من معتقدم سیاست یک شطرنج کشنده و واقعی است. گاهی شطرنج بازان حرفه ایی هم تنها با یک حرکت اشتباه مات می شوند.
گاهی در شطرنج شما مجبورید یک یا چند مهره کم ارزش را فدا کنید تا یک حرکت بسوی پیروزی داشته باشید. چون حفظ کل منافع ممکن نیست.
در خصوص روابط آلمان با روسیه و آمریکا، سران آلمان مجبور به انتخاب یکی شدند. آمریکا با سهم تجاری بسیار بالا، معمولا شرایط را همیشه به نفع خودش تغییر می دهد و سهم تجارت، ابزار کنترل کشورهاست. سهم تجارت اختصاص یافته از سوی آمریکایی ها ابزار باج خواهی و استعمار کشورها شده است.
آلمانها در موقعیت باخت _باخت قرار گرفتند، انرژی یا تجارت.
انرژی نقطه ضعف مهمی بود که خیلی از کشورها به صراحت به آمریکایی ها اعلام کردند قادر به همراهی نیستند. ژاپن، هند و برخی دیگر از متحدان آمریکا نتوانستند با تحریمهای روسیه همراهی کنند. خود آلمانها هم افزایش تبادلات تجاری با روسیه داشتند.
اما سیاست انگلیس به زانو در آوردن نازی ها و فرانسه است و به همین دلیل خط لوله نورد استریم یک را کامل منهدم کردند.
آلمان نباید فیگور مقابله با روسیه را بخود می گرفت. آلمان هیچ منافعی از قطع روابط با روسیه حاصل نخواهد کرد. در عوض خسارتهای سنگینی را متحمل خواهد شد. آنها می بایست با بیانیه های متعدد سعی در خاموش کردن جنگ اکراین می داشتند، نه یک طرف جنگ بایستند. حقیقت آنست که آلمان هر طرفی که قرار بگیرد آسیب جدی خواهد دید و هر چه جنگ طولانی تر شود آمریکا و انگلیس منافع بیشتر و کشورهای درگیر در جنگ و اتحادیه اروپا ضرر روز افزون خواهند داشت.
اروپایی ها نباید در زمین آمریکایی ها و انگلیس بازی می کردند. این واقعا برای آنها دردناک است.
ادامه روند فعلی باعث قدرت گرفتن چپ ها و سوسیالیست ها در اروپا خواهد شد و تغییرات عمیق سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی را در اروپا موجب خواهد شد.
اعتراضات گسترده حتمی است و خیلی از دولتهای اروپایی سرنگون خواهند شد. آنهم در شرایطی که به رویارویی مستقیم ناتو و روسیه منجر نشود.
آلمان و فرانسه قدرت این را داشتند که اعلام بی طرفی کنند، آنهم بخاطر آسیب های سنگین. اما با حمایت خود واقعا حماقت کردند. آنها بخشی از جنگ نبودند اما خودشان را وارد جنگ کردند.
آنها بجای تعادل قوا و جهان چند قطبی ، به تضعیف روسیه روی آوردند بدون آنکه بدانند این ناترازی در قدرت جهانی، آنها را مستعمره آمریکا می کند. هم اکنون آمریکایی ها کار را به قیمت چهار برابر بیشتر از بازار داخلی به اروپا صادر می کنند.
روس ها مایل و قادر به ایجاد بحران و تضعیف اروپایی ها نیستند، اما آمریکایی ها حتما به این گزینه فکر می کنند.
آنها جایگزین های خود را از بین بردند.
آنها نتوانستند از بحران پیش آمده بهره برداری کنند و قربانی شدند. این سیاست ورزی نبود و کاری که آلمانها کردند اصلا سیاست نبود، بنظرم حماقت بود.