*وزارت کار یا وزارت کارفرمایان ؟*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

چند روزی است که اقدامات وزیر کار مورد توجه رسانه های مخالف دولت قرار گرفته است. کار بجایی رسید که نمایندگان وزیر کار را به مجلس فراخواندند. اما پس از شنیدن صحبت های عبدالملکی آنها قانع شدند. نمی دانم چرا قانع شدند و وزیر دقیقا چه گفت، اما یک چیز را کاملا مطمئنم و آنهم ضرورت خانه تکانی در وزارت کار است.

 

سالهاست که کارفرمایان در اکثر کشورها، دیگر راه تقابل با دولت را بر نمی گزینند. چون مقابله با دولت و اتحادیه های کارگری بسیار سخت و پر هزینه است. 

*کارفرمایان یاد گرفته اند که بجای تقابل و چانه زنی با دو نهاد مخالف، خودشان تشکیل دولت بدهند.*

 ماکرون و ترامپ دو نمونه از دولت های کارفرمایی هستند که بیش از ۱۰۰ هفته حضور جلیقه زردها هم نتوانست خللی در برنامه های رییس جمهور فرانسه بوجود آورد و در کمال حیرت باز هم مورد اعتماد مردم کشورش قرار گرفت! چه انتخاباتی و چه انتخابی!

 

اکنون در ایران روابط کار، که باید بر مبنای حداکثر مشارکت بین کارگر و کارفرما باشد، به پایین ترین حد سقوط کرده است.

دولت کارفرمایی تدبیر و امید با بلندگوهای بزرگ، مردم را گول زدند و هر آنچه خواستند، کردند. خصوصی سازی ها دیگر حتی خصوصی بازی هم نبود. یک چپاول و یک زخم کاری بر اقتصاد کلان ایران بود.

حقوق و دستمزد دیگر تبدیل به اعانه شد و اتحادیه کارگری و حتی وزارت کار را ، کارفرمایان و نمایندگان ایشان اداره می کردند. 

حالا با شروع تغییرات در وزارت کار ، نه وزارت کارفرمایی، از درون و بیرون این وزارتخانه جیغ بنفش بلند میشود. کسانی که با پارتی و سفارش و برای اجرای برنامه های خاص، به نمایندگانی از لابی های قدرت و ثروت، در این وزارتخانه دور همی سیاسی درست کرده بودند، همان بلندگو های مشهور و معروف را با تمام توان علیه وزیر، بکار گرفتند.

اما وزیر ایستاد و اعانه را تبدیل به دستمزد کرد و تلاش کرد با افزایش ۵۷ درصدی بخشی از ظلم تاریخی علیه کارگر صد دلاری ایرانی را جبران کند. 

اما کارفرمای بی اخلاق ایرانی که چیزی بنام مسئولیت اجتماعی و تعادل اقتصادی را به رسمیت نمی شناسند  و سالهاست به خوراک و منابع تقریبا مفت، عادت کرده است ، طبیعی است که علیه وزیر کار تبلیغات گسترده ایی انجام دهد.

قریب به اتفاق کارگران ایران در چند سال گذشته قدرت خرید خود را از دست داده اند و دیگر قادر به حتی تامین مایحتاج اولیه زندگی هم نیستند. بر اساس آمارها تمام حداقل مزد تا ۱۰ روز اول ماه قادر به تأمین هزینه معیشت کارگران بود. تقریبا تمام بخش های مزدی در حد بحران تعیین می شد. از مسکن گرفته که تا بیش از ۵۰۰ سال قدرت خرید مسکن نداشت ، تا حق اولادی که کفایت خرید پوشک را هم دیگر نداشت. 

کارفرمایان ایرانی تاجایی تعادلها را مصادره کردند که دیگر خودشان هم بعلت سرکوب شدید تقاضا قادر به ادامه فعالیت نبودند. و در بهترین حالت با ۳۰ درصد ظرفیت بسیاری از واحد‌های تولیدی فعالیت می کردند. آنها در اقدامی احمقانه بجای بهبود دستمزدها و افزایش قدرت خرید کارگران ، برای مقابله با بحران رکود فقط وام می گرفتند و بیش از ۸ هزار واحد تولیدی بخاطر این اقدام نابخردانه تعطیل یا از طرف بانکها مصادره شد. 

*بیراه نیست اگر بگوییم بخش عظیمی از کارگران ایرانی با وجود اشتغال دائم، زیر خط فقر زندگی می کنند.*

*عبدالملکی نیاز به حمایت جامعه کارگری دارد اما نه از نوع حمایت‌های چندین ساله محجوب و دار و دسته اش که سفره کارگران را سیاه کردند و کارگران را خانه خراب کردند*.

 

هنر ماندگار وزیر کار میتواند احیای تشکیلات کارگری در ایران باشد. اما بدون شک کارفرمایانی که به این خوان نعمت عادت کرده اند لحظه ایی از تخریب عبدالملکی کوتاه نخواهند آمد. 

 

امروز، نیاز است جامعه کارگری برای احیای حقوق خود، با قدرت از وزیر حمایت و او را تنها نگذارند.

او در میدان مسابقه مثل مسابقه میدان در حال احیای حقوق کارگران است.