دیروز استاد بزرگوارم، استاد محمد رسولی عزیز بنده را به یک دور همی شاهنامه پژوهی دعوت فرمودند.

🔸یک جلسه اصیل ایرانی
🔸یک دورهمی شعف انگیز به اصیل ترین واژه های ایرانی
🔸یک گرامیداشت یاد ایرانی ترین ایرانی ها
🔸یک گذر تاریخی به سبز ترین کوچه باغهای ادبیات ایرانی

دلم برای نسلی که از این همه غرور و افتخار و زیبایی جدا شده اند سوخت.
برای آنهایی که اصالت خودشان را در هیاهوی رسانه های مغرض و پروپاگاندای رسانه ایی صهیونیست کاملا باخته اند.

دورهمی مهران مدیری نشان داد نسل جدید قادر به خواندن حتی یک بیت شعر از ذخیره عظیم ادبیات فارسی نیست.این یک درد بسیار بزرگ است که ما ۲۶ نهاد مسئول در فرهنگ داریم و تمام کارگردان مبارزه قهر آمیز با حجاب شده است.
از این همه شکوه نه بیژنی مانده و نه منیژه ایی. اکنون عشق را فقط در کتابهای تاریخی میتوان یافت و شهوت جای عشق را گرفته است.

چه خون دلهایی خورده شده تا این گنجینه عظیم حفظ شده است و چه خون دل هایی میخورند کسانی که میخواهند در شبیخون فرهنگی که همه خواب هستند، این گنج عظیم ملی را حفظ کنند.

من دریافتم خدا باوری در همه تاریخ ما پررنگ ترین واژه بوده است حتی در شاهنامه و حتی قبل از اسلام.

من دریافتم در طول تاریخ هر زمانی که از دین و فرهنگ فاصله گرفتیم بشدت آسیب دیدیم .

در بسیاری از مواقع تاریخی عده ای از خدا سوء استفاده کردند و باورهای مردم را تهی کردند. ضعیف ترین دشمنان هم بر ما غالب شدند. محمود افغان، مغول، اسکندر و ...

باد شعر زیبای اخوان ثالث افتادم
«کاوه ایی پیدا نخواهد شد
امید که پیدا شود اسکندری»
این یعنی در طول تاریخ گاهی مردم ما از جور خودی ها به دامان وحشی ترین مهاجمان پناه آورده اند!

من دریافتم که اکنون دشمنان این سرزمین خوب می دانند و حتی بهتر از ما که برای تسلط بر ایران باید خدا و فرهنگ را از ایرانیان گرفت و اکنون نوک تیز جنگ عظیم رسانه ایی خدا و فرهنگ ایرانیان است
و الحق و الانصاف هم بسیار خوب عمل کرده اند و نسل جدید فاصله زیادی از این دو گرفته اند و بشدت آسیب پذیر شده ایم.

باید برگردیم به اصالت ایرانی مان وگرنه هزاران برابر فجایعی که امروز در غزه اتفاق افتاده، در ایران اتفاق خواهد افتاد. مثل حمله مغول و ...

✍ مجید گودرزی