صاحبخانه های خارج نشین دیگر به ریال راضی نمی شوند.*

 

✍️مجید گودرزی_ فعال سیاسی

 

رها شدگی و افسار گسیختگی بازار مسکن باعث شده از یک سو حجم عظیمی از سرمایه های کشور تبدیل به سنگ و گچ شود با ارزش افزوده صفر و بازدهی سالانه بیش از ۱۰۰ درصد و از سوی دیگر بازار اجاره بغرنج و تا حد وادار کردن مردم به نافرمانی مدنی و شورشهای اجتماعی پیش رفته است.

اما باز هم مشخصا حکومت جمهوری اسلامی و نهادهای حکومتی، هیچ اقدامی انجام نمی دهند. چرا که احدی انتظار طرح و برنامه از دولت روحانی خبیث ندارد. اما از مجلس و دیگر نهادهای حکومتی هنوز کور سوی امیدی هست. امید است در فرصت باقی مانده این امیدواری ضعیف به یاس تبدیل نشود.

 

حکومت جمهوری اسلامی و نهادهای حکومتی هم گویا یک وجه اشتراک با دولت روحانی در بحران مسکن پيدا كرده اند و آنهم سكوت است كه گويا ناشي از فراضي بودن به فلاكت مردم است. سکوت آنها طبیعی نیست. چرا حوزه های های علمیه که در تاریخ معاصر همیشه میدان دار حمایت از مردم بوده اند، اکنون کاملا سکوت کرده اند؟  آیا مستاجران مردم نیستند؟ آیا بدبختی آنها را نمی بینید یا نمی خواهید ببینید؟

مردم به چه كسي پناه ببرند ؟

نه قانوني هست و نه تشكلهاي مردم نهادي كه حامي حقوق آسيب ديدگان مستاجر باشد.

مسکن فاجعه ملی و منشا عظیم ایجاد نارضایتی عمومی شده است.

حتی یک نفر مستاجر راضی در بین بیش از ۳۰ میلیون نفر مستاجر ایرانی نیست. 

*تبعات مسکن بیش از آنکه اقتصادی باشد اجتماعی است.* به تعداد زیاد و در حجم کلان.

 

*اکنون بیش از ۹۰ درصد کارگران و کارمندان ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند و بیش از ۸۵ درصد درآمد محقر آنها، فقط صرف مسکن میشود.*

 

خانه های میلیاردی بسیاری را تحریک به مهاجرت کرده است و آنها فقط با فروش ملک خود به قیمت خیلی گزاف و غیر واقعی قادرند در بهترین شهرهای جهان اقدام به خرید خانه کنند. 

 

اکنون قیمت مسکن در عبدل آباد تهران با قیمت ملک در بنادر مهم و توریستی ترکیه و فرانسه و بسیاری از شهرهای دیگر جهان برابری می کند. این در حالی است که قیمت ارز تصنعی و غیر واقعی است. آنهم برای فرار سرمایه ها از کشور.

 

بسیاری از کسانی که به پشتوانه املاک و حساب و کتاب شکمی بازار مسکن از کشور خارج شده اند، اکنون دیگر به کرایه های سنگین ریالی قانع نمی شوند و مستاجران را برای پرداخت هر چه بیشتر اجاره که نه، بلکه خون بها برای تامین هزینه های عیاشی خود تحت فشار قرار داده اند.

اكنون در ايران، در بسياري از شهرها اجاره با خون بها برابر شده و چه بسا بيشتر.

 

زن و‌ مرد ایرانی از صبح تا شب فقط برای اینکه سرپناهی داشته باشد، کار می کند و صاحبخانه مفت خور، صرف داشتن یک واحد مسکونی، بدون كار و تلاش درآمدي بيش از فعالان و كاركنان كشور دارند و به هیچ‌ قیمتی قانع و راضی نمی شود.

 

آیا در این کشور بسیار وسیع مصالح کم است یا زمین؟

 

سرمایه ها از کشور در حال خارج شدن است و مردم بخاطر طمع سیری ناپذیر صاحبخانه های خارج نشین، تحت فشار قرار گرفته است. گویا مستاجران مسئول جبران ابر تورم نرخ ارز هستند. هر ساله مستاجران هم بايد كاهش ارزش پول ملي و وديعه خود را كه تا 40 درصد در سال مي رسد را جبران كنند و هم تورم بيش از 90 درصدي قيمت ملك را. اين رويه غلط تا كي بايد ادامه پيدا كند؟

 

آیا نباید قیمت گذاری اجاره بها حتی یک مصوبه مجلس در ۱۱۰ سال گذشته داشته باشد؟

 

چرا یک بسته پفک را نمی توان ۱۰۰۰ تومان گرانتر فروخت، اما مسکن متری یک میلیارد دلار هم از نظر قانونگذار بی وجدان و بی انصاف گرانفروشی محسوب نمی شود؟   

 

 چرا مصالح و مشخصا سیمان را به نرخ بازارهای جهانی به مردم میفروشند؟ مگر تولید کنندگان و‌ صادر کنندگان مصالح، به دلار مواد اولیه میخرند؟ این نامش تاراج نیست؟

 

چرا به ریال آب و برق و گاز و کارگر را در اختیار می گیرند و به دلار مصالح را به همین ها میفروشند؟

کجای دنیا رانتی به این بزرگی وجود دارد و حکومت از آن بی خبر است؟

 

اکنون هر ننه قمری قادر است ملک نداشته خود را به قیمت میلیاردها دلار آگهی کند و از نظر قانونگذار این اقدام نه «تشویش اذهان عمومی» است و نه «نشر اکاذیب»!