پاسخهایی کوتاه برای مشکلاتی بزرگ ؛

✍ مجید گودرزی

🔺مسکن ؛

اکنون بیش از ۶۰ درصد بهای تمام شده ی مسکن، قیمت زمین است. و ۵۵ درصد هزینه مردم ، هزینه مسکن است.

این در حالی است که ما زمین کم نداریم و کمبود زمین عمدی است. باید زمین رایگان تا اشباع کامل بازار به مردم واگذار شود.

🔺اجاره ؛

باید قیمت گذاری از دست مالک و مستاجران خارج شود.‌ هزینه اجاره نباید بیش از ۳۰ درصد درآمد خانوار باشد.

🔺نقدینگی ؛

بخاطر اینکه با افزایش نقدینگی عده ایی قادرند دارایی های مردم را تصاحب کنند ، باید نقدینگی جدید به مدت ۱۰ سال به مردم با نرخ سود صفر درصد وام داده شود.

🔺رانت، قاچاق و فساد ؛

باید قبول کرد و قبولاند که در قیمتهای تعادلی فساد، رانت و قاچاق بشدت کاهش می باید. نباید اجازه داد بخشهای مهم اقتصادی از تعادل خارج شوند. باید پذیرفت اقتصاد علم تعادل‌هاست.

🔺فساد

اصلاح و تربیت مدیران و شفاف سازی در موضوع فساد معجزه می کند. گسترش سیستم های الکترونیکی و کاهش دخالت انسان تا حد زیادی باعث کاهش امکان فساد می شود. حرایتها باید از زیر نظر مدیران دستگاه‌ها خارج و بعنوان نهاد مستقل نظارتی باشند.‌ در هر فسادی هم اول باید مسئلان حراست را محاکمه کرد.

🔺سود و بهره

سود ثابت و بدون ریسک باید کاملا حذف شود . مشارکت و کارمزد باید جای سود را بگیرند.

🔺رونق اقتصادی

تا زمانی که حجم سرسام آوری از سرمایه های کشور در بازارهایی سرمایه گذاری می شوند که ارزش افزوده آنها صفر مطلق است، ایجاد رونق اقتصادی غیر ممکن است. باید تنبیهات مالیاتی برای خروج سرمایه از بخش های مولد اقتصاد تعیین و اخذ کرد .

🔺بورس ؛

تجدید ارزیابی باید الزام قانونی شود . اکنون صددرصد صورتهای مالی شرکتهای بورسی غیر قابل اعتماد هستند. سود بدون ریسک بانکی نباید بیشتر از بازدهی بورس و بازار سرمایه باشد .

🔺تورم؛

بخش بزرگی از تورم کشور دست ساز و عمدی است. قیمت ارز باید توسط بازار تعیین شود.‌ سرمایه گذاری در پول و ارز باید مشمول بیشترین مالیات شود.

کارفرمای ایرانی باید بداند تا نرخ تورم بازدهی آنها منفی است. همچنین باید بفهمند که تورم سود نیست و هر ساله آنها مجبورند به اندازه نرخ تورم از سود خالص خود را صرف جبران تورم و‌ بروز رسانی کسب و کار خود کنند.

سرمایه داران ایرانی نه تنها نباید با دولت برای افزایش تورم تبانی کنند، بلکه باید جلوی تورم دولتی را هم بگیرند.

🔺بحران مدیریت؛

بدون شک مهمترین بحران کشور بحران مدیریت است . هنوز در بسیاری از سازمانهای ما بخصوص در بخش دولتی مفاهیم پیش پا افتاده ای مثل تخصص گرایی و تقسیم کار وجود ندارد .

انتصابهای سیاسی برای سازمانهای تخصصی بحران آفریده است .

اصلاح مدیریتها، نقطه شروع تمام تحولات مثبت است