هم ایجاد اشتغال (job opportunity) نخواهند داشت.

 

مطلقا در پول به هر شکلی چه سنتی و چه دیجیتال، سرمایه گذاری نکنید. 

 

در یک رویه غلط ما از سرمایه های مولد (Productive capital) مالیات می گیریم و پول معاف از مالیات (Exempt from tax) است . در حالی که باید دقیقا برعکس باشد.

اقتصاد دستوری (Grammatical economics) پاسخ مناسب سرمایه داری بی رحم (Ruthless capitalism) و فاقد اخلاق است.

 

*من وقتی صف های طویل خرید ارز را در جلوی صرافی ها می بینم، مطمئن می شوم این کشور و این مردم تا هزار سال دیگر به توسعه نخواهد رسید.*

 

✍️مجید گودرزی

کانال مستأجران ایران mostajeraneiran@

ما با صادرات مخالف نیستیم، با مصادره تعادل‌های اقتصادی تا اين حد مخالفیم؛

ما با صادرات مخالف نیستیم، با مصادره تعادل‌های اقتصادی تا اين حد مخالفیم؛ 

 

✍مجید گودرزی

 

یک کیلو پسته در بازارهای جهانی حدودا ۱۰ دلار قیمت دارد. وقتی دلار ۳۹۰۰ تومان است به ازای صادرات هر کیلو پسته ۳۹/۰۰۰ تومان نصیب تولید کننده و صادر کننده میشود. مصرف کننده داخلی هم توان خرید این محصول را دارد. زمانی که دلار میشود ۲۸/۰۰۰ تومان، درآمد ریالی صادر کنندگان بدون حتی یک ریال ارزش افزوده بیشتر ، میشود ۲۸۰/۰۰۰ تومان به ازای صادرات یک کیلو پسته.

صادر کنندگان در اثر نوسانات عمدی نرخ ارز به درآمدهای سرشاری دست یافته اند. با منابع تقریبا مفت.

_برق را زیر بهای تمام شده در اختیار می گیرند. 

_گاز را زیر قیمت جهانی میخرند

_هزینه های زیست محیطی تقریبا صفر دارند.

_کارگر صد دلاری یک نوع برده داری نوین است که فقط در ایران میتوان پیدا کرد.

این صادر کننده حق دارد نهایت تلاش خود را بکند که قیمت ارز پایین نیاید. 

این دستکاری عمدی و غارت منابع ملی است. 

تورم هم معلول این آشفتگی است. 

چرا که تولید کننده و صادر کننده برایش صرفه ندارد به بازار داخلی کالا بفروشد و از طرف دیگر مصرف کننده داخلی با درآمد ریالی توان خرید دلاری ندارد. 

قیمت هر کیلو مرغ حدودا دو دلار است. چرا باید صادر کننده و تولید کننده داخلی مرغی را که میتواند کیلویی ۵۶/۰۰۰ تومان صادر کند به مصرف کننده داخلی بدهد کیلویی ۲۴۹۰۰ تومان؟

دولت قبل، یک دولت سرمایه داری و یک اتحادیه کارفرمایی بود و منابع کشور را بین خودشان تقسیم کردند.

یک لیبرالیسم وحشی و بی رحم بود که همگان دیدند حتی به جوجه های یک روزه هم رحم نکردند. چه رسد به مردم. این نوع از سرمایه داری خط قرمزی بنام منافع ملی را به رسمیت نمی شناسند.

این سیاست ارزی، هم باعث تورم شده و هم افزایش انفجاری قاچاق.

مردم وقتی به بازارهای ارز حمله می کنند دارند آب به آسیاب اینها می ریزند و شاخه ی زیر پای خودشان را می برند.

سیاست کاهش نرخ ارز در کشوری مثل چین جواب می دهد و باعث رونق صادرات میشود. اما در ایران باعث کمبود ارزاق عمومی، گسترش قاچاق و فقر شدید مردم میشود. 

صادرکنندگان با وجود جهش در سوآوری و حاشیه سود بسیار زیاد، حتی ریالی از آن را بین مردم و برای ترمیم قدرت خرید مردم به چرخه ی اقتصاد باز نگرداندند. چه بسا دلارهای حاصل از این غارت را هم، از ترس وارد ایران نکردند.

حتی در صورتهای مالی آنها هم خبری از توزیع سود نیست. این امر باعث افزایش بی سابقه ی شاخص هایی مثل p/e شد و در نتیجه خرید سهام صرفه اقتصادی خود را از دست داد.

در دولت قبل رانت های تاریخی و ویرانگری توزیع شد. که در هیچ کشوری و هیچ بخشی از تاریخ اینچنین نبوده.

 

@mostajeraneiran

کانال مستأجران ایران

روندهای کاملا غلط نتایج درست و درخشان ندارد

جناب آقای رئیس جمهور محترم؛

 

تقریبا تمام روندها و مناسبات اقتصادی برعکس اجرا می شود. از بانکداری اسلامی گرفته تا نظام مالیاتی و حتی توزيع یارانه ها. با این حساب چرا شما بدنبال بهبود شاخص های کلان اقتصادی هستید؟ مگر اقتصاد جادوگری است!؟

مگر میشود با روندهای کاملا غلط نتایج درست و درخشان بدست آورد!؟

این عجیب ترین خواسته ی یک رئیس جمهور آگاه به مسائل است.

چرا کشوری که قیمت گذاری در بازار مسکن آن کاملا رها شده است و هر ننه قمری قادر است از صبح تا بعد از ظهر ۱۰۰ درصد به قیمتهای پیشنهادی خود اضافه کند ، نباید تورم داشته باشد!؟

 

مردم کره جنوبی میلیاردها دلار طلاهای خود را در اختیار دولت گذاشتند تا از ورشکستگی نجات پیدا کند. ایرانیها دهها و صدها میلیارد دلار پس انداز خود را طلا خریده اند تا از شر سیاستهای غلط اقتصادی دولت در امان باشند.

مردم از سیاستهای دولت می‌ترسند و در بازارهایی سرمایه گذاری کرده‌اند که ارزش افزوده آنها صفر است.

 

دولت توجهی به دام بزرگی بنام ارزهای دیجیتال ندارد. ۱۲ میلیون ایرانی صدها میلیارد دلار ارز دیجیتال خریده اند. با ارزش افزوده صفر. 

با اشتغال صفر.

 با تولید صفر.

راستی چرا باید مردم در بورس سرمایه گذاری کنند که بازدهی سالیانه آن ۲۰ درصد است در حالی که بازدهی و نه ارزش افزوده ی برخی ارزهای دیجیتال مثل بیت کوین، سالانه ۳۳۲ درصد است.

 

جناب رئیس جمهور دلمان خون شد و کسی به هشدارهای ما گوش نکرد. اما خوشحالیم که نفوذی خوب ما را شناختند و تا توانستند برای ما پرونده سازی کردند. 

سالهاست که فریاد می زنیم نرخ بهره ۲۰ درصد تحریم سرمایه گذاری داخلی است. شما یک نفر از مسئولان کشور  را به ما نشان بدهید که حرف ما را شنیده باشد. 

جناب رئیسی در این کشور سرمایه به وفور پیدا می شود، اما سرمایه گذاری درست بندرت اتفاق می افتد.

نرخ ارز باعث شد خونخواران ملت منابع مفت را به چندین برابر صادر کنند و یک ریال سود آنها نه به سفره کارگر آمد و نه در سود شرکتها منعکس شد.

سرمایه داری در ایران از مغول غارتگر تر است و از کرونا بی رحم تر. 

در حالی که ما بشدت نیازمند سرمایه گذاری هستیم.

 

✍️مجید گودرزی _ فعال سیاسی

کسب سود از تورم

کسب سود از تورم

تورم یکی از بیماری‌های خسارت‌بار اقتصادی است که برای برخی افراد و جریانات در نبود نظارت و قانون منبع کسب مال نامشروع شده است.

اعتمادآنلاین| تورم یکی از بیماری‌های خسارت‌بار اقتصادی است که برای برخی افراد و جریانات در نبود نظارت و قانون منبع کسب مال نامشروع شده است. این بیماری اقتصادی باعث فشار بر مردم و بی‌ارزش شدن پول آنها و کاهش قدرت خرید آنها می‌شود. بخشی از فشار وارده به سفره مردم مربوط می‌شود به نهادها و سازمان‌هایی که از خلأ‌های قانونی نهایت سوءاستفاده را می‌برند. یکی از این نهادهای کژکارکرد که بر خلاف فلسفه وجودی خود ممکن است مشکلات فراوانی را برای عموم مردم ایجاد کند، نظامات بیمه‌ای کشور است. یعنی هنوز نسبت معقولی میان رویکردهای بیمه‌ای و مطالبات کلی مردم ایجاد نشده است.

 

تعریف‌های تورمی بیمه‌ها، با کاهش قدرت خرید مردم در تضاد کامل قرار گرفته است. برای درک اهمیت نظامات بیمه‌ای کافی است، نگاهی به نقش آنها در تعادل بخشیدن به بازارها بیندازیم. یکی از راهکارهایی که کشورهای توسعه‌یافته از طریق آن تلاش می‌کنند تا فضای کلی بازارها را از سوداگری و نوسان محافظت کنند، استفاده از نظامات بیمه‌ای است. مثلا برای اینکه خودرو به یک کالای سرمایه‌ای بدل نشود و باعث بروز مشکلات در اقتصاد نشود نظامات بیمه‌ای را به گونه‌ای تنظیم کرده‌اند که با افزایش تصاعدی نرخ بیمه‌نامه‌ها (به جای رشد قیمت خودرو) خودرو همواره در نقش و جایگاه یک کالای مصرفی قرار داشته باشد. بنابراین استفاده از رویکردهای بیمه‌ای منطقی، کارشناسی و در مسیر پاسخگویی به مطالبات عمومی مردم، یکی از روش‌های موثر اقتصادی برای تزریق ثبات بیشتر در بازارها است.این در حالی است که در کشورمان، ساختارهای بیمه‌ای در یک اقدام ناجوانمردانه حق‌بیمه‌ها را به روز محاسبه و اخذ می‌کنند و خسارت‌ها را به نرخ ابتدای قراردادی که ممکن است یک‌سال از آنها گذشته باشد، در نظر می‌گیرند و پرداخت می‌کنند. گاهی بیش از ۵۰ درصد ارزش واقعی بیمه در این میان از بین می‌رود و محاسبه نمی‌شود.

 

 

به عبارت روشن‌تر نرخ بیمه‌نامه‌ها به‌روز محاسبه می‌شود، اما خسارت‌ها مطابق با آخرین قیمت‌ها و پس از کسر تورم پرداخت می‌شود. حق‌بیمه مردم را بیمه‌ها قرض‌احسنه در نظر گرفته‌اند و از پرداخت خسارت عادلانه خودداری می‌کنند. در این شرایط عمومی مخاطبان یا باید الحاقیه بزنند یا از بخش بزرگی ازحقوق خود محروم می‌شوند. در حقیقت بیمه‌گزار خسارت‌های احتمالی آینده را بیمه می‌کند و نه خسارت‌های گذشته را. از طرف دیگر بیمه‌ها در صورت کاهش قیمت‌ها هرگز خسارت بیشتری نمی‌پردازند و مابه‌التفاوت در کاهش تورم و قیمت‌ها در بیمه‌ها تعریف نشده است. در صورتی که با افزایش قیمت‌ها ما‌به‌التفاوت میزان بیمه شده و موجود را کسر می‌کنند.

 

از سوی دیگر هزینه بسیاری از خودروها حتی ال۹۰ را هم غیرمتعارف در نظر می‌گیرند و الزام به بیمه بدنه می‌کنند. در کل به نظر می‌رسد نظارتی روی نظامات بیمه‌ای کشور به عنوان یکی از ارکان مهم توسعه وجود ندارد و قوانینی که در این خصوص‌در مجلس وضع می‌شود کاملا یک‌طرفه و به نفع بیمه‌ها و به ضرر مردم است. باید توجه داشت که صنعت بیمه به دلیل ویژگی‌های منحصر به‌فردی که در توزیع ریسک و تأمین‌کنندگی منابع مالی بلندمدت در اقتصاد دارد، می‌تواند به شاخص‌های اقتصادی و معیشتی کشور کمک کند. نظامات بیمه‌ای از طریق اثرگذاری بر بازارهای مالی و پس از آن تاثیر بر شاخص‌های بهبود فضای کسب وکار، می‌تواند شرایط توسعه کسب وکار را فراهم آورد. از مهم‌ترین شاخص‌های بهبود فضای کسب وکار می‌توان به شاخص اخذ اعتبار و همچنین حمایت از سرمایه‌گذاران اشاره کرد. شاخص اخذ اعتبار به میزان دسترسی به منابع مالی اشاره دارد و در این زمینه صنعت بیمه نقش مستقیم و غیرمستقیم در نظام تأمین مالی و تسهیل فرآیند تامین اعتبار ایفا می‌کند و می‌تواند شاخص فضای کسب وکار را به‌طور کلی بهبود بخشد.

*شفاف سازی آراء نمایندگان حق مردم است، نه حق  نمایندگان؛*

*شفاف سازی آراء نمایندگان حق مردم است، نه حق  نمایندگان؛*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

ما در سیاست هنوز در عصر حجر سیر می کنیم. عدم پاسخگویی و بی مسئولیتی در تمام ارکان نظام سیاسی ما،درد بی درمان شده است.

 دهها سال است که در مجلس عوام انگلیس نمایندگان با قیام و قعود رای خود را در معرض دید جهانیان قرار می دهند و شجاعانه مسئولیت مخالفت یا موافقت خود را می پذیرند.

در بسیار از مجالس دیگر هم وضع به همین منوال است. قانونگذاری و نمایندگی مردم بازی قائم باشک نیست. یک مسئولیت خطیر و سنگین است که با عدم شفافیت کاملا مخدوش میشود.

*نمایندگی یعنی مسئولیت و یک نماینده باید حداقل مسئولیت رای خود را بپذیرد.*

کسی که توان و جسارت پذیرش رای خود را ندارد، نباید به مجلس برود .

شفافیت اراء نمایندگان موجب میشود نمایندگان بتوانند از بخشهای دیگر کشور شفافیت را مطالبه کنند. اگر نماینده ایی از اختیاراتش سوء استفاده کند و خودش را از شفافیت مبرا کند، نمی تواند از دیگران خواستار شفافیت شود.

رای به عدم شفافیت و یا رای منفی به شفافیت اراء نمایندگان وظیفه و اختیار نظارتی نمایندگان را فلج می کند.

رای مخفی یعنی عدم پاسخگویی و نماینده غیر پاسخگو نماینده مردم نیست.

*شفاف سازی آراء نمایندگان یک مطالبه ی ملی و یک حق قانونی  است که باید پاسخ داده شود.*

*شورای ترافیک و مقصر ترافیک؛*

*شورای ترافیک و اینهمه ترافیک؛*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

"تهران به حد انفجار رسیده است". این گفته ی یکی از افسران ارشد پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ بود که شنیده نشد. 

 

ترافیک صبحگاهی و ترافیک عصرگاهی امان مردم را بریده و میلیونها ساعت از وقت مردم هر روز در ترافیک سنگین هدر می رود. بدون آنکه شورای ترافیک حتی یک بیانیه بدهد. احتمالا اگر هیچ کاری نکنند شرایط حداقل بدتر نخواهد شد.

 

*به جرات می توان گفت بیش از ۴۰ درصد ترافیک تهران بخاطر تصمیمات غلط شورای ترافیک و شهرداری است.*

 

گاهی در تهران  برای رفتن به آنطرف خیابان با خودرو، بیش از ۳۰ دقیقه زمان لازم است .

 

اکثر کوچه ها و خیابانها با تصمیم این دو نهاد تصمیم گیر و غیر پاسخگو مسدود، بن بست و یکطرفه شده است. 

*هر عقل سلیمی غیر از شورای ترافیک و شهرداری می داند با بستن خیابانها، مشکل ترافیک نه تنها حل نمی شود، بلکه بدتر می شود.* 

اگر میخواهید دلیل اصلی ترافیک تهران را بدانید، ببینید چند صد و حتی چند هزار خیابان و کوچه را مسدود و از آمد و شد مردم حذف کرده اند.

 

پلیس هم بخش مهمی از ترافیک است. اخیرا هر مسیر دچار ترافیک سنگین میشود خیلی زود متوجه میشویم بخاطر حضور و مسدود کردن راه توسط پلیس است.

خاطرم هست چند سال پیش در یکی از معابر منطقه سعادت آباد تهران، هم دور بین نصب کردند ، هم پلیس حضور داشت و هم چراغ زمان دار راهنمایی گذاشته بودند. هر روز ترافیک ، هر روز جریمه و هر روز تصادف نتیجه این اقدام بود.

با رفتن پلیس و حذف دوربین و نیز چشمک زن شدن چراغ راهنمایی همه ی مشکلات این معبر حل شد. نه جریمه ایی ، نه تصادفی و نه ترافیکی.

 

من معتقدم بیش از هر چیز دیگری تصمیمات کارشناسی نشده و غیر اصولی شورای ترافیک در ترافیک تهران نقش دارد.

حتما لازم است راهها را باز کرد تا ترافیک کم شود. بستن راهها درست است که یک قدرتمنایی است، اما ترافیک را روان نخواهد کرد.

 

بد ترين تصميم در خصوص رفع ترافيك در تهران، كاسبي كردن از ترافيك است.

*آیا جامعه پزشکی ایران به حدی از بلوغ می رسد که بابت تلف کردن وقت بیمار خسارت بپردازد؟*

*آیا جامعه پزشکی ایران به حدی از بلوغ می رسد که بابت تلف کردن وقت بیمار خسارت بپردازد؟*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

سالیان درازی است که به هر مطلب و بیمارستانی که مراجعه می کنیم، دهها و صدها نفر را در نوبت ویزیت پزشکان می بینیم. اکثر قریب به اتفاق این بیماران هم وقت قبلی دارند و پزشک و بیمار توافق کرده اند در زمان مشخصی همدیگر را ملاقات و بیمار، توسط پزشک در آن ساعت ویزیت شود.

*هیچگاه هیچ پزشکی بابت اتلاف وقت بیماران نه پاسخگو بوده است و نه خسارتی پرداخت کرده است*.

 

گویا پزشکان و جامعه پزشکی صاحب وقت و زمان بیماران خود هستند و اصلا نباید در این خصوص به کسی جوابی بدهند‌. اما در جوامع مترقی مثل ژاپن خلف وعده و ضایع کردن وقت دیگران برابر قانون مستوجب پرداخت خسارت و جریمه می باشد.

 

کمبود پزشک و دایره ی بسته ی پذیرش دانشجوی پزشکی سالهاست که مورد اعتراض مردم و نمایندگان بوده است.  اما آنچه که بدان مافیای درمان گفته میشود هرگز گوشش بدهکار نیست. 

 

در حالی که معطلی یک راننده توسط مسافر، باید با پرداخت خسارت جبران شود، اما هنوز قانونی برای رسیدگی به اقدامات خلاف حق بیماران تصویب نشده است و هر چه بیشتر بیماران معطل شوند و تراکم بیمار در مطلب ها و سالن های انتظار بیشتر باشد،  آن پزشک از نظر برخی بیمارانی که به حقوق خود واقف نیستند، پزشک بهتری است. پزشکان معطلی و ازدهام بیماران را در مطب خود نشانه ی عملکرد خوب میدانند. اما این کاملا غلط و غیر قابل پذیرش است و به نوعی نشانه بی فرهنگی و عدم رعایت حقوق دیگران است.

 

اگر قانونی وضع شود که پزشک بابت اتلاف وقت بیمار داراب وقت قبلی مسئول و پاسخگو باشد، شاید بتوان گفت یک گام به احقاق حقوق بیمار نزدیکتر شده ایم.

اینکه در قرن بیست و یکم یک پزشک به هر میزان که صلاح بداند وقت بیمار متقاضی درمان  را تلف کند و جریمه نپردازد، نشانه عقب ماندگی و فرهنگ غلط در رابطه ی پزشک و بیمار است.

 

وقت بیمار بخصوص در زمانی که اقدام به توافق در تعیین وقت قبلی نموده باشند، باید محترم شمرده شود و خسارات وارده از طرف هر کس که باشد باید جبران شود.

 

اغراق نیست اگر بگوئیم روزانه صدها هزار و یا میلیونها نفر ساعت از وقت مردم توسط پزشکان از بین می رود و به اندازه ی یک  ریال هم جبران نمی شود.

این خلاف عدالت و خلاف حقوق مردم است. یک بی قانونی آشکار و واضح است.

*بیمار نارس است!*

*بیمار نارس است!*

 

✍️مجید گودرزی_فعال سیاسی

 

_گاهی دلم میخواهد مشکلات مردم سراغ مسئولان برود. 

_مسئولان بیمار شوند 

_مسئولان تصادف کنند

_مسئولان پایشان به دادگاه و پاسگاه و بیمارستان باز شود تا بدانند مردم چه می کشند. 

 

*گاهی یک گرفتاری بزرگ مردم با یک مصوبه یا بخشنامه ی مسئولان قابل حل است. بشرط آنکه مسئولان در شرایط مردم قرار گیرند و با مشکلات رو در رو شوند*

 

بنظر نگارنده نباید کارهای عادی مسئولان را مباشران و وكلاي آنها انجام دهند. بيش از هر كس ديگري بايد مسئولان در پيچ و مشكلات اداري گير كنند تا بفكر حل آن باشند.

*نباید بین مسئولان و مشکلات حصار کشید. این باعث حل نشدن مشکلات مردم و جامعه و عدم درک این مشکلات از سوی مسئولان میشود.*

 

مسئولان وقتی از خط ویژه عبور کنند مشکلات ترافیک را درک نخواهند کرد.

*داستان غم انگیز بیماران سرپایی که برای آنکه مشمول حمایتهای بیمه ایی شوند باید ۶ ساعت در بیمارستان منتظر بمانند و ۶ ساعت از پذیرش آنها بگذرد یکی از این موارد است. *

 

جناب آقای وزیر محترم بهداشت چرا باید مردم ۶ ساعت در راهروهای بیمارستان معطل شوند تا چند بخیه به محل بریدگی دست و پای آنها در اتاق عمل زده شود؟

چرا بايد يك بيمار سرپايي كه كلا كار او بيش از دو ساعت بطول نمي كشد، 6 ساعت منتظر باشد و از 1 ميليون تا 5 ميليون هزينه يك شب بستري و تخت بيمارستاني را بپردازد؟

 

*چرا از نظر سامانه ی ۱۹۰ اصلاح این رویه غلط "دخالت در امر درمان " محسوب میشود و به شکایت مردم رسیدگی نمی شود؟*

قوانین خانواده بنیان خانواده ها را متلاشی کرد؛

قوانین جمهوری اسلامی در خصوص خانواده بنیان خانواده ها را متلاشی کرد؛

 

✍️مجید گودرزی

 

وجود ۱۱ میلیون مجرد که جرات نزدیک شدن به مقوله ی مهم ازدواج را ندارند، گسترش سبکهای ازدواج مثل ازدواج آریایی، ازدواج سفید، هم باشی و ...  درگیری های شدید در خانواده ها، گسترش بیماری های قلبی عروقی، روحی روانی، درگیری های دائمی، گسترش آزار کلامی و  ... هم قانونگذاران ما  را هنوز مجاب نکرده است که قوانین موضوعه غلط هستند و کارکردهای ضد اجتماعی دارند.

 

دیروز در رسانه ها عکسی منتشر شد که بر روی آن نوشته شده بود " *بعد از گذشت ۵ سال از فوت مادرم ما هنوز داریم به پدر بزرگ و مادر بزرگم مهریه می پردازیم و با بحران معیشتی مواجه شده ایم*

نفقه و مهریه در اسلام جایگاه زیبا و فلسفه ی درستی دارد. اما در قوانین ما آرامش را از خانواده ها ربوده است و باعث گسترش فساد شده است. این روزها تن فروشی و روابط نامشروع چهره عریان خود را در معرض دید همگان قرار داده و مسئولان هنوز به برخوردهای چکشی بیش از اصلاح قوانین معتقدند.

 

بعد از طلاق زن موظف است چند ماه عده نگه دارد و مرد مکلف است هزینه های زن را در این مدت بپردازد. چرا که در گذشته اشتغال زنان بسیار محدود بوده است و فقر زنان مطلقه زمینه های فساد آنها را ایجاد می کرد‌. 

اکنون بدون شک یکی از از دلایل فرو پاشی گسترده ی خانواده ها سکه های طلایی است که هر کس را تحریک به جدایی و مطالبه ی آن می کند.

 

*سکه اهرم فشار بسیار بدی شده است و زندگی ایرانیان را به جهنم تبدیل کرده است*. 

زنان بیش از مردان از ترک زندگی و عدم تشکیل خانواده آسیب می بینند.

ازدواج کثیف ترین تجارت بین ایرانیان شده است و دیگر سنت حسنه نیست. یک بدهکاری عظیم است که تمام عمر ایرانیان کفاف پرداخت آن را ندارد. دیگر عاطفه ایی در خانواده های ایرانی باقی نمانده. 

*من اعتقاد راسخ دارم کسانی که تن به این شیوه از زندگی که متاهلی نامیده میشود و این قوانین ویرانگر نمی دهند، انسانهای عاقلی هستند.* 

 

برخی ها به غلط می گویند مهریه پشتوانه ی زندگی است اما نمی گویند ایجاد بدهی سنگین برای زوجه محرک قدرتمند طلاق است و تحمل را از زندگی خانواده ها از بین برده است.

مرد و زن در یک زندگی شریک میشوند نه با بند عندالمطالبه و عندالاستطاعه یکی صاحب دیگری شود. و برابر قانون موظف شود همه ی داشته و نداشته خود را از گذشته ، حال و آینده دو دستی تقدیم دیگری کند. ازدواج یک رابطه ی دوطرفه است که هرکدام در آن سهم برابر دارند. 

 

جامعه نیازمند بازنگری جدی در قوانین مربوط به تشکیل خانواده است. ما باید تجارتهای عاطفی را از جامعه حذف کنیم.

برخی ندانستن ها نامش حماقت نیست، خیانت است.

ظریف خوب میدانست در برجام چه نوشته اند و الان هم تلاش می کند یک دروغگویی تاريخي را با یک دروغ بزرگتر پاک کند.

 

برخی ندانستن ها نامش حماقت نیست، خیانت است.

 

ظریف میدانست که محاکمه نمی شود به همین خاطر اشتباه کرد.

 

برجام تصمیم نظام نبود، بلکه به نظام تحمیلش کردند.

با نگاهی گذرا به پرونده های قضایی برخی تصویب کنندگان ۲۰ دقیقه ایی برجام، خیلی زود در می یابیم که برخی از آنها با برجام از این پرونده ها رها شده اند. فساد سه هزار میلیاردی چه ارتباطی با برجام دارد؟

 

برجام یک بده بستان سیاسی _ قضایی بود. نه تصمیم نظام.

 

مجید گودرزی _ فعال سیاسی

قطعی برق بر خلاف وعده مسئولان حتمی و ادامه دار است؛*

قطعی برق بر خلاف وعده مسئولان حتمی و ادامه دار است؛*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

ضمن احترام به تلاشها و وعده های وزارت نیرو برای پایان دادن به خاموشی ها، باید گفت پایان خاموشی ها در کوتاه مدت ممکن نیست.

*خبر خوب آنکه از ابتداي سالجاري بیش از ۸۶۰ واحد تولیدی راکد به مدار تولید بازگشته اند و همگی نیاز به تامین برق دارند.* آنهم در شرایطی که حدود ۱۰۰۰۰ مگاوات کسری برق در کشور وجود دارد.

همه ی این صنایع و حدود ۸۰۰۰ واحد تولیدی تعطیل شده در شهرکهای صنعتی کشور برای بازگشت به مدار تولید نیازمند تامین برق هستند. 

*افزایش نرخ ارز باعث رونق صادرات و تقویت صرفه اقتصادی شده است، اما نه برای صنعت برق. 

 صنعت برق بخاطر این رونق و نداشتن سهم در این سود سرشار این دستکاری نرخ ارز و جهش صادراتی با بحران مواجه شده است.* 

 

خوراک تقریبا مفت برای صنایعی مثل فولاد و پتروشیمی و جهش چند صد درصدی در درآمدهای آنها، بدون یک ریال ارزش افزوده بیشتر، داستان غم انگیز برق و صنایع بزرگ است. صادرکنندگان بزرگ نه مکلفند و نه موظف که در تامین سرمایه در صنعت برق کمک کنند.* آنها هیچ تعهدی را نمی پذیرند و برق پایدار هم میخواهند که عملا ممکن نیست*. واحدهای تولیدی که تولید آنها صرفه اقتصادی نداشت، اکنون با افزایش نرخ ارز و در نتیجه رونق گرفتن صادرات میتوانند به چرخه تولید باز گردند. اما معلوم نیست دولت تا چه زمانی میتواند برق را با نرخ کمتر از بهای تمام شده در اختیار آنها قرار دهد.

حال سوال مهم اینست که چرا باید صنعت برق با ریال به صنایع صادرات محور برق بفروشد و با دلار تجهیزات خود را خریداری کند؟ 

فروش برق با نرخ کمتر از بهای تمام شده، صنعت برق را از رونق انداخته است و سرمایه گذاری در صنعت برق ایران اکنون توجیه اقتصادی ندارد. بخصوص در شرایط تحریم. 

دولت همچنین به تولید کنندگان برق اجازه فروش به مشتریان خارجی را نمی دهد و با توجه به حاکمیتی و انحصاری بودن انتقال برق، دولت تا کنون برای ترانزیت برق با تولید کنندگان به توافق نرسیده است.

درآمدهای ریالی و هزینه های ارزی سرمایه گذاران را با بحران مواجه کرده است.

دولت همچنین از بیم گسترش نارضایتی ها نمی تواند دست به اصلاح قیمت برق بزند.

پرداخت یارانه از درآمد برق هم مزید بر علت است و مشکل بزرگتر عدم تخصیص اعتبارات طرح و توسعه برق است.

به هر حال وزارت نیرو می بایست هم جذابیت را به صنعت برق برگرداند و هم در تامین زیر ساختها، صنایع دیگر را کمک کند.

-ساخت ۴ میلیون واحد مسکن وعده داده شده، باعث جهش در تقاضا خواهد شد که در شرایط فعلی برای صنعت برق یک چالش جدی است.

-کاهش بارندگی ها و در نتیجه کاهش میزان تولید برق آبی ، چالش دیگر صنعت برق است.

ب-رای آنکه وزارت نیرو بتواند نیاز مصرف را به حد تعادل برساند، نیازمند سرمایه گذاری حداقل سه ساله است. 

-دولت باید از صنایع بزرگ بخواهد که در تامین برق واحدهای خودشان بصورت خودتامین مشارکت بیشتری داشته باشند.

-رمز ارزها در شرایط بحرانی برق، نیازمند ساماندهی و قانونگذاری هستند. فشار استخراج رمز ارز به صنعت برق دوبله است. هم باعث کاهش سرمایه گذاری در این صنعت شده و هم مصرف برق را بشدت افزایش داده است.*

-بازدهی سرمایه گذاری در رمز ارز و صنعت برق غیر قابل قیاس است.  سرمایه گذاری گسترده در رمز ارزها با ارزش افزوده صفر جایگزین سرمایه گذاری در صنعت مادر و زیر بنایی برق شده است. که باید در مورد آن بدرستی چاره اندیشی کرد.*

 
  BLOGFA.COM