چگونه تورم را مدیریت کنیم؟
✍ مجید گودرزی
تجربه سایر کشورها نشان می دهد میتوان تورم را مهار کرد. تورم یک مقوله غیر قابل مدیریت و تماما تحمیلی نیست.
🔹اصلی ترین دلیل تورم در ایران، باز بودن دست دولت و بانکها برای ایجاد نقدینگی است. استقلال بانک مرکزی کمک زیادی به جلوگیری از رشد افسارگسیخته نقدینگی و تورم ناشی از آن، می کند
🔸کاسبی از تورم یک مشکل اساسی است. وقتی تورم وجود دارد بازدهی تا سطح نرخ تورم ، منفی می شود و عملا این بازدهی به تولید کننده نمی رسد. هر چه تورم بیشتر شود سهم تولید کننده کمتر می شود، هر چند گرانتر بفروشد.
🔸بخش دیگری از تورم انتظاری است. کافیست نگاه مان را به آینده مثبت ارزیابی کنیم. شانتاژهای خبری عموما از خار ج از کشور باعث بیم و نگرانی از وضعیت اینده می شود و برای پیشبرد اهداف سیاسی موج منفی منتشر می شود.
بخش مهمی از تورم انتظاری بستگی به روابط سیاسی دارد. آمارهای یک دولت همسو بدون هیچ دلیلی، روشن و امیدوار کننده می شود و آمارهای یک دولت مخالف و غیر همسو، تنها با مواضع سیاسی، منفی می شود. اما در عمل کمبودی نیست.
🔸کنترل سرمایه گذاری در تورم و خریدن به قصد حفظ ارزش، یا افزایش قیمتها، با کنترل الکترونیکی تراکنش ها ممکن است. نیازی به گشت های صوری و نمایشی ندارد. فقط کافیست پول کاغذی از مبادلات حذف شود.
🔸مسابقه گران کردن را کنار بگذاریم. در یک رویه غلط اندر غلط به محض تحویل سال نو، هر کس تلاش می کند سهم خودش را از تورم مشخص کند. بدون هیچ دلیل منطقی . فقط چون دیگران گران کردند. این رقابت غیر انسانی و خرد کننده، باید پایان پذیرد. تورم باید دلیل داشته باشد.
🔸گاهی تاثیر تورم به اندازه افزایش نرخ تورم کالاها و نهاده های تولید نیست.
مثلاً اگر سوخت 100 درصدی افزایش یابد، این بدان معنی نیست که باید کرایه هم 100درصد افزایش پیدا کند. هزینه سوخت در بهای تمام شده خدمات ممکن است 20 درصد باشد. و 100 درصد باید به 20% اضافه شود نه 100% به 100%.
🔸محاسبه بهای تمام شده کالاها و خدمات می تواند قیمت واقعی کالاها و خدمات را براحتی مشخص کند.
نباید اجازه داد یک توزیع کننده اگر در یک رقابت ناسالم مغازه ایی را به چندین برابر اجاره متعارف، اجاره کرد، بتواند آن را براحتی به مصرف کننده منتقل کند. سهم توزیع کننده در افزایش قیمت باید مشخص باشد و تنها کسانی که قادر به رقابت و ارائه کالاها و خدمات به قیمت رقابتی هستند، بتوانند ادامه فعالیت دهند.
🔸کمبودها را باید با واردات متعادل کرد. گاهی فقط مجوز واردات بازار را متعادل می کند.
🔸ارز باید به قیمت واقعی باشد . ارز غیر واقعی صادرات را ارزان و واردات را گران می کند و برعکس.
🔸نظامهای جدید توزیع می تواند به کاهش شدید قیمتها منجر شود. ما باید. نهادهای تخصصی توزیع داشته باشیم.
🔸بخش مهمی از هزینه های تولید بهره و هزینه های تامین مالی است. باید بهره کمتر از بازدهی بازار سرمایه باشد.
🔸سرمایه گذاری در بازارهایی که ارزش افزوده صفر دارند، باید متوقف و با ابزارهای مالی و مالیاتی محدود شوند. در عوض سرمایهگذاری مولد باید تسهیل شود.