*غلط ترین روابط اقتصادی جهان در بازار مسکن ایران در جریان است*؛

✍مجید گودرزی

🔺استعمار و استثماری طولانی تر و ظالمانه تر از ملک و مسکن در ایران نبوده و نیست.

🔺در دنیا فقط جنگ با قانون می تواند خانواده های مستاجر را وادار به جابجایی کند ، اما در ایران آوارگی مستاجر هنوز حق مسلم صاحبخانه است.

🔺در یک کلاهبرداری آشکار رهن مستأجران را قرض الحسنه محاسبه می کنند و قیمت ملک را جاری. این در حالی است که برابر فتاوای مراجع تقلید، قرض دهنده نباید ضرر کند. ارزش زمانی پول در هیچ کجای جهان صفر نیست. اما در ایران ارزش زمانی رهن مستأجران صفر در نظر گرفته می‌شود. بخاطر تورم هر سال بخش بزرگی از ارزش و قدرت خرید ودیعه مستأجران از بین می رود. محاسبات غلط و من درآوردی باعث فلاکت مستأجران شده‌است .

*🔺*ودیعه اجاره نیست، وجه التزام است*. در یک رویه غلط ودیعه را بخشی از اجاره محاسبه می کنند آنهم بدون سقف و کاملا خودسرانه . در حالی که در دنیا رهن حداکثر سه برابر اجاره ماهیانه است که باید در پایان قرار داد با سود متعلقه به مستاجر بازگردانده شود . مگر با حکم دادگاه و برای اجاره های معوق و یا خسارات وارده به ملک . *

🔺مستاجر ایران بر خلاف تمام دنیا باید ۴ نوع اجاره بپردازد اما در دنیا معمولا یک نوع هزینه اجاره دارد؛

🔹مستاجر ایرانی باید اجاره معمول را بپردازد؛

🔹 مستاجران ایرانی باید تورم اجاره را جبران کنند و بدون جبران تورم، قادر به اجاره ملک نیستند.
🔹مستاجر ایرانی باید به اندازه تورم ودیعه خود را افزایش دهد و آن را بروز رسانی کند؛
🔹مستاجر ایرانی باید علاوه بر اجاره، سود و اقساط تسهیلاتی که برای بروز رسانی ودیعه و اجاره لازم است را بپردازد

🔺با وجود آنکه حدود ۷ میلیون خانوار ایرانی مستاجر هستند، دولت با وجود تکالیف قانونی در برنامه پنج‌ساله هفتم ، قانون جوانی جمعیت و قانون جهش تولید مسکن از واگذاری زمین کافی به مردم خودداری می کند. دولت ایران تنها دولتی است که در یک ترک فعل آشکار اقدام به ایجاد کمبود عمدی و احتکار زمین می کند.

🔺با وجود قانون ساماندهی بازار زمین ، مسکن و اجاره ، دولت از کشف و کنترل قیمتها سر باز می زند و با ارائه بسته های پوچ و بی ارزش، عملا دست مالکان را برای قیمت گذاری های نجومی و کمرشکن باز گذاشته است .

🔺هزینه مسکن در سبد معیشت خانواده های جهان حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد است، اما در ایران میانگین بیش از ۶۰ درصد و در بسیاری از موارد تا بالای صددرصد هم رسیده است.

🔺دوره انتظار برای خانه دار شدن به بالای ۱۰۰ سال رسیده در حالی که در برنامه پنج‌ساله هفتم مقرر شده است این زمان به ۷/۵ سال باید برسد . در همان این مدت ۱۵ تا حداکثر ۲۵ سال است.

🔺مالیات بر خانه های لوکس از ۵۰ میلیارد تومان به بالا شروع می شود و مالیات بر حقوق کارگران از ۴۰ میلیون تومان. این یک ظلم مالیاتی آشکار است.

🔺بخاطر جذابیت های کاذب بیش از ۴۰ درصد سرمایه های کشور در بخش مسکن رسوب شده است. این سهم در اقتصادهای پیشرفته حدود ۱۰ درصد است. با کل نقدینگی کشور تنها می توان ۳۹ درصد خانه های تهران را خرید. همچنین نقدینگی کل کشور تنها کفاف خرید ۹ درصد خانه های کشور را دارد . این در حالی است که در کشور آمریکا با نقدینگی کشور میتوان ۳۷ درصد و در ژاپن ۳۹ درصد خانه ها را خرید.
بخش بزرگی از سرمایه گذاری ها در مسکن ایران هیچ ارزش افزوده ای ندارد .

🔺مالکیت در ایران بر خلاف اصل ۴۰ قانون اساسی به مردم آسیب می زند و یک هلوکاست واقعی است که نباید هیچ‌ کس آن را قانونمند کند. *در ایران مالکیت حدود قانون را تعیین می کند ، اما در دنیا قانون حدود مالکیت را .*