جنگ باور و ادراک War of belief and perception
جنگ باور و ادراک
دنیای شک است و تردید.
دنیای تلاش طاقت فرسا برای رسیدن به یقین.
دنیای بی اطمینانی محض. در این دنیا احتمال هیچ چیز نه صفر است و نه یک.
هیچ کس از بهشت یا جهنم نیامده و اگر هم بیاید کسی باور نخواهد کرد.
ما قادر نیستیم به اندازه یک ثانیه عاقبت خود را ببینیم. که اگر می دیدیم نیاز به جد و جهد اینچنینی نداشتیم.
عالم مثل افلاطونی و سایه هایی که هرگز به عین الیقین و حق الیقین ختم نمی شوند. موسی و ابراهیم هم نتوانستند جسم خاکی شأن را با عالم معنا به یقین برسانند. آخرش شد «لا ادری» و «لن ترانی» و گوشتهایی که تکه تکه شدند و به سوی ابراهیم، دوست خدا به حرکت درآمدند تا پیامبر اعظم خدا را وادی حقیقت راهنمایی کنند.

نه میخواهیم حیات را از دست بدهیم و نه میخواهیم بعد از مرگ دست خالی باشیم.
زمانی در اتوبوسهای تهران میگفتند :«ان شاا... کاسه چه کنم، چه کنم دست نگیری، صلوات بفرست ». این صلوات هم خیلی فلسفی بود و هم خیلی ساده. همه زندگی ما چه کنم چه کنم است.
ما آنقدر عاجزیم و دایره ادراک ضعیفی داریم که حتی من خود را نمی شناسیم و وقتی می گوییم دست من، پای من، چشم من و ... نمیدانیم این من کیست و کجاست و چه شکلی است!؟
دنیا ، دنیای باور و ادارک شده. رسانه ها خلاء ادراک و باور و یقین را فهمیده اند که ما تمام عمر در شک و تردید هستیم. آنها تلاش می کنند جای خالی یقین را با خبر و اطلاع پر کنند. اما تا رسیدن به دانش و بینش راه زیادی است. ما با دریافت چند خبر کم اهمیت، فکر می کنیم به دانش و بینش رسیده ایم. اما خبر بی ارزش ترین مقوله القاء و تقلید است.و همه ی یادگیری ما در همین دو مقوله است.
جنگ اکنون رسانه های القای بینش بوسیله خبر های جعلی و درست است.
اما تنها با دانش است که میتوان به بینش رسید نه با خبر.
ما اکنون با نسلی مواجه هستیم که روی امواج خبر و رسانه در تلاطم شدید است.
موجهای خبری، آرامش را از زندگی ما ربوده اند و این التهابات ما را به هر ساحلی نیازمند می کند، حتی اگر آن ساحل، سرزمین اهریمن باشد.
من سالهاست که به خطرات استحاله فرهنگی و قدرت رسانه ایی هشدار می دهم و اکنون می بینیم که حتی منافع ملی هم نمی تواند مردم ما را از رسانه های لجن پراکن جدا کند.
یک مسخ سیاسی و فرهنگی جمعی اتفاق افتاده است و حتی قرآن هم قادر نیست برخی افراد را به مسیر درست هدایت کند.
آنها بدون شک به اجتماع و زندگی اجتماعی آسیب می زنند. در اثر القائات نادرست روح جمعی از بین رفته و هر کس به خودش و منافعش فکر می کند. بی اعتمادی بیداد می کند.
این حجم از تاثیر گذاری و تاثیر پذیری رسانه ایی به نفع کشور و مردم نیست. مردم نه قادرند و نه مایلند که برخی حقیقتها را بفهمند. حتی از اخبار کذب هم استقبال می کنند با وجود آنکه می دانند برخی اخبار جهت دار و کاملا دروغ است.
ما معتاد به اخبار شده ایم و بدون دانش و حتی اطلاعات کافی با اطمینان کامل قضاوت می کنیم.
من سالهاست که فعالیت سیاسی دارم و حرفهایی که در خصوص خود بنده گفته می شود من را به این باور قطعی رسانده که حداقل در مورد من خیلی از حرفها و ادعاهای مطرح شده دروغ است.
باید تلاش کنیم رسانه ایی بر اساس باور درست و حقیقت طرح ریزی کنیم که هرگز دروغ نگوید. وگرنه با سطح سواد رسانه ایی ما، و تبحر آنها در جنگ رسانه ایی، همه ی منافع ملی ما و کشور ما در معرض خطر است.
#مجید_گودرزی