از نظر من بسیاری از اقدامات در عرصه اقتصاد ایران هیچ توجیه منطقی ندارد!
🔺اینکه بانکهای ما تلاش می کنند که تورم بیشتری تولید کنند، چه با خلق نقدینگی و چه با دپو گسترده کالاهایی مثل مسکن و این کار آنها باعث می شود ارزش اقساط آنها بعد از ۵ سال تنها ۱۰ درصد و کمتر باشد، برای بنده غیر قابل باور است.
حال آنکه در صورتی که تورم منفی شود، ارزش اقساط و قدرت خرید اقساط بانکها، بدون یک ریال ارزش افزوده بیشتر، افزایش خواهد یافت.
🔺اگر در یک کشور پیشرفته به سرمایه گذاری توصیه و پیشنهاد دهید که در بازاری سرمایه گذاری کند که هم ارزش افزوده صفر دارد و هم بازدهی منفی، حتما شما را به روانپزشک معرفی خواهد کرد. اما در ایران بخش بزرگی از سرمایه های کشور در بازارهایی سرمایه گذاری شده است که هم ارزش افزوده صفر دارند و هم بازدهی منفی نسبت به تورم. بازار ارز، بازار طلا و فلزات گرانبها، سپرده های بانکی ، بازار مسکن ، بورس و .... از جمله بازارهایی بوده اند که ایرانیان بخش بزرگی از سرمایه های خود را با حجم زیاد و سرسام آور در آنها سرمایه گذاری کرده اند و که تمام آنها کمتر از تورم رشد کرده اند و بخش زیادی از سرمایه های خود را از دست داده اند و هیچ ارزشی هم افزوده نشده است.
🔺منابع بزرگی مثل زمین در این کشور وجود دارد و می تواند بخش زیادی از رفاه مردم را تامین کند. اما با کمبودهای عمدی برخی دولتها، اکنون بیش از ۶۰ درصد بهای تمام شده مسکن، زمین است و دوره انتظار خانه دار شدن ایرانیان به بالای ۱۰۰ سال رسیده است.
🔺من هیچ توجیه منطقی برای ۶۵۰۰۰ طرح نیمه تمام در کشور سراغ ندارم. حیف و میل و رسوب منابع در این حد باعث عقب ماندگی هر اقتصادی می شود.
🔺سرمایه گذاری در تورم که یک بیماری اقتصادی است توجیه منطقی ندارد.
سرکوب تقاضا در اقتصادی که با رکود-تورمی مزمن مواجه است، یک خودکشی جمعی است. جهش تولید بدون جهش مصرف و تقاضا به مسلخ بردن سرمایه گذار و تولید کننده است. اما کارفرمایان ما خوشحالند که با تبانی با دولت اکنون دستمزدها به اندازه برآورده کردن نیازهای طبیعی هم قدرت خرید ندارد. در این اقتصاد هر چیز با هر کیفیتی تولید شود، طبیعتا خریدار نخواهد داشت.
🔺در یک عرف غلط سالهاست که ودیعه مستأجران بصورت قرض الحسنه محاسبه می شود و قیمت ملک بصورت جاری. این یک کلاهبرداری جمعی و گسترده است. یا باید هر دو جاری باشند و با هر دو قرض الحسنه.
🔺اقتصاد ایران به سمتی حرکت کرده است که تنها با شوکهای بزرگتر دوام می آورد. در صورتی که خلق نقدینگی ریال و رمز ارز و نیز کاهش ارزش پول ملی متوقف شود، سقوط شدید بازارها حتمی است. تا کی میخواهیم شوک درمانی کنیم؟ ریسک اقتصاد شوک محور بسیار بالاست.
🔺رشد قیمتها بسیار نامتوازن شده است و هر روز نابرابری ها را تشدید خواهد کرد. پزشکان و واسطه ها هزاران برابر کارگران و معلمان دستمزد می گیرند. نیازهای ضروری منشا بیشترین فشار بر مردم شده است. درمان و مسکن بیشترین نابسامانی را به جامعه تحمیل کرده اند.
🔺کالاهای یارانه ایی با دستکاری نرخ ارز باعث خروج بخش بزرگی از سرمایه های کشور به کشورهای همسایه شده است. تنها در سوخت هر سال بیش از ۷۳۰ هزار میلیارد تومان ما به کشورهای همسایه یارانه می دهیم. این کمک به سوخت بری و کولبری نیست. کمک واقعی، واقعی کردن قیمتها و سرمایه گذاری در مناطق مرزی است.
✍مجید گودرزی