اگر کشوری در دنیا پیدا شد که آرا مردم را روی سایت گذاشت، می شود به آن دموکراسی واقعی گفت.

با وجود آنکه این امکان شفاف سازی آرا وجود دارد، اما هرگز اجرا نمی شود.

صاحبان قدرت در دنیا که عموما سرمایه داران هستند، خیلی وقت است که بجای چانه زنی با دولت، به تشکیل دولت کارفرمایی روی آورده اند.

بدون ذره ایی تردید تمام نظام‌های سیاسی دنیا کم و بیش انتخابات را مهندسی می کنند و درصدی از تقلب در تمام انتخابات وجود دارد.

ساختار قدرت طوری نیست که مخالفت ها را تماما بپذیرد . هر کدام آستانه تحملی دارند.

یک زمانی ملکه انگلیس برای تصویب برگزیت پارلمان را منحل و هفده نفر از اعضای حزب محافظه کار بعلت مخالفت با این لایحه از حزب اخراج می شوند.
یا نماینده مسلمان کنگره آمریکا ایلهان عمر بعلت مخالفت با رژیم صهیونیستی اخراج می شود.

چیزی بنام انتخابات آزاد در دنیا وجود ندارد و تقریبا تمام محکومان قضایی از شرکت در انتخابات محروم هستند و گاهی این محکومیتها واقعی و عادلانه نیست.

البته در رد صلاحیت‌ها نکاتی وجود دارد که مایلم در خصوص برخی از آنها بحث کنم.

✅ برخی افراد می دانند که صلاحیت شرکت در انتخابات را برابر قانون ندارند، اما شرکت می کنند برای آنکه نظارت استصوابی را زیر سوال ببرند و این رد صلاحیت تبدیل به یک سوراخ دعا برای گرفتن تابعیت از طریق سیاسی شده است.

✅ برخی ها رد صلاحیت نمی شوند، که باعث بحران در کشور می شوند. من معتقدم برخی رد صلاحیت‌ها نه تنها مشکلی ندارد، بلکه به نفع جامعه و کشور است. **ای کاش شورای نگهبان جسارت لازم را در رد صلاحیت حسن روحانی حداقل در دور دوم را داشت و هزینه رد صلاحیت ایشان را تقبل می کرد و این هزینه را به کشور تحمیل نمی کرد.

در این دوره اقدامات خوبی شد و امثال لاریجانی نتوانستند از فیلتر شورای نگهبان رد شوند.
از دوازده عضو شورا، تنها برادر ایشان به وی رای داد و آنهم مصداق پارتی بازی بود.

البته اشتباهاتی هم در رد صلاحیت‌ها می شود که نمی شود منکر آن شد. مثلا خود بنده در انتخابات سال ۹۴ بخاطر تشابه اسمی با یک مجرم سابقه دار، رد صلاحیت شدم. که پس از بررسی مجدد معلوم شد شخصی بنام مجید گودرزی در سال ۷۵ بعلت استعمال و حمل مواد مخدر در شعبه سوم دادگاه انقلاب خرم آباد محکوم شده و اشتباها به خاطر تشابه اسمی بنده را رد صلاحیت کرده بودند. که اصلاح شد.

یا اینکه متاسفانه برخی همسایگان استعلامات غلط و مغرضانه اعلام می کنند و باعث رد صلاحیت افراد می شوند.

✅ارکان اربعه هم گرایشهای حزبی دارند. مثل زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد که مدیران پیشنهادی را تماما با پرونده سازی از طرف نهادها و گروههای وابسته به هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت می کردند. در نهایت همین موضوع باعث اختلاف شدید حاج داود احمدی نژاد و برادرش شد.

✅من معتقدم باید برخی صلاحیت‌ها در حزب بررسی شود ، نه در شورای نگهبان. احزاب باید مسیولیت برخی انتخابها را بپذیرند و بابت تایید صلاحیت و یا عملکرد ناصحیح هزینه بدهند. اما برخی در داخل از قدرت گرفتن احزاب و توزیع قدرت بیمناک هستند.

✅من معتقدم یکی از راههای مهم جلوگیری از تبانی و فساد در سطح کلان سیاسی، کنترل احزاب از طریق همدیگر و تشکیل کابینه ائتلافی است. کابینه یکدست منشأ فساد است. بخصوص آنکه نهادهای نظارتی هم از جناح پیروز انتخابات چیدمان شود.

✅من معتقد به این هستم که صنفی کردن احزاب یک اشتباه عمدی است و با بند چهار قانون اصناف در مغایرت واضح و آشکار است.