*با ایجاد نقدینگی و تورم لجام گسیخته، سرمایه های مردم را غارت کردند؛*
*با ایجاد نقدینگی و تورم لجام گسیخته، سرمایه های مردم را غارت کردند؛*
✍️مجید گودرزی _فعال سیاسی
در دهه ۱۹۷۰ بود که ریچارد نیکسون رييس جمهور آمريكا بطور یکجانبه تبدیل دلارهای خارج از آمریکا را به طلا کان لم یکن اعلام کرد و نرخ دلار را شناور اعلام کرد. این در حالی بود که آمریکایی ها در کنفرانس برتن وودز (bretton woods) تعهد کرده بودند که رابطه ی طلا_دلار را حفظ کنند.
این اقدام دست آمریکایی ها را برای انتشار نامحدود دلار باز گذاشت. آنها حدود ۶۰ تریلیون دلار پول چاپ کردند و به همین مقدار سرمایه های کشورهای دیگر را با پول بدون پشتوانه ی خود غارت کردند.

حالا اما در ایران این سیاست پولی شبیه اتفاقی است که در آمریکا افتاده است. نقدینگی به حد انفجار رسیده و همهی سرمایه های پولی و نقدی مردم ارزش خود را از دست داده است.
۴۳۰۰۰۰۰ میلیارد توان نقدینگی که هر روز بیشتر از دیروز در دست مردم آب میشود.
از طرف دیگر هم تورم مزید بر علت شده است و در اقتصاد و معیشت مردم یک حمله ی گاز انبری شکل گرفته است.
دولتها هم کما فی السابق هیچ مسئولیتی نمی پذیرند. حتی اگر درصد بسیار بالایی از مردم زیر خط فقر قرار گیرند. يكي از ابتدايي ترين وظايف دولتها حفظ امنيت شهروندان است و امنيت اقتصادي جز لاينفك وظايف دولتهاست. اينكه دولتها در ايران نسبت به از بين رفتن سرمايه هاي مردم هيچ اقدامي نكنند ،پذيرفتني نيست.
*اما اگر بنا باشد دولتها کاهش ارزش پول مردم را جبران کنند و نیز مسئول نابسامانی ها اقتصادی باشند و پاسخگوی این تاراج سرمایه های مردم باشند، حتما جلوی گسترش نقدینگی و افزایش تورم را خواهند گرفت. آنهم یک شبه.*
اما اکنون مردم مسئول جبران کاهش ارزش پول ملی هستند و برخی ها هم برای فرار از این دام، اقدام به خرید ارزهای خارجی و طلا کرده اند که متاسفانه ضربه ی شدیدی به نرخ سرمایه گذاری وارد شده است و حتی سرمایه گذاری ها در بخش اقتصاد مولد منفی شده است. یعنی کارگاهها و کارخانه ها را میفروشند و طلا و دلار میخرند. با ارزش افزوده صفر مطلق.
*اکنون بزرگترین چالش اقتصادی کشور همین �بحران ارزش افزوده� است که در تمام شاخص های کلان اقتصادی نمود آشکاری دارد.*
مثلا سرمایه گذاری به هر مقدار در طلا و ارز یک شغل هم ایجاد نخواهد کرد.
اما مردم هم چاره ایی جز روی آوردن به اینگونه سرمایه گذاری برای حفظ ارزش دارایی های خود ندارند.
دستکاری عمدی نرخ ارز باعث گردیده صادرات همه چیز، صرفه اقتصادی داشته باشد و حتی مایحتاج مردم و کالاهای استراتژیک هم قاچاق شوند.
رانت نرخ ارز یک رانت تاریخی بود که دولت کارفرمایی یازدهم و دوازدهم بین اطرافیان خود تقسیم کرد.
*دامپینگی که صادرکنندگان ایرانی میتوانند در دنیا ایجاد کنند غیر قابل رقابت است*. چرا که در دنیا کارگر صد دلاری دیگر وجود ندارد. هزینه های زیست محیطی صفر در نظر گرفته شده است و آب و گاز زیر بهای تمام شده در اختیار آنها قرار داده میشود.
مردم ایران بخاطر مصادره تعادلهای اقتصادی توسط دولتها، دیگر اکنون از برآورده کردن نیازهای ابتدایی هم ناتوان شده اند.
در حالی که حاشیه سود صادر کنندگان تا ۵۰۰ درصد افزایش داشته است.
*اقتصاد نامتعادل باعث فربگی بیش از حد عده ایی و لاغر شدن کشنده بخش عظیم دیگری از جامعه شده است.*
ما نیازمند بازگشت تعادلها به اقتصاد هستیم. این دستکاری کردنهای عمدی در شاخص های کلان دزدی آشکار و جنایت اقتصادی است.