*برجام یک تله دیپلماتیک بود. هم ماندن در برجام و هم خروج از برجام هزینه سنگینی برای ایران دارد*
*برجام یک تله دیپلماتیک بود. هم ماندن در برجام و هم خروج از برجام هزینه سنگینی برای ایران دارد*
✍️مجید گودرزی_فعال سیاسی
بیش از یک دهه مذاکره برای پیروزی در زمین دیپلماتیک، منجر به موافقت نامه و یا بهتر بگوییم، نقشه راهی شد که هیچ ضمانت اجرایی نداشت. بلکه شرایط را بدتر می کرد و وابستگی بیشتری ایجاد میکرد.
آمریکایی ها می دانستند سناریوی عراق و سوریه و افغانستان در ایران یا قابل اجرا نیست یا حداقل هزینه سنگینی دارد.
آنها حدود شانزده سال پیش مجبور شدند ناوهای هواپیمابر خود را از خلیج فارس بیرون ببرند. چرا که در جنگ ۳۳ روزه لبنان خوب مشاهده کردند ناوچه فوق پیشرفته ساعر اسراییل بدون شلیک حتی یک گلوله در دریای مدیترانه چگونه تکه تکه شد. اسراییل غاصب همان فاتح جنگ شش روزه بود که تنها در شش روز قوای کشورهای عربی را در هم پیچید. و حالا حتی ۳۳ روز هم در مقابل یک گروه چریکی و نه یک دولت و ارتش سازمان یافته دوام نیاورد.
*سلاح مخوف ایران تمام معادلات نظامی و سیاسی را بر هم زد و غربیها مجبور شدند دکترین جدید در روابط خود با ایران تعریف کنند.*
برجام دستاورد بزرگی برای غربی ها بود. آنها توانستند در طول شش سال با یک قرارداد غیر الزام آور و یک نقشه راه، تمام بخشهای ایران را کاملا فریز کنند و در این مدت خسارتهای زیادی به زیرساخت های ایران وارد کنند.
ایران سرکش، بقول غربی ها ، کاملا رام شده بود و برای اجرایی شدن بندهای برجام، مدام در حال التماس و رایزنی بود. رآکتورها و سانتریفیوژ ها هم از کار افتاده بودند و یا با سیمان پر شدند.
هیچ جنگ نظامی قادر نبود با این هزینه اندک که در حد قول مساعد برای فروش چند هواپیما بود، اینقدر به برنامه های بلند پروازانه ایران خسارت وارد کند.

اکنون جبهه جدیدی در شرق دنیا باز شده است و ایران قادر است با پیوستن به اتحادیه ها و کنوانسیون های منطقه ایی، براحتی جای خالی برجام را پر کند.
*ایران هرگز قادر نیست دوباره به غرب اعتماد کند و اگر اعتماد کند شرکای جدید و راهبردی خود در شرق را از دست خواهد داد. غربیها هم دقیقا دنبال همین موضوع هستند که ایران در سطح جهانی «از اینجا رانده و از آنجا مانده شود.» و ایران برای خنثی سازی این سیاست، در حالی بازی کردن با غرب است و هر بار در مذاکرات موارد جدیدی را برای به نتیجه نرسیدن اهداف و برنامه های غربیها درخواست می کند.*
برجام تنها در حد یک دستاویز است هم برای ایران که ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نگیرد و هم برای غربیها که تلاش کنند مجددا ایران را فریز کنند. *در حقیقت هیچکدام از طرفها مایل به فرجام برجام نیستند.*
جنگ اکراین و بحران سوخت جهانی باعث شد ایران در موقعیت بهتری قرار گیرد و دیدیم که در مذاکرات احیا برجام در قطر هم خواسته های جدیدی را مطرح کرد.
*اینکه تصور شود غربیها بدنبال همکاری با ایران هستند کاملا اشتباه است*. چرا که برداشتن موانع بسیار ساده است. اما سناریو لیبی در ایران کارایی ندارد. از سوی دیگر هم چین و روسیه می دانند که برای حفظ قدرت چانه زنی خود، مجبور به حمایت از ایران هستند.
تحریم روسیه یک فرصت بینظیر برای ایران بوجود آورد و باعث شد ایران به حق وتو روسیه دست پیدا کند. از طرف دیگر هم روسیه برای موفقیت در بحران اکراین نیاز شدید به حمایت ایران دارد.
برخلاف آنچه منتقدان می گویند غرب خواستار همکاری با ایران نیست و تنها برای منزوی کردن ایران در برخی موارد امتیازات ناچیزی به ایران می دهد. اما روسیه نه خواستار تغییر نظام ایران است و نه حذف صنعت هسته ای ایران. بخشی از تاخیر در نیروگاه هسته آیی بوشهر هم ناشی تاخیر در پرداختهای ایران بود.
آنچه باید در برجام مد نظر قرار گیرد منافع آن است. بزرگترین دستاورد برجام شکاف بین قدرتهای بزرگ جهان در خصوص ایران است و لاغیر. پیشرفت در برجام به هیچ وجه به نفع ایران نیست. غربیها نشان داده اند با حل شدن مشکلات برجام آنها خواسته های بی پایانی همچون برجام دو و ... را مطرح می کنند و قصد دارند اگر بتوانند توانایی های نظامی و موشکی و حتی اقتصادی را به برجام و خواسته های نامشروع خود اضافه کنند.
آنچه مسلم است هزینه قراردادها از جنگ برای غربیها هم کمتر است و هم منافع بیشتری دارد. آنها استعمار نوین را با قراردادهای یکطرفه به کشورهای در حال توسعه تحمیل می کنند و از منافع آن بهره مند می شوند.
غربیها در دولت آقای روحانی تمام تلاش خود را کردند و تمام مهره های خود را بکار گرفتند و موفق شدند از طریق همین معاهدات چالش های جدی برای ایران درست کنند ، اما در دولت جدید چنینی اتفاقاتی بعید است برای ایران تکرار شود.