اولاف شولتز به این سادگی دست از لگد زدن بر نمی دارد؛

✍مجید گودرزی

مردم آلمان نه اولاف شولتز صدر اعظم کنونی آلمان را فراموش می کنند و نه مرکل صدر اعظم سابق را.

مرکل آلمان را در بالاترین سطح تولید و قدرت تحویل داد. او توانست با کمکهایی که به کشورهای اتحادیه اروپا در جریان رکود جهانی سال ۲۰۰۸ کرد ، عملا سروری اتحادیه اروپا را بدست آورد.

تصمیمات نازی ها و کشورهای همسو در نهایت، مقام قدرتمند ملکه را در انگلیس تشریفاتی کرده بود و رهبری قدرتمندانه آلمان در این اتحادیه در نهایت باعث شد انگلیس و ملکه راهی بجز قبول خسارت 1000 میلیارد دلاری برگزیت برای خروج از اتحادیه اروپا نداشته باشد.

مرکل هم انگلستان و هم ملکه فقید آن را نقره داغ کرد و این باعث شعله ور شدن خشم انگلیسی ها از آلمانها شد، تا در یک بازی کثیف اتحادیه اروپا را رو در روی پوتین و روسیه قرار دهند.

مرکل هیچگاه رو در روی پوتین بعنوان اصلی ترین تامین کننده انرژی اتحادیه اروپا و به خصوص آلمان قرار نگرفت.
پوتین گاهی تا چهار ساعت خانم صدراعظم را پشت در نگه می‌داشت و یا در جلسات و ملاقات‌های رسمی بیش از آنکه به صدراعظم آلمان توجه کند، به سگش اهمیت می‌داد.

مرکل تحقیر خودش را به تحقیر کشورش ترجیح می داد.

اما جانشینان مرکل خیلی زود به اصطلاح «بند را آب دادند» و در یک حماقت تاریخی ابتدا خط لوله گاز نورد استریم دو را تحریم کردند. سپس زحمت از کار انداختن خط لوله نورد استریم یک را هم انگلیسی ها کشیدند تا آلمان مجبور شود تمام معاهدات آب و هوایی را برای گذر از سرما نقض کند و به عصر چوب و ذغال سنگ برگردند.

بعد از چهل سال با بی تدبیری صدر اعظم و تیم نه چندان مدبر خود، تراز تجاری آلمان منفی شد و یک وابستگی شدید و خرد کننده به آمریکا ایجاد کردند.

آنها حتی در مجاب کردن اوپک پلاس برای افزایش سقف تولید برای گذر از سرمای زمستان امسال ناکام بودند. وایکینگ ها انتقام سختی از نازی ها و فرانسوی ها گرفتند و هزینه آن را هم اتحادیه اروپا بخصوص اکراین و روسیه دادند.

آنها تلاش کردند با نا آرام کردن ایران، سران ایران را وادار به کرنش و عقب نشینی در برجام و سایر معاهدات کنند. چرا که با آغاز جنگ اکراین ایران امتیازات جدیدی را مطرح کرد که اروپایی ها نتوانستند آن را پاسخ دهند.

هم اکنون هم در نهایت ضعف و نا امیدی حربه نخ نما شده ی حقوق بشر را علیه ایران دنبال می کنند. بی تدبیری ها یکی پس از دیگری در حال اتفاق افتادن است.

ایران موفق شد اعتراضات را مدیریت و جلوی تکرار سناریو سوریه را در ایران بگیرد و بزودی جهان شاهد انتقال نا آرامی ها از ایران و خاورمیانه به اروپا خواهد بود.

سران آلمان هم به کشورشان و هم به سایر کشورهای این اتحادیه خسارت‌های سنگینی وارد کردند. آنها بزودی باید پاسخ افکار عمومی خود را بدهند.