موضوعات مدیریت مالی،سیاسی،اقتصادی وتا حدودی اجتماعی
 

عجب بازی زیرکانه ایی با دلار شد؛

*عجب بازی زیرکانه ایی با دلار شد؛*

 

✍️ مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

دلار ۳۹۰۰ تومانی به بهانه ی تحریم و قاچاق ارز میشود ۳۳۰۰۰ تومان. در حالی که بر اساس برابری قدرت خرید هر دلار حدود ۸۹۹۰ تومان است.

 

بعد در اقدامی خیر خواهانه! و برای اینکه ما در اثر این دستکاری له نشویم، به ۲۴ قلم کالا ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص می دهند. این ارز یا در بازار آزاد به قیمت هر دلار ۳۰ هزار تومان بفروش می  رسد. یا با ارز ۴۲۰۰ تومانی کالاها وارد و با ارز ۳۰ هزار تومانی توزیع میشود و یا اصلا کالایی وارد نمی شود. و یا با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد و با ارز ۳۰ هزار تومانی صادر می شود. 

 

حالا رییس جمهور عوض شده و خیلی ها سر قضیه ارز محاکمه و محکوم شده اند. رییس جمهور جدید بجای واقعی کردن نرخ ارز، کلا ارز ترجیحی را از بودجه دولت با همکاری مجلس حذف کردند و دلار ۸۹۹۰ تومانی را در بودجه ۲۳۰۰۰ تومان نرخ گذاری کرده اند. چون برخی ها معتقدند ما زیاد میخوریم و زیاد مصرف می کنیم.

 

۶۸۰ هزار میلیارد تومان صرفه جویی دولت از حذف ارز ترجیحی در ۴ قلم کالای اساسی است و تنها ۱۸۰ هزار میلیارد تومان آن به مردم به منظور احیا قدرت خرید مردم می رسد. یعنی علاوه بر سود سه و نیم برابری دولت در فروش ارز، در هدفمندی هم سه تا دولت و یکی مردم می برند. چه شراکت یک طرفه ایی!؟

 

بدون شک تجربه موفق یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی در یارانه ۳۰۰ و ۴۰۰ هزار تومانی تکرار خواهد شد و اگر تورم هزار درصد هم شود, این مبلغ یارانه تغییر نخواهد کرد.

اما عجیب اینجاست که کارهای ما همه دلاری شدند، اما دستمزدهای ما هنوز ریالی مانده است. 

منابع و خوراک صنایع هم همچنان تقریبا مفت و محصولات آنها صرفه اقتصادی برای عرضه به بازار داخلی ندارند.

 

چقدر ما آدم‌های ناسپاسی هستیم و دولت به ما چقدر لطف دارد!

*این کاسبی است نه هدفمندی.*

 

آنچه مسلم است دستکاری عمدی نرخ ارز یک ابر رانت تاریخی بود و اکنون یک منبع درامد بی نظیر برای دولت است. 

برای ما هم یک هدف مقدس ترسیم کرده اند! جلوگیری از قاچاق گسترده ارزاق عمومی. این درحالی است که قاچاق گسترده نتیجه دستکاری نرخ ارز به نفع دولت است و برای کاهش قاچاق باید ارز را واقعی کرد نه کالا کالاها را گران گرد. 

 

سیاست کاهش ارزش پول ملی در شرایطی مفید است که باعث قاچاق گسترده ارزاق عمومی نشود و پرداختهای جبرانی، فشار را به مردم بیشتر و غیر قابل تحمل نکند. 

 

صنایع بزرگ اکنون به ریال خوراک تقریبا رایگان می گیرند و هیچ مسیولیت اجتماعی هم نمی پذیرند و برای آنها که با منابع این کشور و این مردم تولید کرده اند عرضه محصول متناسب با درآمد به بازار داخلی صرفه اقتصادی ندارد.

 

*دستکاری نرخ ارز و کاسبی از این دستکاری، کشور را با قحطی ساختگی مواجه کرده است.*

*وزارت کار یا وزارت کارفرمایان ؟* Ministry of Labor or Ministry of Employers?

*وزارت کار یا وزارت کارفرمایان ؟*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

چند روزی است که اقدامات وزیر کار مورد توجه رسانه های مخالف دولت قرار گرفته است. کار بجایی رسید که نمایندگان وزیر کار را به مجلس فراخواندند. اما پس از شنیدن صحبت های عبدالملکی آنها قانع شدند. نمی دانم چرا قانع شدند و وزیر دقیقا چه گفت، اما یک چیز را کاملا مطمئنم و آنهم ضرورت خانه تکانی در وزارت کار است.

 

سالهاست که کارفرمایان در اکثر کشورها، دیگر راه تقابل با دولت را بر نمی گزینند. چون مقابله با دولت و اتحادیه های کارگری بسیار سخت و پر هزینه است. 

*کارفرمایان یاد گرفته اند که بجای تقابل و چانه زنی با دو نهاد مخالف، خودشان تشکیل دولت بدهند.*

 ماکرون و ترامپ دو نمونه از دولت های کارفرمایی هستند که بیش از ۱۰۰ هفته حضور جلیقه زردها هم نتوانست خللی در برنامه های رییس جمهور فرانسه بوجود آورد و در کمال حیرت باز هم مورد اعتماد مردم کشورش قرار گرفت! چه انتخاباتی و چه انتخابی!

 

اکنون در ایران روابط کار، که باید بر مبنای حداکثر مشارکت بین کارگر و کارفرما باشد، به پایین ترین حد سقوط کرده است.

دولت کارفرمایی تدبیر و امید با بلندگوهای بزرگ، مردم را گول زدند و هر آنچه خواستند، کردند. خصوصی سازی ها دیگر حتی خصوصی بازی هم نبود. یک چپاول و یک زخم کاری بر اقتصاد کلان ایران بود.

حقوق و دستمزد دیگر تبدیل به اعانه شد و اتحادیه کارگری و حتی وزارت کار را ، کارفرمایان و نمایندگان ایشان اداره می کردند. 

حالا با شروع تغییرات در وزارت کار ، نه وزارت کارفرمایی، از درون و بیرون این وزارتخانه جیغ بنفش بلند میشود. کسانی که با پارتی و سفارش و برای اجرای برنامه های خاص، به نمایندگانی از لابی های قدرت و ثروت، در این وزارتخانه دور همی سیاسی درست کرده بودند، همان بلندگو های مشهور و معروف را با تمام توان علیه وزیر، بکار گرفتند.

اما وزیر ایستاد و اعانه را تبدیل به دستمزد کرد و تلاش کرد با افزایش ۵۷ درصدی بخشی از ظلم تاریخی علیه کارگر صد دلاری ایرانی را جبران کند. 

اما کارفرمای بی اخلاق ایرانی که چیزی بنام مسئولیت اجتماعی و تعادل اقتصادی را به رسمیت نمی شناسند  و سالهاست به خوراک و منابع تقریبا مفت، عادت کرده است ، طبیعی است که علیه وزیر کار تبلیغات گسترده ایی انجام دهد.

قریب به اتفاق کارگران ایران در چند سال گذشته قدرت خرید خود را از دست داده اند و دیگر قادر به حتی تامین مایحتاج اولیه زندگی هم نیستند. بر اساس آمارها تمام حداقل مزد تا ۱۰ روز اول ماه قادر به تأمین هزینه معیشت کارگران بود. تقریبا تمام بخش های مزدی در حد بحران تعیین می شد. از مسکن گرفته که تا بیش از ۵۰۰ سال قدرت خرید مسکن نداشت ، تا حق اولادی که کفایت خرید پوشک را هم دیگر نداشت. 

کارفرمایان ایرانی تاجایی تعادلها را مصادره کردند که دیگر خودشان هم بعلت سرکوب شدید تقاضا قادر به ادامه فعالیت نبودند. و در بهترین حالت با ۳۰ درصد ظرفیت بسیاری از واحد‌های تولیدی فعالیت می کردند. آنها در اقدامی احمقانه بجای بهبود دستمزدها و افزایش قدرت خرید کارگران ، برای مقابله با بحران رکود فقط وام می گرفتند و بیش از ۸ هزار واحد تولیدی بخاطر این اقدام نابخردانه تعطیل یا از طرف بانکها مصادره شد. 

*بیراه نیست اگر بگوییم بخش عظیمی از کارگران ایرانی با وجود اشتغال دائم، زیر خط فقر زندگی می کنند.*

*عبدالملکی نیاز به حمایت جامعه کارگری دارد اما نه از نوع حمایت‌های چندین ساله محجوب و دار و دسته اش که سفره کارگران را سیاه کردند و کارگران را خانه خراب کردند*.

 

هنر ماندگار وزیر کار میتواند احیای تشکیلات کارگری در ایران باشد. اما بدون شک کارفرمایانی که به این خوان نعمت عادت کرده اند لحظه ایی از تخریب عبدالملکی کوتاه نخواهند آمد. 

 

امروز، نیاز است جامعه کارگری برای احیای حقوق خود، با قدرت از وزیر حمایت و او را تنها نگذارند.

او در میدان مسابقه مثل مسابقه میدان در حال احیای حقوق کارگران است.

*مسابقه بحران تورم به سبک ایرانی ها؛*

*مسابقه بحران تورم به سبک ایرانی ها؛*

 

*چند روزی است همه ی اقشار و اصناف در یک مسابقه نفرت انگیز سهم شأن را از فلاکت و تورم مشخص می کنند.* 

_رانندگان 25 تا 40 درصد

_حداقل بگیرها تا 57 درصد

_صاحب خانه ها تا جایی که مستاجر نتواند دیگر اجاره بپردازد و مجبور به حاشیه نشینی شود

_پزشکان 40 درصد

قضات و هیات علمی و ....

 

*«به کجا چنین شتابان»!؟*

در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا، نه از تورم استقبال می کنند، نه حتی از دریافت یارانه.

 آنها حتی از بالا رفتن دستمزدها هم خوشحال نمی شوند.

چون تعادل های اقتصادی بهم میخورد و زندگی آنها سخت تر میشود. 

اما ما ایرانیان خوشحالیم که  ۴۵۵۰۰ تومان یارانه می گیریم. 

خوشحالیم که هر ساله کالا و خدمات مان را گرانتر می فروشیم و در یک مسابقه شرم آور از تورمی که دیگران به ما تحمیل می کنند، جا نمی مانیم.

 

و بره کشان کارفرمای ایرانی اینست که تمام حقوق پرداختی او کفاف فقط اجاره خانه کارگر را نمی دهد.

 

از تورمی که ما به کشور تحمیل می کنیم خوشحالیم و از تورم دیگران می نالیم!

 

*این فرهنگ و این تفکر شایسته توسعه نیست.*

 

موفقیت در تحمیل فلاکت بیشتر به دیگران، هرگز پیشرفت محسوب نمی شود. 

 

*با دستکاری نرخ ارز، در کشور قحطی ایجاد کردند؛*

*با دستکاری نرخ ارز، در کشور قحطی ایجاد کردند؛*

 

از تاریخ کشورمان یتیم خانه ایران هرگز و هرگز پاک نمی شود. یک لکه ننگ انگلیسی که دنیا کمتر شاهد چنین جنایتی بوده است. گفته میشود ایران در این قحطی صوری بیش از جنگ جهانی کشته داشته است. ۹ میلیون ایرانی مردند.

 

*اما اکنون تاریخ ایران شاهد شکل گیری یک یتیم خانه ایرانی دیگر است.*

 در حالی که اکثر کارشناسان اقتصادی، بر اساس قدرت خرید،  ۸۹۹۰۰ ریال ایران را معادل یک دلار آمریکایی می دانند، دستکاری عمدی نرخ ارز یک *ابر رانت تاریخی* را برای عده ایی ایجاد کرده است . متاسفانه به این میزان هم راضی نبوده اند و با کاسبی کثیف ارزی در نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی موصوف به ارز جهانگیری حدود ۳۱ میلیارد دلار از سرمایه های کشور را تاراج کردند.

 

گفته میشود از ۳۱ میلیارد دلاری که به کالاهای اساسی تخصیص داده شده است، یا اصلا کالایی وارد نشده است، یا وارد شده و با ارز آزاد حدود ۳۰ هزار تومانی در کشور توزیع شده است، یا با ارز جهانگیری وارد شده و با ارز آزاد از کشور کالای وارد شده، خارج شده است.

 

کاسبان تحریم برای فریب افکار عمومی  به غلط می گویند در شرایط تحریم هر مقدار ارز وارد بازار شود، توسط کشورهای عربی خریداری و از کشور خارج می شود. به همین خاطر باید ارز را گران کرد تا قاچاق آن صرفه اقتصادی نداشته باشد. آنهایی که کاسبان تحریم را به دیگران نسبت می دادند،  بیشترین کاسبی را با ارقام نجومی از دستکاری نرخ ارز به جیب زدند.

 

اتفاق وحشتناکی که با دستکاری نرخ ارز می افتد اینست که صادرات تبدیل به غارت منابع ملی می شود و مایحتاج ضروری مردم بطور گسترده قاچاق می شود.

 

قاچاق صرفه اقتصادی بالایی پیدا می کنند و مصرف کننده داخلی که با ریال دستمزد می گیرد، قادر به خرید کالاهای داخلی با نرخ های بین المللی نیست. 

چند سالی است که سرکوب شدید تقاضا در بخش حقوق و دستمزد اتفاق افتاده است. در دنیای کنونی در هیچ کجا حتی کشورهای عقب مانده آفریقایی کارگر صد دلاری وجود ندارد. اما در ایران بدون توجه به عواقب وخیم این سرکوب شدید تقاضا، با نادیده گرفتن حتی حقوق اولیه جامعه، گاهی یک چهارم سبد معیشت را بعنوان دستمزد پرداخت کرده اند. 

 

با دستکاری نرخ ارز عرضه کالا به بازار داخلی صرفه اقتصادی ندارد‌. 

 

مرغ 2 دلاری در بازارهای جهانی در داخل کشور میشود حدود 54 هزار تومان و تولید کننده وقتی میتواند محصولش را ۱۰۰ درصد بیشتر از بازار داخلی بفروشد ، چرا باید به بازار داخلی محصول خود را عرضه کند؟

هرچند خوراک طیور با ارز ترجیحی وارد شود و منابع تقریبا نازل در اختیار تولید کننده قرار گیرد.

 

دستکاری و افزایش شدید نرخ ارز هر چند برای دولت منبع درآمد سرشار است ، اما مردم را از خرید مایحتاج ضروری هم عاجز کرده است. 

 

وقتی تاجر عراقی قادر است هر کیلو گندم ایرانی را زیر قیمت جهانی خریداری کند و قیمت خرید تضمینی ۵۰ درصد زیر قیمت بازار عراق است، چرا تولید کننده گندم، باید محصول خود را که بر اثر دستکاری نرخ ارز میتواند ۱۱۰۰۰ تومان به خارجی ها بفروشد ، بیاید و به سیلوهای کشور کیلویی ۵۵۰۰ تومان تحویل دهد؟

 

سیاست کاهش ارزش پول ملی در اقتصادی جواب می دهد که تولید، مازاد دارد و باز توزیع ثروت در آن بخوبی با ابزارهای مالی و مالیاتی صورت می گیرد، نه در کشوری که برای کسب درآمد نامشروع ارزاق عمومی را صادر می کند و باعث سود باد آورده برای عده قلیلی و فقر شدید برای جمع کثیری می شود.

 

برای تولید کننده ایرانی حتی ایجاد ارزش افزوده اقتصادی هم صرفه اقتصادی ندارد. آنها خام فروشی را ایجاد ارزش افزوده ترجیح می دهند. 

 

*کارفرماهای ایرانی منابع و خوراک خود را با هزینه تقریبا مفت در اختیار می گیرند. ‌اما محصولات خود را با نرخ های جهانی به مردم می فروشند.*

 

این یک نامعادله است

این یک استعمار است

این یک ظلم تاریخی است.

*این تکرار یتیم خانه ی ایران است.*

 
  BLOGFA.COM