موضوعات مدیریت مالی،سیاسی،اقتصادی وتا حدودی اجتماعی
 

وام مسكن جوانان 15 سال بعد   Youth mortgage 15 years later

*شورا های شهر حتی از نامگذاری و یا حفظ اسامی خیابانها هم عاجز هستند؛

*شورا های شهر حتی از نامگذاری و یا حفظ اسامی خیابانها هم عاجز هستند؛

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

وقتی در شهری مثل تهران میخواهید تاکسی بگیرید، وقتی می گویید فلان خیابان خیلی زود راننده می پرسد کدام ...؟ 

_ما در شهری مثل تهران صدها خیابان و کوچه بنام بوستان داریم؛

_دهها و صدها خیابان بنام بهار؛

_صدها شخصیت که چندین خیابان و کوچه بنام آنهاست و شخصیت‌ها و قهرمانانی که هیچ خیابانی بنام آنها نیست.

نه اینکه ما اسامی و شخصیتهای بزرگ کم داشته باشیم، بلکه فقر فرهنگی و نداشتن اختیار لازم توسط شوراها باعث بحران هویت در کوچه و خیابان شهرها شده است.

این در حالی است که در اکثر کشورهای دنیا از هر اسم تنها یک کوچه و یا خیابان نامگذاری شده است.

اسامی کوچه ها و خیابان های تاریخی همچنان حفظ شده است. حتی اگر این نام مربوط به یک شخصیت منفور و خونریز بوده باشد. این نامها در کشورهای تاریخی مثل یونان و ایتالیا بیشتر به چشم میخورند. اما دریغ و افسوس که در ایران این اسامی تاریخی توسط برخی غاصبان فرهنگی محو و مصادره میشود.

متاسفانه در ایران میراث فرهنگی یک حکومت با دست به دست شدن قدرت سیاسی، کاملا محو می شود.

 

#این دزدی و خیانت است.

 

کسانی که یک اثر را خلق می کنند، حق دارند نام آنرا انتخاب کنند و کسی حق ندارد برای آثار دیگران نام تعیین کند. این حق خالق اثر است و تغییر نام آثار دیگران، نهایت بی فرهنگی و ظلم است.

 

 انتظار اینست که با رشد فرهنگی مردم این تاراج زحمات دیگران پایان یابد.

 

خوشحالیم با رشد فرهنگی مردم، نیایش با اعمال نفوذ مقامات سیاسی، هاشمی رفسنجانی نشد. 

 

میلاد باید تا ابد میلاد بماند، توحید باید تا ابد توحید بماند و...

یک جایی و یک برهه آیی از تاریخ این سرزمین باید این تاراج فرهنگی متوقف شود.

ما نیازمند قوانینی هستیم که همیشگی و دایمی باشند. یکی از این قوانین حفظ اسامی تاریخی و عدم امکان تغییر اسامی آثار و ابنیه های تاریخی بدون مجوز خالق اثر است. بعید است مجالس اما اینقدر جسارت و وسعت دید داشته باشند که لزوم این قوانین را تشخیص دهند.

 

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

بانک مرکزی در خصوص قیمت مسکن آمار دروغ و جهت دار ارائه می دهد؛

بانک مرکزی در خصوص قیمت مسکن آمار دروغ و جهت دار ارائه می دهد؛

The central bank provides false and misleading statistics on housing prices;

هر چقدر قیمت ملک بصورت صوری بالا برود، بانکها می‌توانند با تجدید ارزیابی دارایی های ملکی خود، قدرت وام‌دهی و در نتیجه نقدینگی بیشتری تولید کنند.

چند وقت پیش هم رییس اتحادیه املاک کشور آمار بانک مرکزی را در خصوص مسکن غیر واقعی (کذب) خواند. قیمت‌هایی که عملا در دفاتر ثبت می شود و قیمتهای ارایه شده توسط بانک مرکزی اختلاف زیادی دارد.


در سالهای اخیر رسم بر این بوده که آمارهای ارائه شده توسط بانک مرکزی با آمار مرکز آمار ایران هم هیچ سنخیتی نداشته است.

جالب اینجاست که آمار بانک مرکزی با آمار اتحادیه مشاوران املاک ۱۹ درصد اختلاف داشت.

بنظر من «تشویش اذهان عمومی» و «نشر اکاذیب» دقیقا همین اقدام بانک مرکزی در ارائه آمار غلط که باید تحت تعقیب قضایی قرار گیرد.

#مجید گودرزی⁩

⁨پیام از ⁨⁨اتچ بات⁩ (⁨https://t.me/attachbot⁩)⁩⁩ 

قانون بهاي تمام شده ي مسكنHousing Cost Act

جناب آقای رییس جمهور؛

مسکن علاوه بر ساخت و ساز، قانون هم میخواهد؛

وعده ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی با وجود منابع چهار گانه مثل نیروی انسانی، زمین و... دور از دسترس نیست. چراکه قبل از این هم تولید ۴۶۰۰ هزار واحد مسکونی در غالب طرح مسکن مهر عملی شده است.

بی قانونی و رها شدگی قیمت گذاری، مشکل اصلی بخش مسکن است که اگر این مهم در غالب «قانون بهای تمام شده مسکن» به تصویب برسد، چه بسا برای همیشه نسل فعلی و نسل‌های آینده چالشی بنام مسکن نخواهند داشت.



اما اگر بخش قانون گذاری و قیمت گذاری های بی حساب و کتاب ساماندهی نشود، ساخت ۴ میلیون واحد مسکونی هم مشکلی را حل نخواهد کرد و چه بسا هفت میلیون خانوار مستاجر ، در اثر رها شدگی قیمت گذاری، توان ثبت نام در طرح جهش تولید مسکن را هم نداشته باشند.

کدام مستاجر قادر است به ازای یک واحد ۱۰۰ متری ۷۰۰ میلیون تومان بپردازد؟

در اثر قیمت گذاری های شکمی و نه منطقی، اکنون بازار مصالح ساختمانی هم کاملا بهم ریخته شده و فروشندگان مصالح از خود می پرسند: چرا ما از این خوان نعمت بی بهره باشیم؟

به گفته رییس اتحادیه مشاوران املاک برخی سازندگان به سود ۲۰۰۰ درصدی هم راضی نمی شوند. چرا باید تولید کنندگان و فروشندگان مصالح ساختمانی به سود ۷ تا ۱۵ درصد راضی شوند؟

#مجید گودرزی⁩

⁨پیام از ⁨⁨اتچ بات⁩ (⁨https://t.me/attachbot⁩)⁩⁩ 

پاسخ سفير انگلستان در ايرانThe answer of the British ambassador to Iran

سفیر انگلستان در تهران گفته است:« از دیدن سریال گاندو لذت می برم.»

 


در پاسخ ما ایرانیها به ایشان می گوییم؛
جناب سفیر، شما و دوستانتان بیش از دویست سال است که متاسفانه دچار بیماری سادو مازوخیسم
(sadomasochism) يا همان یا آزار گری و آزارخواهی شده ايد.
که عبارت است از دو نقطه انحراف سادیسم و مازوخیسم، آزار و تحقیر دیگران و بی احترامی به آنها یا آزار دیدن یا مورد بی احترامی و تحقیر دیگران قرار گرفتن که سبب ارضای روانی میشود.
این بیماری خطرناکی است و باعث جنایتهای بزرگی در ایران و خاورمیانه شده است. مثل کشتار ۹ میلیون ایرانی در قضیه یتیم خانه ایران.
توصیه اکید داریم به روانپزشک مراجعه بفرمایید. شاید پزشکان توانمند ایرانی بتوانند شما را درمان کنند. 

*ارزش افزوده ی مستاجران چیست و کجاست؟*

*ارزش افزوده ی مستاجران چیست و کجاست؟*

 

✍️مجید گودرزی- فعال سیاسی

 

پس از آنکه سازمان امور مالیاتی سالهای متمادی از طلا ۹ درصد ارزش افزوده اخذ کرد، بالاخره متوجه شدند خود طلا ارزش افزوده ندارد و هزینه ساخت و سود فروشنده است که مشمول ارزش افزوده میشود. و ارزش افزوده طلا صفر است.

*سوال مهم اینست که آیا سازمان امور مالیاتی کشور یک کارشناس ندارد که تفاوت مالیات بر مصرف و مالیات بر ارزش افزوده را بداند؟*

 

حالا دسته گل دیگری این سازمان به آب داده و در کلیه قراردادهای اجاره از مستاجران کل کشور ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده اخذ می کنند!

 

*یک نفر در سازمان امور مالیاتی کشور پیدا شود و به مردم بگوید ارزش افزوده مستاجران چیست و کجاست؟*

 

https://t.me/mostajeraneiran

کانال مستاجران ایران

من واکسن فایزر به گربه هم نمی زنم.I do not give the Pfizer vaccine to cats.

من واکسن فایزر به گربه هم نمی زنم.

 

نمی دانم چرا عده ایی جنایتهای فرانسویان را در قضیه خونهای آلوده فراموش کرده اند و تصور می کنند این دولت های خبیث در واکسن ها دستکاری نمی کند!؟

من سالهاست که حتی واکسن آنفولانزا هم به بچه هایم تزریق نمی کنم. چون هیچ کس قادر نیست تشخیص دهد این واکسن ها با چه هدفی و چه محتویاتی تولید میشوند. 

شاید برای عقیم کردن نسل آینده و کنترل جمعیت برنامه داشته باشند.

 

 #اگر واکسن آمریکایی وارد شود، می گویند خود آمریکایی ها نمی زنند. اینها میخواهند مردم را به کشتن بدهند. مافیای دارو دنبال سود خودشان هستند و برای مردم ارزش قایل نیستند!

 

#اگر واکسن آمریکایی وارد نشود، می گویند اینها مسبب افزایش قربانیان کرونا هستند!

 

ما یا باید وارد کنیم یا نکنیم. شق سومی متصور نیست.

اما عجیب آنکه عده ایی برای هر گزینه ایی یک بهانه دارند.

 

#مجید_گودرزی

وایکینگ دره پنجشیر!Viking Panjshir Valley!

وایکینگ دره پنجشیر!

 

✍️مجید گودرزی_فعال سیاسی

 

خروج شتابزده ی نیروهای ناتو از افغانستان حکایت عجیبی است.

میتوان تفسیرهای زیادی در خصوص این خروج غیر منتظره داشت. از ارتشی که در عرض چند روز متلاشی شد تا آمریکایی ها و انگلیسی هایی که در فرودگاه کابل گیر افتادند.

*یکی دیگر از این تفاسیر شکست حمله به ایران است*. آمریکاییها تقریبا در تمام کشورهای همسایه ایران پایگاه داشتند که بعد از ناکامی بزرگ در سوریه، یکی یکی از تمام این پایگاهها بیرون رفتند.

آمریگاییها و انگلیسی ها به هزینه های سنگین جنگ واقف هستند. دیگر کشوری نمانده که بخواهد هزینه جنگ افروزی آمریکاییها و انگلیسی ها را در منطقه ی خاورمیانه بپردازد . نه قطر ، نه حتی اروپایی ها. فرانسوی ها هم در فکر تشکیل «ارتش اروپایی» بجایی ناتو هستند و آمریکاییها بارها نسبت به سهم پرداختی اروپایی ها در ناتو اعتراض کرده اند. 

خروج از افغانستان حتمی بود. اما مهم اینست که با کدام سناریو؟

اکنون اداره کردن و تحت کنترل درآوردن سران کشورها، بخصوص سران کشورهای خاورمیانه هم آسانتر است و هم کم هزینه تر. 

*فارغ التحصیلان بیرمنگام و  منچستر شاه مهره های ملکه برای حکومت بی دغدغه در خاورمیانه هستند.* 

ملت ایران هرگز اقدامات هولناک حسن روحانی را از یاد نخواهند برد و بدون شک این بخش سیاه تاریخ معاصر برای سالها رکوردهای خود را حفظ خواهد کرد.

حالا اما نوبت ملت بخت برگشته ی افغانستان است. شاید مردم ما ندانند که فرزند احمد شاه مسعود که علم مبارزه با طالبان را برداشته است، فارغ التحصیل همین دانشگاههای انگلیس و خطر حضور ایشان که به اسم نجات افغانستان است، صدها برابر از حکومت بدوی و متحجر طالبان بدتر است.

این مهره خطرناک ملکه قادر است سالها جنگ داخلی را با شدت تمام در افغانستان حفظ و منابع این کشور را منهدم کند.

شیر دره ی پنجشیر همان حسن روحانی است که فرصت شوکهای بزرگ را هم برخلاف ایران دارد.

اگر کسانی هستند که امید به رهایی افغانستان از بحرانهای بزرگ را در سر دارند ، نباید از فرزند احمد شاه مسعود حمایت کنند. مگر انکه بخواهند افغانستان برای همیشه در جنگ باقی بماند.

اینقدر به تاریکی لعنت نفرستید، بهترین کار اینست که یک شمع روشن کنید؛

اینقدر به تاریکی لعنت نفرستید، بهترین کار اینست که یک شمع روشن کنید؛

 

✍مجید گودرزی _ فعال سیاسی

 

کشور و رابطه دولت _ مردم طوری شده که هر کس بیشتر مخالفت کند ، شجاع تر است و جسارت بیشتری دارد. متاسفانه این رویه غلط به روابط کار هم آسیب های جدی زده است. تعامل سازنده ایی در کار نیست. هر کس هم از هر جناحی سر کار بیاید ، کار یک عده فقط مخالفت است. اما در مخالفت و خنثی کردن نیروهای همدیگر، رشد و پیشرفتی حاصل نخواهد . مطلقا.

 

بزرگترین خیانت قرار دادن نیروهای فعال جامعه رودر روی همدیگر است. با عناوین مختلف چپ و راست و حزب و گروه .

در این حالت ، بیشترین دستاورد رشد صفر درصدی برای کشور است.

 

 باید همه نیروهای جامعه در یک خط آنهم خط منافع ملی قرار گیرند.

 

امروز رئیسی رئیس جمهور است ، فردا کس دیگری . نباید همه بایستند و منتظر افدامات یک نفر باشند. 

ما هشتاد میلیون نفریم و رئیسی و کابینه اش بیست و چند نفر.

 

کشور به اندازه ایی رشد می کند که ما تلاش کنیم.  این قانون پیشرفت است.

 

ناجی از آسمان نخواهد آمد.

 

سی مرغ نباید بدنبال سیمرغ باشند. آحاد مردم همان کسانی هستند که باید چرخ کشور را به حرکت در بیاورند. چه دیده شوند و‌چه دیده نشوند. چه مسئولیت داشته باشند و یا نداشته باشند. نباید خدمات چرک به جامعه عرضه داشت و انتظار بهترین خدمت را از دیگران داشت.

 

باید تک تک ما به این باور قطعی برسیم که ما در مقابل نسل های آینده مسئولیم.

 

من خجالت می کشم کشورم را با شرایط فعلی تحویل نسل آینده بدهم. شما چطور...

 

کانال مستاجران ایران

مرحله ی آخر فروپاشی؛

مرحله ی آخر فروپاشی؛

 

✍مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

معمولا برای فروپاشی یک نظام سیاسی نیاز به سه مرحله داریم؛

 

مرحله اول نفوذ در دستگاه اطلاعاتی و امنیتی و فلج کردن آنها

 

دوم از کار انداختن دستگاه قضایی

 

سوم ایجاد بحران در نظام اقتصادی

 

به باور بسیاری از کارشناسان و حتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر ، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشورها و کشور ما نیازمند پالایش هر ده سال یکبار است. که این امر سالهاست که به تاخیر افتاده و متاسفانه ضربات بدی از این طریق داریم میخوریم. چه در قضیه خرابکاری در تاسیسات مهم ، چه در قتل دانشمندان ایرانی و ...

در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی مهمترین اقدام برای فلج کردن دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور، دستور تغییر ساختار حراستها بود. خاتمی دستور داد حراستها زیر نظر روسای دستگاهها فعالیت کنند. این مقدمه و شروع گسترش سونامی گونه فساد در دستگاههای اجرایی بود. بنظرم این بزرگترین خیانتی بود که یک رییس جمهور در هر کشوری میتوانست انجام دهد.

 

دومین مرحله و مهمترین مرحله برای ایجاد بحران، فاسد کردن دستگاه قضا است. در هر کشوری اگر دستگاه قضا فاسد شود ، اجرای قانون مختل میشود. قانون هم که مختل شد، فساد، رانت، جرم و جنایت و ... گسترش می یابد.

 

مرحله ی آخر  ایجاد بحرانهای اقتصادی است. در این مرحله هم منالع غارت میشود و هم فروپاشی تسهیل میشود. 

در این مرحله نه دستگاه امنیتی میتواند جلوی خرابکاری اقتصادی را بگیرد و نه دستگاه قضایی.

 

باید خیلی سربع به محله اول رفت . دو مرحله ی بعدی معلول اخلال در دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی است. 

اگر دستگاه اطلاعاتی فیلتر نشود شبکه های مخوفی شکل می گیرد، که نه تنها مردم و کشور بلکه حتی سران کشورها را میتواند تحت فشار قرار دهد. بزرگترین رانت ، رانت اطلاعاتی است.

 

https://t.me/mostajeraneiran

کانال مستاجران ایران

*زمان آن رسیده که در دستگاههای دولتی عفو عمومی اعلام کنید.*

جناب آقای حجت الاسلام رئیسی؛

 

*زمان آن رسیده که در دستگاههای دولتی عفو عمومی اعلام کنید.*

 

✍️مجید گودرزی _ فعال سیاسی

 

سالهاست که بسیاری از نخبگان کشور بخصوص نخبگان سیاسی که بارها مورد تایید نظام قرار گرفته اند، به ناحق با پرونده سازی های گسترده مواجه شده اند و با بحرانهای بزرگی بدون قصور و تقصیر مواجه شده اند.

 

 بسیاری از انها حتی از حقوق اولیه قانونی بدون هیچ جرم و جنایتی خودشان و خانواده هایشان محروم بوده اند. در سال های گذشته نیروهای جناح راست و فعالین مستقل بیشترین فشار را تحمل کردند.

این پرونده سازی های بدون شک از طرف کسانی صورت گرفته که معاند نظام و نفوذی های موفقی بوده اند . همان کسانی که ۴۰ سال در منطقه ی بسیار نا آرام خاورمیانه پرسه زدند و یک گلوله مشقی هم بطرف آنها شلیک نشد. 

همانهایی که ماموریت داشتند مناقشات را گسترش دهند و هزینه های امنیتی را بالا ببرند نه حل کنند.

 

جناب رییسی  بعد از سرنگونی پرونده سازان و اعتماد مردم به شما زمان آن رسیده که این جوانان را دریابید و موانع غیر انسانی و ناجوانمردانه در نقش آفرینی آنها را خاتمه دهید. 

 

آنها چند سال بعد بعلت عدم باز شدن مسیر شغلی هیچ تجربه ایی برای مسئولیتهای بزرگ نخواهند داشت و خودبخود حذف میشوند. درحالی که نفوذی ها میدانند برای چه کسانی باید پرونده سازی کنند. 

آنها میدانند برای از کار انداختن یك سیستم انهدام کاملا آن لازم نیست. گاهی برای از کار انداختن و فلج کردن سیستم تنها لازم است یک جابجایی صورت بگیرد. 

 

شما موفق شدید بیش  ۲۰۰۰ کارخانه تعطیل شده و مصادره شده را به مدار تولید برگردانید شاید مهمتر از این اقدام بزرگ ملغی کردن پرونده سازی ها برای جوانان کشور  در دستگاههای دولتی باشد. جوانانی که اگر در جایگاه درست قرار گیرند، منشا تحولات ارزشمندی خواهند بود. و بی دلیل نیست که برای از کار انداختن چرخ تحولات مثبت برای آنها پرونده سازی شده است.

شما به بخت خودتان لگد زدید و به غیرت ما چنگ؛

شما به بخت خودتان لگد زدید و به غیرت ما چنگ؛

 

دیشب داشتم به خانه برمی گشتم. خانم جوانی را دیدم که کنار خیابان ایستاده بود. از روی خیرخواهی تصمیم گرفتم با توجه به آنکه خودرو در خیابان کم بود، اگر هم مسیر من است او را تا جایی برسانم.

وقتی نزدیک شدم گفت:

«۲۰۰ هزار تومان»!!!

برق از چشمانم پرید.

 با خاک یکسان شدم. نای حرف زدن نداشتم .

 فقط گاز ماشین را گرفتم و دور شدم. گریه هم نمی توانست حال و روزم را بهتر کند. دیوانه شده بودم. به کجا رسبده ایم؟ آیا قرارمان این بود؟

انقلاب، جنگ، دفاع از ناموس تا پای جان و حالا تن فروشی!!!

آیا زنان جامعه مبتوانند بدتر از این با خودشان معامله کرده باشند؟

 زنانی که در فرهنگ اجتماعی ما مقدس ترین جابگاه را دارند. مادر پر است از حس پرستش. 

گاهی مادر نشانه تمام و کمال رحمانیت خداست. 

همین مادران بالقوه حالا کنار خیابان همه ی شرف و انسانیت خود را به دویست هزار تومان میفروشند. 

همان دخترانی که با ازدواج تجارت کردند. یک تجارت کثیف با مهریه های سنگین و کمر شکن.

همان همسرانی که مظهر عشق و عاطفه بودند،حالا بخاطر انتخابهای غلط ، لیبل قیمت میخورند .

 

همان دخترانی که خانه ی بخت را رها کرده و ارزان فروشی کردند.

آنقدر به خواستگاران خود ایراد گرفتند، که دیگر خواستگاری نماند.

در کشوری مثل هلند کسانی که همدیگر را دوست دارند، با هم ازدواج می کنند و بدون کمترین فشار به خانواده هایشان و خرج کردن پس انداز پدران و مادران سالخورده و حتی بردن آنها زیر بار بدهی و وام ازدواج ،  فقط با خرید چند تکه لوازم ابتدایی زندگی، آنهم بصورت دست دوم، زندگی مشترک خود را شروع می کنند. کار می کنند و شراکت و زندگی تشکیل می دهند. 

اما دختران ما اول سکه های خود را تعیین می کنند و سهمشان را از چیزی که نیست تعیین می کنند. بله ی شرعی و قانونی، اکنون تبدیل به یک حماقت شده است. و آنهایی که زیر بار این تغییر شوم له میشوند، قطعا دخترانی هستند که عاطفه ،عشق و همه چیز را به هیچ فروختند. چه معامله ی احمقانه ایی؟

 

کجاست انجمن حمايت زنان؟ 

 

در قانون ما مرد نان آور خانواده است و یک امنیت اقتصادی همیشگی برای زنان  ایجاد می کند. اگر نکند ضامن است و نفقه و مهریه تکلیف اوست.

پایگاه عاطفی زنان در خانواده فطری و همیشگی است هم از طرف همسران خود و هم از طرف فرزندان خود. 

_چقدر سیه روز و بدبخت شده ایم که بجای فرزندان نیکو و سرمایه های همیشگی، به سگ و گربه روی آورده ایم. 

_آیا زمان آن نیست بیدار شویم.

_آیا نباید یاد بگیرید زندگی را باید ساخت و خانه پیش ساخته نیست؟

_آیا نباید شرایط بد اقتصادی را درک کرد؟

سهم شما را از زندگی مشترک خودتان بدست می آورید.

برخی ها ادعا مبیکنند تن فروشی و فساد نتیجه ی فقر است. اما من می گویم بخشی از آن نتیجه فقر زیاد و بخشی دیگر نتیجه ی طمع زیاد است. 

#هیچ قانونی نمی تواند جای تلاش و کوشش را در زندگی بگیرد و شما را خوشبخت کند.

کانون وکلای بی وکیل؛

کانون وکلای بی وکیل؛

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

سالهاست که کشور درگیر معضلات و ‌مشکلات بزرگی شده است و سالهاست که از تشکیل کانون وکلا می گذرد. اما جامعه هیچگاه شاهد موضع گیری این نهاد مهم حقوقی در خصوص مشکلات جامعه و مردم نبوده است.

*دریغ از یک دادخواست*.

 

در اکثر کشورهای جهان واحدهای حقوقی نهادهای کاملا مستقلی هستند. اما در ایران دولت تلاش کرده است که هرگز اجازه استقلال نهادهای حقوقی را ندهد. چرا که نمی خواهد یک نهاد حقوقی تخصصی و قدرتمند رو در روی خود ببیند. دولت میخواهد رفتارهای غیر قانونی خود را با سکوت و بی تفاوتی کانون وکلا طی کند.

 

کانون وکلا هم زیاد به وابسته بودن و بدون اختیار بودن این نهاد بی میل نیست.

آنها کاملا بی خیال مشکلات مردم شده اند و کمترین تلاشی برای برون رفت از شرایط کنونی ندارند.

 

کانون براحتی میتوانند یک وکیل را از وکالت عزل کنند و همیشه تیغ بران خود را بر گلوی وکلا حفظ کرده اند. در حالی که باید مدافع تمام و‌ کمال امر قضاوت و عدالت و استقلال وکلا باشند. هر چند به مذاق دولتی ها خوش نیاید.

گاهی ظلم و فساد سیستمی است و مواجهه فرد با یک سیستم غیر قابل تصور است و حتما باید یک نهاد قدرتمند و سازمان یافته ی حقوق مدافع حق مردم شود. در غیر اینصورت این این افراد هستند که همیشه بازنده امر قضا خواهند بود.

 

*کانون وکلا در شرایط فعلی یک نهاد کاملا بی خاصیت است در حالیکه میتواند بزرگترین لابی و ngo مردمی برای دفاع از حقوق قانونی مردم و نیز اصلاح قوانین باشد.*

 

کانون بجایی رسیده است که حتی اختیار کردن وکیل برای مردم به امری تشریفاتی و لوکس تبدیل شده است و بسیاری از مردم از داشتن وکیل محروم هستند.

 

*کانون وکلا بهتر است نامی با مسما تر برای خود انتخاب کند. مثلا وکلا مدافع همیشگی قدرت، کانون حقوقدانان بی خیال جامعه و مردم، کانون وکلای غیر مردمی، کانون وکلای بی خیال دردهای جامعه و...*

 

جامعه از وکلا انتظار دارد و تاکنون هیچ کدام از انتظارات جامعه حتی به انداره یک سر سوزن از سوی کانون وکلا برآورده نشده است.

_کانون وکلا حتی یک لایحه در خصوص ظلم بی حد و حصر نسبت به مستاجران ایران ندارد، 

 

_کانون وکلا حتی یک دادخواست در دفاع از حق کارگران ایران ندارد  

 

_کانون وکلا حتی یک دادخواست در خصوص تغییر و اصلاح قوانین یکطرفه بیمه ندارد

 

_ کانون وکلا حتی یک دادخواست علیه فساد گسترده و مقامات عالی رتبه درگیر در فساد ندارد.

_ کانون وکلا هیچگاه در خصوص تصویب جرم سیاسی و انحطاط و انحراف عمدی آن موضع گیری نکرده است

 

_ کانون وکلا هرگز علیه فساد و رانت دولتی لایحه ننوشته است.

 

_ کانون وکلا در خصوص احکام سفارشی، پرونده سازی ها، اعمال نفوذ سیاسیون در پرونده های قضایی و ... نظری نداشته است!

 

_ کانون وکلا هرگز در خصوص معاهدات حقوقی بین المللی مثل برجام نظری نداشته است!

 

بدون شک یکی از زیر ساخت های رشد و‌توسعه، رشد و توسعه ی حقوقی و قضایی و عدالت است. که با این سطح از انفعال کانون وکلا هرگز محقق نمی شود.

 

کانون وکلا باید مستقل شود. کانون وکلای دولتی به هیچ درد جامعه نمی خورد.

آمریکا از حمله به ایران منصرف شده است The United States has stopped attacking Iran

آمریکا از حمله به ایران منصرف شده است ؟

 

✍مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

حدود ۲۰۰ سال است که مردم خاورمیانه روی آرامش ندیده اند و بقول معرف «یک روز خوش هم نداشته اند».

میتوان گفت متشنج ترین جای جهان، خاورمیانه است. بافت فرهنگی و دینی خاورمیانه از یک طرف و منابع سرشار آن از طرف دیگر باعث بروز و ظهور خشن ترین گروههای تروریستی جهان بوده است. 

 

اما در این بین منافع قدرت های بزرگ حرف اول و آخر را در این آشفتگی ها می زند. روزگاری ملک فهد پادشاه عربستان درصدد بود از نفت سلاح بسازد و به آمریکاییها می گفت: « یا نفت، یا اسراییل». 

محمدرضا شاه هم میگفت :« نفت باید بشکه ایی ۲۰۰ دلار باشد». فهد کشته شد و محمدرضا شاه به طرز فجیعی از کشور فرار کرد.

 

هنوز در قرن بیست و ‌یکم در خاورمیانه ساختار هایی وجود دارد که هر زمان اراده کنند، کشورهای منطقه را با آشوب مواجه می کنند و سران آنها را وادار به کرنش می کنند. 

وابستگی و دلبستگی سران اکثریت قریب به اتفاق کشورهای منطقه به ملکه انگلیس و کاخ سفید غیر قابل انکار است. این پدیده شوم در انتخابات دوره یازدهم و دوازدهم هم کلید خورد و اتفاقا موفق هم بود. 

برخی از سیاسیون در ایران برای گرفتن امتیازات لازم و لو بصورت صوری، به منظور پیروزی درانتخابات به دریوزگی افتادند.

ساختارهای مخوف قدرتهای بزرگ در منطقه، زمینه را برای بروز تنش های بیشتر مهیا می کند. سوریه و عراق نمونه های این قضیه هستند.

حالا جمهوری اسلامی که خود برای حذف و متلاشی کردن یک دولت یاغی و سرکش سرکار آمد، به بازیگری بزرگ تبدیل شده است. افسوس که ایران و عراق هشت سال در زمین قدرتهای بزرگ بازی کردند و بسیاری از منابع خود را از دست دادند. چه کمکهایی شد تا این جنگ شعله ور بماند و چه نیروهای داخلی ایی همه تلاش خود را کردند تا مناقشات  پایدار بمانند.

 

اما اکنون بازیگری بنام ایران در حال کارگردانی و چیدن مهره های خود برای پایان تنش در خاورمیانه است. 

 

ایران موفق شد در سوریه یک اتحاد بین المللی را در سوریه، با بودجه هفت هزار میلیارد دلاری متلاشی کند.

 ایران بزرگترین قدرت سخت و نرم جهان را با همکاری روسیه شکل داده است و به بازگشت روسیه به هژمونی جهانی خود کمک شایانی کرده است. روسها با توجه به شکست خود در افغانستان برای ورود به جنگ سوریه تردید داشتند. چرا که هیچ پایگاه ائیدئولوژیکی در این کشور نداشته اند و جنگ با روسیه از نظر گروههای جهادی منطقه، جنگ با کفار محسوب میشد و تمام گروههای جهادی را متحد می کرد. روسها باید قدر فرصت پیش آمده را بدانند و از «جفتک پرانی سیاسی گاه و بیگاه» دست بردارند. همان سیاست کثیفی که تمام متحدان این کشور را نقره داغ و منزوی کرده است.

 

بعد از سوریه بدون شک نوبت ایران بود. بهمین خاطر در تمام کشورهای اطراف ایران ناتو و آمریکا پایگاه درست کردند و حالا یکی یکی در حال برچیده شدن هستند. آمریکا هرگز قادر نخواهد بود اتحادی دیگر مثل اتحاد کشورهای در گیر در جنگ عراق و سوریه را تشکیل دهد و تمام امید خود را به «فروپاشی  از درون و اثر بخشی تحریمها »  معطوف کرده است و درصدد امتیاز گیری از ایران از  طریق مذاکره است. 

غربیها تمام نیروهای خود را در ایران در دولتهای یازدهم و دوازدهم بسیج کردند و بارها وعده پایان حکومت ایران را دادند. وعده ایی که محقق نشد. 

دولت دوازدهم عملا مجری پیاده سازی برنامه های دولتهای غربی شد. همه ی نیروهای غرب در ایران در نهایت متوجه شدند، در ویترین جمهوری اسلامی هستند و دولت در سایه تمام امور را در دست دارد. در این اواخر بخاطر شوکهای بزرگ به کشور، از طرف رئیس دولت غربگرا،  رئیس جمهور غربگرای ایران رسما تا ریاست ستاد ملی مقابله با کرونا تنزل مقام پیدا کرد. 

اقدامات عمدی آنها و برنامه ریزی های «سخت و حساب شده» ی آنها نه تنها در ایران، بلکه در ترکیه و سوریه و عراق و افغانستان هم فقط هزینه های سنگینی داشت.

آمریکاییها با ترک افغانستان عملا صحنه را برای بازیگری ایران مهیا کردند.

 

اکنون فقط امید غربیها ضربه زدن از درون است. اما ایرانی ها خیلی زود در خواهند یافت این برنامه ها سر سوزنی در جهت منافع آنها نیست و مثل همیشه راه مقاومت را برخواهند گزید.

مردم اینبار در زمین آنها بازی نخواهند کرد. رد صلاحیت کاندیداهای آنها در انتخابات اخیر اقدامی شجاعان و لازم بود.

آنها تلاش کردند تحریمها و مشکلات اقتصادی را به حکومت ایران نسبت دهند و پشت پرده و‌حتی گاهی آشکارا از اغتشاشات در ایران حمایت کردند.

 

در نهایت و در انتخابات اخیر سوریه مشخص شد، ایران سوریه نشده است، اما سوریه ایران شده است.

اشتباهات بچه گانه اما ویرانگر در اقتصاد کلان ایران؛

اشتباهات بچه گانه اما ویرانگر در اقتصاد کلان ایران؛

 

✍مجید گودرزی _ فعال سیاسی

 

در برخی تصمیم گیری های کلان اقتصادی گاهی اشتباهات آنقدر پیش پا افتاده است، که نیاز به سواد اقتصادی برای تشخیص اشتباه بودن آن تصمیمات نیست. حتی مردم کوچه و بازار و عوام الناس هم به اشتباه بودن آن پی می برند. اما دولتمردان و خط و مشی گذاران اصرار بر اجرای آن دارند. 

 

چه خون دلی میخورند کسانی که دل در گروه پیشرفت و آبادانی این کشور دارند. بقول دکتری شریعتی :« چه زجری می کشد آنکس که میفهمد و از عشق سرشار است». 

چقدر حملات و پرونده سازی های تصمیم گیران به منتقدان این سیاستها ناجوانمردانه است. 

 

#شاید بزرگترین و احمقانه ترین تصمیم در اقتصاد کلان ایران در طول تاریخ ایران و جهان، حراج سکه برای کاهش قیمت آن باشد!

 نمیتوان گفت این تصمیم از روی جهل بوده، بلکه با یقین کامل یک خیانت تاریخی است.

 در اکثر کشورهای دنیا در چنین مواردی هم برای جمع آوری نقدینگی و هم برای کنترل قیمت سکه، اقدام به فروش اوراق سکه می کنند. نه خود سکه.

 

#دومین اشتباه بزرگ که در اقتصاد ایران اتفاق افتاد و نشان داد سیاستگذاران پولی و مالی حتی الفبای اقتصاد را نمی فهمند، انتشار نامحدود چک پول برای تسهیل نقل و انتقال!!! پول بود. این اقدام نابخردانه باعث انفجار نقدینگی شد و تقریبا در هیچ کشوری رانتی به این بزرگی تعریف نشده است.

 

#سومین اشتباه کلان اقتصادی ایران سرمایه گذاری در بازارهای خانه های کلنگی، ارز (بخصوص ارزهای دیجیتال)، طلا ، سپرده های بانکی و طرح های نیمه تمام با حجم عظیم و سرسام آور و ارزش افزوده #صفر_مطلق است.

عجیب آنکه عده ی زیادی به این خاطر در این بازارها سرمایه گذاری می کنند تا ارزش دارایی خود را حفظ کنند! ما اکنون در خیلی از بخش های اقتصاد بخصوص مسکن به گداهای میلیاردر تبدیل شده ایم که حتی توان تعمییر خانه میلیاردی خود را هم از دست داده ایم.

 

#چهارمین اشتباه، تلاش برای درمان بیماری نقدینگی با بیماری نرخ بهره است. تبعات نرخ بهره بر خلاف نقدینگی که تنها باعث تورم میشود، هم رکود است و هم تورم. رکود _تورمی که سالهاست اقتصاد ایران را ویران کرده است، نتیجه نرخ بهره سیاه و غیر متعارف است.  بهره، شرکتهای هرمی، ارزهای دیجیتال، انحراف در سرمایه گذاری و ... اقتصاد ایران را کاملا ویران کرد.

 

#پنجمین بحران بزرگ در اقتصاد ایران استفاده از بحران بدهی برای درمان بحران های دیگر است. مضحک است که خط و مشی گذاران اقتصادی ایران هر کجا با بحران مواجه میشوند، سعی می کنند با دادن وام با سود بالا و غیر متعارف آن را درمان کنند. به واحدهای تولیدی رکود زده وام میدهند، به مستاجران ناتوان از پرداخت رهن و اجاره وام میدهند و ... این نهایت کج فهمی است که بخواهیم #بحران رکود یا #بحران تورم را با #بحران بدهی حل کنیم.

 

#ششم اینکه کارکردهای نظام مالیاتی کاملا بر عکس هستند. مالیات در ایران یک ابزار مالی نیست. یک منبع اخاذی و کسب درآمدهای نامشروع است. در زمان رکود مالیاتها بیشتر میشوند و بجای مالیات بر ارزش افزوده ، مالیات بر مصرف می گیرند. حتی تمام مجموعه نظام مالیاتی کشور نمیداند یا نمیخواهد بداند طلا ارزش افزوده ندارد.

 

# هفتم اینکه دولت کارفرمایی با صادر کنندگان علیه اقتصاد ایران تبانی کردند و یکی از بزرگترین رانتهای اقتصادی جهان را شکل دادند. دستکاری نرخ ارز باعث شد صادر کنند گان بدون یک ریال ارزش افزوده اضافی، درآمد ریالی سرشار و هنگفت کسب کنند تا جایی که عرضه محصول به بازار داخلی صرفه اقتصادی نداشت و در بسیاری از اقلام با جهش بیش از ۵۰۰ درصدی قیمت کالاها مواجه شدیم. مردم ایران با این سیاست استعماری و چپاولگرایانه در بسیاری از دهکها قدرت خرید خود را از دست دادند. از سوی دیگر صادر کنندگان و دولت با هزینه های ریالی و درآمد های دلاری، موفق به ایجاد دامپینگ در اکثر بازارهای جهان از جمله بازار فولاد و ‌پتروشیمی شدند.

 
  BLOGFA.COM