بسیاری از چالش های بزرگ در ایران ساختگی و عمدی است؛
✍مجید گودرزی
باور اینکه کشوری با وسعت ایران درگیر کمبود زمین باشد، بسیار سخت و دشوار است.
اگر تنها یک درصد مساحت کشور به ساخت و ساز و مسکن اختصاص داده شود، هر ایرانی صاحب ۱۹۶ متر زمین می شود و این جزء حقوق طبیعی هر فردی است که در یک کشور بدنیا می آید.
همچنین میتوان با همین یک درصد به هر خانواده ۴ نفره ایرانی ۸۰۰ متر زمین اختصاص داد.
ظرفیتها در ایران آنقدر بزرگ و عظیم هستند که باور هر کمبودی غیر قابل باور است.
8 درصد منابع دنیا در اختیار 1 درصد جمعیت جهان است. این یعنی اینکه فقر تنها حاصل سوء مدیریتها است نه کمبودها. رفاه عمومی در این کشور چیزی دور از ذهن نیست اما فقر و نداری حتما یا حاصل نفوذ است و یا بی کفایتی با درجه خیلی زیاد باشد. تا جایی که گاهی اگر هیچ کاری نشود، شرایط بهتر می شود!
ما تنها با انرژی خورشید و مدیریت درست ان میتوانیم هاب انرژی منطقه باشیم. به شرط اینکه صادرات آن را کاملا آزاد کنیم و از سرمایه گذاران تنها هزینه ترانزیت اخذ کنیم.
اینکه قیمت خرید تضمینی در دولت حسن روحانی زیر بهای تمام شده تعیین می شود و خیل عظیمی از سرمایه گذاران مجبور به رها کردن سرمایه گذاری خود شدند، یک اقدام از روی نا آگاهی نیست. نتیجه طبیعی چنین اقداماتی کمبود برق و جیره بندی آن خواهد بود.
چگونه می توان پذیرفت که کشوری با 5789 کیلومتر ساحل، تمام و یا اکثریب قریب به اتفاق کارخانجات آب بر و ذوب فلزات خود را در کویر مرکزی احداث کند!؟
چگونه بپذیریم که از ۲۳ شهر جدید حتی یک شهر در نوار ساحلی جنوب کشور احداث نشده و اکنون مهاجرت به تهران به معضلی برای مدیریت شهری تبدیل شده باشد؟
چگونه باید پذیرفت که کشوری منابع انسانی خود را با هزینه های سنگین آموزش و پرورش دهد، دانش آموخته کند و به سایر کشورها برای بهره برداری بدون سرمایه گذاری بفرستد؟
کارگر دویست دلاری در کدام کشور پیشرفته دنیا پیدا می شود؟
در کدام کشور کارفرماها،تقاضا را تا جایی سرکوب می کنند که خودشان هم با بحران مواجه می شوند!؟
چگونه باید بپذیریم که کشوری با سرمایه های عظیمی مواجه است و این سرمایه ها را در بازارهایی سرمایه گذاری می کند که ارزش افزوده تمام یا اکثر این سرمایه گذاری ها صفر مطلق است و با وجود تمام دارایی ها و نقدینگی و ثروت با ابر چالش ارزش افزوده مواجه است.
چگونه بپذیریم به پول سود می دهیم آنهم با نرخ غیر متعارف و پولداری با ارزش افزوده صفر از بالاترین حد معافیت های مالیاتی برخوردار است، ولی از سرمایه گذاری تا جایی مالیات و عوارض می گیریم، که دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد!؟
چرا در این کشور همه چیز هست و هیچ چیز سر جای خودش نیست؟
چرا همه چیز جور است و همه چیز ناجور!؟