همه مشتاق پذیرش مسئولیت بی مسئولیتی هستند؛

✍مجید گودرزی

تمثیل جالبی وجود دارد که می گوید ایران در مسابقات قایقرانی اسکال هیجده نفره شرکت کرده است. یک نفر پارو می زد و بقیه مشغول هدایت و تشویق پارو زن بودند. بعد از مسابقات بعلت کسب نتایج ضعیف، همان یک نفر پارو زن از تیم ملی اخراج شد!

مسئولان ما از مسئولیت فقط حقوق و مزایای آن را می خواهند.

همه تصمیم گیر هستند، اما هیچ کس تصمیم نمی گیرد.

برخی تصمیمات که هزینه دارند را هیچ کس نمی پذیرد. همه می خواهند اتو کشیده و خوشنام باشند.
اما سیاست و مسیولیت هم بدنامی دارد و هم مسئولیت.

در جریان کمبود و گران‌فروشی نان همه دیدند رضا شاه از جایگاه پادشاهی خود برای سامان دادن امور چگونه خرج کرد.

هزینه سنگینی است که برای تنبیه یک صنف که معاش مردم و خوراک مردم را به گروگان گرفته، یک نفر را درون تنور بیندازی.

کدام یک از مدیران ما حاضرند یک هزارم این هزینه را برای بهبود اوضاع، پرداخت کنند؟

مسئولان ما از هجمه ها و فشارهای رسانه ایی بشدت می ترسند. آنها شجاعت تصمیم گیری را از دست داده اند.
آنها در اقدامی که ناشی از ترس است، سلبریتی ها را از پرداخت مالیات معاف کرده اند!
کجای دنیا سلبریتی از مالیات معاف است و کارگر و دهکهای پایین و فقیر جامعه که مستحق مالیات منفی هستند، باید تا می توانند از سفره محقرشان مالیات بدهند؟

اکنون رهبری مجبور شده است در اموری دخالت کند، که هیچ کس نمی خواهد برای آن امور تصمیم گیری کند و هزینه بدهد.

همه از کنار مشکلات گذر می کنند و هیچکس درگیر مشکلات نمی شود و همه دنبال بخش خوب و چرب مسئولیت هستند.

مسئولیت بدون هزینه، مفت خوری و بی خاصیتی به بار می آورد.

مشکلات جامعه هرروز بیشتر می شود، چرا که اکثر مسئولان در تلاش هستند به اموری غیر از وظایف خود رسیدگی کنند.

نه حاکمیت آنها را بخاطر ترک فعل مواخذه می کند و نه مردم جلوی انباشت مشکلات ایستادگی می کنند.

در شرایط فعلی کسی که در گیر مشکلات می شود و هزینه می کند، #قابل_ستایش است و نباید نهادهای نظارتی فشار بیشتری به آنها وارد کنند. بلکه باید آنها را کمک کنند. اکنون ما با تعدد مراکز نظارتی و فقر مراکز تصمیم گیری مواجه شده ایم. در این شرایط اگر تصمیم هم گرفته شود از همه جا فشار وارد می شود که آن تصمیم ملغی شود.

کار اجرایی در کشور هر روز دشوارتر می شود و بدون فساد و‌ سهم خواهی، کسی زیر بار اجرای کار اجرایی نمی رود.

گاهی این نهادهای بی خاصیت چند گانه و چند لایه مسئول چوب لای چرخ گذاشتن مجریان هستند. تا جایی که مجریان مجبور به رها کردن امور می شوند. نظارتها بی ضابطه، سلیقه ایی، سفارشی و خودسرانه است در حالی که اجرا باید مطابق قانون باشد.