محاسبات غلط اصلاح حقوق و دستمزد
✍ مجید گودرزی
حتی در بی رحمانه ترین نظامهای اقتصادی هرگز تلاش نمی شود دستمزدها را آنقدر پایین بیاورند که به تولید و تقاضا آسیب وارد شود. اما در ایران که دچار رکود - تورمی شدید است، کارفرمایان با تبانی کردن با دولت حداکثر تلاش خود را می کنند تا دستمزد کارگران کفاف تامین نیازهای زیستی را هم نداشته باشد. بدون شک این تبانی مصداق شاخه بریدن از زیر پای خودشان است و خیلی زود متوجه می شوند که باید کاهش تولید و تقاضا را با تازیانه های سود بانکی بسیار بالا جبران کنند.
دستمزد ۲۰۰ دلاری و آمرانه، بهره وری، رضایت، انگیزش ، تقاضا و .... را با بحران مواجه کرده است. این دستمزد رکود را بیشتر و بیشتر می کند.
اکنون سهم هزینه های مالی به بالای ۲۵ درصد در بهای تمام شده تولید رسیده است. این در حالی است که این سهم یک مفتخوارگی شدید محسوب می شود . این سهم در کشورهای پیشرفته کمتر از ۷ درصد می باشد .
در عوض سهم کار و کارگر در تولید در کشورهای پیشرفته بالای ۲۵ درصد است و در ایران این سهم بین ۳ تا ۷ درصد است.
کارفرمایان سالهاست با محاسبات غلط جامعه و تصمیم گیران را دچار اشتباه محاسباتی کرده اند. چنانچه دستمزدها ۵۰ درصد هم افزایش پیدا کند، این به معنای افزایش ۵۰ درصدی هزینه های تولید نیست. بلکه ۵۰ درصد به ۳ تا ۷ درصد سهم کار در تولید اضافه می شود.
اگر سهم کار در تولید ۷ درصد هم باشد، ۵۰ درصد به ۷ درصد اضافه می شود نه به هزینه کل (TC) و هزینه نهایی( MC) .
ما باید این نظام استعماری حقوق دستمزد را پایان دهیم. این رویه حتی به نفع تولید و کارفرمایان هم نیست. اکنون بخاطر سرکوب شدید تقاضا بسیاری از تولید کنندگان قادر به تولید در سطح ۳۰ درصد ظرفیت اسمی هم نیستند و هزینه های ثابت بسیار بالاست.
ما باید برای بهبود بهره وری و رفاه و رشد و توسعه به سمت مزد مشارکتی حرکت کنیم. باید بتوانیم هزینه فرصت مفتخوارگی را برای سرمایه بالا ببریم. اکنون در ایران تنها با ۲۲ هزار دلار میتوان برای همیشه کار نکرد و هیچ فعالیت اقتصادی نداشت. اما در کشورهای پیشرفته برای کار نکردن و بهره بردن از سرمایه، به حداقل ۱/۵ تا ۴ میلیون دلار سرمایه نیاز است.
ما باید یاد بگیریم با ضربه زدن به کارگر رشد نخواهیم کرد. این را به وضوح می توان در کشورهای توسعه نیافته دید.