*دولت جناب رئیسی باید...؛*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

بدون شک دولت سیزدهم آخرین فرصت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است و شورش های اجتماعی در دسترس ترین چالش سیاسی کشور. 

 مردم اگر بخواهند هم نمی توانند تحمل کنند. همانند سرباز وطن پرستی که دیگر سلاحی برای جنگیدن ندارد. یا باید بمیرد یا تسلیم شود. کسی که بیکار میشود نمی‌تواند قسط و اجاره بدهد. اگر حتی بسیار مومن و معتقد باشد. هر چه دشمنان شما درست و منطقی عمل کردند، شما بد عمل کردید. من آخرین بازمانده کسانی هستم که باور دارند میشود کشور را درست کرد. گاهی من را هم متهم به خوش بینی مفرط و غیر واقع بینانه می کنند . *اما من ایمان قلبی دارم که میشود کشور را از این منجلاب نجات داد*.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر اتفاقات ناگواری افتاد که مهمترین آن قطع ارتباط بسیاری از مردم با انتخابات و سرنوشت کشور بود. که البته دولت رئیسی کمترین نقش را در این بحران مشروعیت داشت. یک میراث شوم از دولتی که من آن را دولت کودتا می دانم. 

*من بارها عرض کرده ام بحران مشروعیت از بحران جنگ هم بدتر است. با مشروعیت میشود در جنگ پیروز شد، اما با جنگ هم نمیشود مشروعیت بوجود آورد.*

من یکی از داوطلبین انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ بودم، که سالهاست تحت شدیدترین پرونده سازی ها بوده ام و خوشحالم که بعد از یازده سال به من ردیف سازمانی کارشناسی داده اند!  بهمین خاطر اولین درخواستم از دولت جناب رئیسی این بود که *«عفو عمومی در دستگاههای دولتی»* اعلام کنند. چرا که معتقدم نفوذ بخش مهمی از ظرفیتهای عظیم کشور را کاملا فلج کرده است. در مطلبی با عنوان «ماموریت خطیر خطیب» مثل بسیاری از کارشناسان، از وزیر محترم اطلاعات خواستم عزم جدی خود را روی شبکه سازی های جریان نفوذ، معطوف کند. ما اکنون بجایی رسیده ایم که برای هر کس اراده کنند، در دستگاههای دولتی پرونده سازی می کنند. با یک تلفن. این دردناک است.

من بعنوان داوطلب انتخابات سیزدهم ۳۰ بند برنامه ارایه کردم که متاسفانه حتی نشریات و سایتهایی که سالهاست با آنها همکاری می کنم، هم، ما را بایکوت خبری کردند. اما من به این برنامه ها معتقد هستم و مطمئن هستم راهکارهای  بسیار خوبی برای بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور هستند. من این برنامه ها را در وبلاگم به آدرس: 

arman1384.blogfa.com

در معرض دید علاقه مندان قرار داده ام. و نقد های ارزشمندی هم دریافت کرده ام.

 

اصلی ترین چالش اقتصادی کشور اکنون، *«بحران ارزش افزوده»* است. بار دیگر تکرار می کنم ما سرمایه کم نداریم، اما به بدترین شکل ممکن آنها را مدیریت یا بهتر بگویم تاراج کرده ایم. بخش بزرگی از سرمایه گذاری های ما در بخشهایی است که ارزش افزوده آنها *صفر مطلق* است. این بدبختی کمی نیست. مثل سپرده های بانکی، خانه های کلنگی، ارز ( بخصوص ارزهای دیجیتال که اکنون یک دام وسیع برای نقدینگی و سرمایه های کشور است)، سکه و طلا و ... تمام این سرمایه گذاری ها  که حجم آنها را شما بهتر از من میدانید ، نه یک شغل ایجاد می کند و نه یک ریال ارزش افزوده.*این یک فاجعه ی ملی و یک مصیبت عظماست*.

من معتقدم نباید از سرمایه مالیات گرفت، بلکه باید از پول مالیات سنگین گرفت. سرمایه قلب اقتصاد است و نقطه ی شروع تمام فعالیت های اقتصادی. اکنون جذابیت بازارهای مالی بشدت افزایش یافته و نمیتوان توقع داشت تا زمانی که بعنوان مثال بازار ارزهای دیجیتال بیش از ۳۰۰ درصد بازدهی (و نه ارزش افزوده )در سال دارند، مردم بیایند و در بورسی سرمایه گذاری کنند، که بازدهی آن حدود ۲۰ درصد بوده است. بورس امید اول ما برای رهایی از بحران سرمایه گذاری و رکود _تورمی بود، که خیلی هوشمندانه از آن اعتماد زدایی کردند. بازگشت اعتماد به بورس یک معجزه می خواهد. اما باید اتفاق بیفتد.

با وجود آنکه در کشور نه مصالح کم است و نه زمین و نه نیروی انسانی، در اثر سیاستهای غلط بانکی و سیاست گذاری های غلط دولتهای گذشته، مسکن یک چالش بزرگ و فرانسلی با تبعات بسیار گسترده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتی امنیتی شده است. من سالهاست که از مردم و مسئولان خواسته ام *«قانون بهای تمام شده ی مسکن»* را مطالبه ی ملی کنند. به مردم اطمینان می دهم با تصویب این قانون، نسل فعلی و تمام نسل های آینده معضلی بنام مسکن نخواهند داشت. در این طرح قیمت گذاری بر اساس بهای تمام شده ی ساخت خواهد بود، نه رها شدگی غیر معمول فعلی.

*من این طرح را تضمین می کنم.*

ساخت مسکن به هر تعداد مهم نیست، مهم مدیریت درست صنعت ساختمان، بخصوص قانونگذاری در بخش قیمت گذاری است.آگهی های کاذب ساختمان و خودرو را با چالش مواجه کرده است. باید تمام این آگهی ها شناسنامه دار و مستقیم بعنوان خود اظهاری به سازمان امور مالیاتی وصل شود.

در خصوص مقوله مهم بهره یا همان *ربای قانونی شده*، من معتقدم بزرگترین ستمی که به اسلام شده است، نامگذاری این نوع از بانکداري بنام بانکداری اسلامی است. شما در هیچ نظام سیاسی و اقتصادی ایی در جهان نمی توانید کشوری را پیدا کنید که بیش از ۲۰ درصد بهره به اقتصاد تحمیل کند ، مگر آنکه یک اقتصاد ورشکسته باشد، یا بخواهند آنرا ورشکسته کنند. حتی صهیونیست ها هم بهره 20 درصدی ندارند. این نرخ بهره *«یک تحریم سرمایه گذاری داخلی است»* و مکمل آن تحریم سرمایه گذاری بین المللی است. 

بهره و هزینه های تامین مالی بخش مهمی از مشکل تورم است. شما قیمت گذاری در بخش مسکن را رها کرده اید و دنبال دلیل تورم می گردید! بنظرم قدرت رویارویی با مافیای مسکن را ندارید. مسکن و قیمت آن در تمام کالاها و خدمات سهم دارد.

باید هزینه فرصت مفتخوارگی بشدت بالا برود. در ایران با ۲۲ هزار دلار میتوان برای همیشه کار نکرد. اما در دنیا نیاز به ۱/۵ تا ۴میلیون دلار است.

-باید جذابیت به اقتصاد مولد برگردد.

-باید نظام مالیاتی کور کشور ، بینا و هدفمند شود.

*ما در گیر بدترین رکود_ تورمی هستیم که درمانی بجز سرمایه گذاری ندارد.* بیشترین فشارها و تشویق ها هم برای جلوگیری از تشکیل سرمایه گذاری مولد است.

دستکاری نرخ ارز باعث شده صادر کنندگان با منابع ریالی و تقریبا مفت ، بدون ارزش افزوده بیشتر به حاشیه سود چند صد درصدی دست یابند. مردم ریالی می گیرند و باید دلاری خرج کنند و صادر کنندگان ریالی هزینه می کنند و دلاری کسب سود می کنند. 

*در خواستم اینست که تعادل را به اقتصاد برگردانید* و در قراردادهای دولت و کارفرمایان که مصداق تاراج منابع ملی است، بازنگری اساسی کنید.

 

اکنون مافیای ترین بخش کشور به باور اکثر شرکت کنندگان در یک نظر سنجی ، بخش «انتخاب مدیران» است و نقطه کانونی شروع بحرانهای بزرگ همین انتخاب مدیران نالایق و بیسواد است.

باید پذیرفت مدیریت یک علم است. یک علم پیچیده و سخت. هر ننه قمری قادر نیست چالش های دنیای کنونی را پاسخ دهد.

رییس دولت سیزدهم باید انتخاب محفلی مدیران را خاتمه دهد. مدیری که بر اساس شایستگی رشد نکرده باشد، یک مهره خطرناک است.

*به باور میرزا رضای کرمانی گرفتاری مردم ما، نبود قانون است.* اکنون همین گرفتاری امان مردم را بریده است. در یک دموکراسی لش و فاسد عده ایی تلاش کردند منافع خود را قانون کنند و آبروی قانون را لگد مال کردند. *قدرت قانون را تضعیف و قانون قدرت را تحمیل کردند.* مردم قانونی را که فاقد عدالت است، را، اجرا و رعایت نمی کنند.

لیست‌های سیاه بدنبال حذف کامل استقلال سیاسی کاندیداها و سلب حق رای آنها بودند و متاسفانه موفق شدند. من بارها عرض کرده ام رشد یافته با رشد داده شده فرق دارد و اولی ممکن است از معدن طلا هم برای کشور ارزشمند تر باشد و دومی یک آفت بزرگ است. با لیست و مدرک نمیتوان یک شبه کسی را رشد یافته کرد. اما میشود بر او سوار شد.

جناب رئیسی استحاله ی فرهنگی بشدت و در سطح وسیع در حال رخ دادن است و ما داریم دچار مسخ کامل فرهنگی و حتی بیزاری از فرهنگ عظیم و عزیز خود میشویم. من از این حجم قدرت رسانه ایی دشمنان بیمناکم و مطمئنم قادرند هر خادمی را خائن کنند و برعکس. دریغ و افسوس که مردم این را درک نمی کنند و در بسیاری از موارد در دام این تبلیغات گرفتار می شوند.

*جناب رئیسی شما آخرین فرصت ایران متحد، ایران امن و ایران مقتدر هستید.* بعد از شما یکپارچگی، امنیت و اقتداری وجود نخواهد داشت. شاید به همین خاطر مردم به شما امید بسته اند و دارند سرسختانه تحمل می کنند. خواهش می کنم بشنوید و ببینید در زمانی که اکثر مسئولان کر و کور شده اند.

خواهش می کنم مدیران خود را ملزم کنید به اعتماد مردم پاسخ شایسته دهند.

خواهش می کنم درک کنید کسانی که سالها مشغول بحران سازی در کشور و گسترش منازعات منطقه ایی و افزایش هزینه ها برای کشور بوده اند، را نباید یک لحظه غافل کنید، چرا که آنها یک لحظه دست از بحران سازی برنخواهند داشت. همانهایی که قاچاقی سوار قطار انقلاب شدند و سالها مناصب مهم را اشغال کردند و از هر دشمنی دشمن تر بودند و هستند. اینها همان نفوذی هایی هستند که ریش شأن ریشه مردم را درآورده و یقه شأن یقه نظام و مردم را رها نمی کند.

اینها موفق شده اند تشکیلات قدرتمندی درست کنند و چالش بزرگ کشور هستند.