‍ اراده ایی برای توزیع قدرت نباشد، انتخابات در هر سیستمی با چالش مواجه می شود.

✍مجید گودرزی

در بسیاری از مواقع حضور مردم در انتخابات ایثار بوده است و وطن دوستی.
تا زمانی که مشارکت بالا هست، قدرتی توزیع نمی شود.
مشارکت باید هدف داشته باشد،
برنامه داشته باشد،
پاسخگویی و مسئولیت را در قبال مشارکت مطالبه کند.
حاصل عملکردها یا برای عملکرد باشد.

✅مشارکت بی دلیل باعث بی مسئولیتی می شود.
✅ در انتخابات عملکردها باید به رای گذاشته شوند
✅ اکنون نزدیک چهل میلیون زن ایرانی بخاطر بند «رجل سیاسی» و بدون حق انتخاب شدن، در انتخابات حضور پیدا می کنند! این مشارکت چه ارزشی دارد؟

❗آیا این مشارکت آگاهانه است؟

از دادن شغل سازمانی به برخی سیاسیون امتناع می کنند، بعد می گویند شما رجل سیاسی نیستید!
کسانی که نمی توانند شغل سازمانی کارشناسی داشته باشند، چگونه باید رجل سیاسی شوند!؟

از طرفی هم احزاب نتوانستند کارکردهای مفید و موثری در بهبود فضای سیاسی داشته باشند. وابستگی به بیگانگان و کمک گرفتن از آنها مغایر شعار نه شرقی و نه غربی است. حزب توده، کوموله، حزب دموکرات، و حتی اصلاح طلبان برای موفقیت در انتخابات بجای مردم از بیگانگان کمک گرفتند. و عملا قدرت گرفتن احزاب را به یک چالش و نفوذ تبدیل کردند.

بسیاری از احزاب و تشکل ها حتی اساسنامه هم ندارند. اساسنامه برخی ها را هم که مطالعه می کنیم خیلی زود متوجه میشویم هیأت موسسان از نوشتن اساسنامه هم عاجز بوده اند.

از سوی دیگر هم در بدعتی غلط احزاب جز اصناف طبقه بندی شده اند! که کاملا مغایر ماده 4 قانون اصناف است.

ماده 10 هم گزینشی و کاملا خنثی است.

بهر حال من فکر می کنم قوانین و وابستگی اصلی ترین موانع رشد احزاب هستند.

نظام سیاسی ما متاسفانه هیچ نیرویی را مقابل خود تحمل نمی کند. حتی ان جی او ها را.
مسایل زیادی روی زمین مانده که وظیفه تشکلهاست نه حاکمیت. ورود حاکمیت به برخی از مسائل اجتماعی باعث مقاومت می شود. اما تشکل ها و احزاب خیلی راحت آن را انجام می دهند. احزاب مسئول گفتمان سازی و طرح مسائل اجتماعی هستند ، نه حاکمیت.

ما بارها خواستار اصلاح قانون انتخابات بوده ایم و معتقد بودیم که رد صلاحیت ها که اینقدر برای نظام هزینه دارد را، احزاب می‌توانند خیلی راحت و کم هزینه انجام دهند.

بعد هم موضوع مهم مسئولیت هاست که باید هر حزب و گروهی پاسخگوی عملکرد خود باشد. برون داد یک حزب استخوان دار، مثل موتلفه، نباید شخصی مثل میرسلیم باشد. خود حزب باید از اعتبارش محافظت کند. شخص نباید از حزب برای خودش هزینه کند.

من شخصا معتقدم قدرت گرفتن احزاب و توزیع مناسب قدرت، عامل مهم مبارزه با فساد است. ناترازی در قدرت عامل مهم فساد سازمان یافته و سیستماتیک است. با بسیاری از مفاسد نمی توان بدون تشکل لازم و قدرتمند مبارزه کرد. جنون و خودکشی است.
اما احزاب با نیروی برابر قادرند گروههای فاسد را افشا و حذف کنند.