‍ مجلس آینده باید تعهد تمام و کمال به حفظ سرمایه های مردم در بورس داشته باشد

✍ مجید گودرزی

🔺مهمترین بخش جنگ اقتصادی و مهمترین شاخصه جنگ اقتصادی جلوگیری از تشکیل سرمایه است. یکی از اولین و طولانی ترین تحریم‌ها علیه کشورمان ، تحریم سرمایه گذاری بین المللی بوده است . سرمایه گذاری قلب اقتصاد است و در جنگ اقتصادی تلاش می شود این قلب تشکیل نشود و همانند جنین بدون قلب امکان رشد نداشته باشد.

🔺شکی نیست که تحریم روی نقاط ضعف کشور برنامه ریزی می شود که هم هزینه کمی داشته باشد و هم پتانسیل لازم برای اثر گذاری هر چه بیشتر. اگر زمینه های تحریم حذف شوند، تحریم کار ساز نیست.

🔺از نظر من نرخ بهره 23 درصدی یک تحریم سرمایه گذاری داخلی است که هم باعث رکود تورمی می شود و هم بحران صرفه اقتصادی. تمام سرمایه گذاری ها تا رقم نرخ سود بدون ریسک به انضمام صرف ریسک ، غیر اقتصادی می شود.

🔺در همه ی بخش های غیر مولد بخصوص سوداگری جذابیت‌های ویرانگری تعریف شد و تلاش شد از بخش واقعی اقتصاد صرفه زدایی شود.

🔺جذابیت‌های کاذب بخش بزرگی از سرمایه های کشور را در مسیری غیر از اقتصاد مولد قرار داده است. از یک سو شاهد سودهای 570 درصدی ارزهای دیجیتال در برخی مقاطع بودیم و از سوی دیگر غارت 75 درصد سرمایه مردم در بورس. همین امر باعث شده است که سهام با 8% قیمت واقعی هم خریدار نداشته باشد.

🔺بورس در 6 ماه نخست سال 8.2 درصد برای سهامداران بازدهی داشت. در دیگر بازارها، شاهد رشد ۱.۸ درصدی نرخ دلار آزاد در همین بازه زمانی بودیم. سکه اما در این مدت با افت ۶.۷ درصدی قیمت مواجه شد و شاخص خودرو با کاهش بیش از ۱۷ درصدی مواجه شد. این در حالی است که بازدهی بازار وحشی و رها شده مسکن در یک سال گذشته 82 درصد بدون احتساب نرخ تورم بوده است.

❓سوال مهم اینست که چرا باید سرمایه گذار، بازار مسکن را رها کند و به سمت بخش مولد و بازار سرمایه بیاید ؟

🔺در سایه شو قانونگذاری که منجر به تصویب قوانین بی خاصیتی چون «مالیات بر خانه های خالی» و «خانه های لوکس» شد، بازار مسکن با ارزش افزوده صفر، ۱۰ برابر بازار سرمایه بازدهی داشته است و مردم بازار ارز بخصوص دلار را با بازدهی منفی ۲۴ درصد به بازار سرمایه ترجیح می دهند.

🔺در سال ۱۹۷۳ به محض اینکه در آمریکا تورم به ۱۳ درصد رسید برای حفظ ارزش سرمایه های مردم تمام شرکتهای بورسی اقدام به تجدید ارزیابی دارایی ها کردند اما در ایران با وجود تورم دو رقمی در سالهای زیاد سالهاست که شرکتهای بورسی الزامی به تجدید ارزیابی نداشته اند و عملا بورس ایران را تبدیل به صندوق قرض الحسنه ایی کرده اند که هر سال بخش بزرگی از سرمایه های مردم به اندازه تورم منهای سود در آن گم می شود.

🔺بسیاری از صورتهای مالی شرکتهای بورسی غیر قابل اعتماد است و قانون بازدارنده ایی در این خصوص تصویب نشده است.

مجلس آینده باید الزام به تجدید ارزیابی ، مقابله با سودهای سمی و جذابیت‌های کاذب ، کاهش نرخ بهره کمتر از نرخ بازدهی بازار سرمایه، آمارهای کذب، مقابله حداکثری با برداشت سرمایه های مردم و ... را در دستور کار خود قرار دهد.