ما نیازمند باز تعریف آرمانها و ساختارها هستیم؛

#مجید_گودرزی

ما می خواهیم به کجا برسیم؟
این یک سوال روشن و شفاف است. ما برای چه چیزی تلاش می کنیم؟
اکنون با 50 هزار تومان شما قادرید آرمانهای یک فرد را به مدت چهار سال خریداری کنید و نخبگان را از میدان به در کنید.

با کدام ابزار می خواهیم به آنجا برسبم؟
دموکراسی، خشونت و یا وسیله دیگری نیاز داریم. دقیقا کدام ابزار مشروع و قانونی ما را به اهداف جدید خواهد رسانید.

ما باید اهدافی را تعریف کنیم که نهایت مشارکت و همبستگی را ایجاد کند. به اندازه تک تک آحاد جامعه. اکنون شکاف بین جامعه زیاد شده است و گاهی خشونت‌ها تا سر حد قتل و کشتار پیش می رود.

ما باید از چمبره رسانه ها، رهایی پیدا کنیم. بمباران تبلیغاتی پروپاگاندای رسانه ایی به حد بی سابقه ایی رسیده است. اطلاعات زیاد و بینش کم خاصیت برون داد این هجمه تبلیغاتی است.
عبور از خط و مشی های که آنها برای جامعه ترسیم کرده اند، نیاز به آموزش مداوم دارد. کار بجایی رسیده است که جمع کثیری آشکارا علیه هموطنان خود و منافع ملی خود موضع می گیرند و سر سختانه هم مقاومت می کنند.

ما نیازمند گذر از چارچوبهای سیاسی نا کارآمد هستیم. لیست‌ها، نماینده ها را بی سر و بدون استقلال رای به نهادهای تصمیم گیری می فرستند. بقول یکی از نمایندگان آنچه هست و آنچه باید باشد 360 درجه تفاوت دارد.

هیچ قانونی خلاف منافع قدرتهای غالب تصویب نمی شود. قوانین خوب هم هرگز اجرایی نمی شوند. مالیات بر خانه های لوکس و خانه های خالی نشان داد قانون خلاف منافع لابی های بزرگ قدرت اجرا ندارد.
همه تصمیم گیر هستند و هیچ کس تصمیم نمی گیرد. بدون معنی که هیچ کس نمی خواهد مسئولیت بپذیرد. فقط منافع.

اعتراضات حتی اگر به حق هم باشند، شنیده نمی شوند. اصلا چارچوبی برای شنیدن حرفهای نو نیست. محاکم در بسیاری از موارد مردم را سرخورده و ناراضی می کنند.

ساختارهای موجود پاسخگوی نیازهای به روز شده ی جامعه نیست.

فسادها هر روز گسترده تر و بزرگتر می شوند. در این شرایط امکان حفظ اعتماد عمومی وجود ندارد. و بدون اعتماد عمومی تقریبا هیچ برنامه ایی حتی اگر صد درصد به نفع مردم باشد، به پیش نمی رود. مردم مقابل برنامه های خوب هم مقاومت می کنند تا برنامه های بد را تلافی کنند.

مدیران محفلی قادر به ساختار سازی نیستند. مهندسی مجدد نیازمند مدیران جسور است. ما نیازمند مشاوران طراحی سیستم بین المللی هستیم.

سیستم های ما قادر به هماهنگ شدن با ساختار های بین المللی را نیستد و باعث بروز تنش می شوند. ما باید هزینه های سنگین ساختار بندی مجدد را بپذیریم وگرنه قادر به همراهی تحولات جهانی نخواهیم بود.
بدون ساختار مناسب، قوی ترین مدیران هم هیچ کاری از پیش نمی برند و متاسفانه ما نه ساختار خوب داریم و نه مدیر قوی.