*ایران را باید ساخت؛*

        (پیام چهارم)

 

✍مجید گودرزی

 

هنر بزرگ و ماندگار استاد شهید، «مجید شهریاری»، اصلاح تمام فرمولهای غلط فیزیک اتمی بود.

 

ما اکنون در بسیاری از بخشهای جامعه با پدیده ی روابط و مناسبات غلط طراحی مواجه هستیم.

من به تاسی از این شهید بزرگوار، در صدد هستم نسبت به تصحیح این روابط مطالبی را به جامعه عرضه کنم.

بدون اصلاح این روابط و مناسبات و قوانین ، توسعه ممکن نیست. 

 

مهمترین مبحث در اقتصاد و سیاست بدون شک #تعادل است. که ما متاسفانه هم در اقتصاد و هم در سیاست با  مصادره تعادلها و ناترازی حداکثری مواجه هستیم. دولت و گروهها و لابی های مختلف تلاش می کنند تا با نامتعادل کردن این دو بخش ایجاد رانت کنند. رانت هایی عظیم و تاریخی.  

در سیاست هم لیستهای سیاه انتخاباتی باعث ناترازی حداکثری در قدرت می شود. اصلی ترین آفت دموکراسی ناترازی در قدرت است که در ایران در اوج خود قرار دارد.

 

 جناح های سیاسی تلاش می کنند تا با مصادره حداکثری قدرت، منافع خود را قانون کنند و جامعه را ملزم به رعایت منافع خود کنند.

 

 ما بطرز عجیبی چیزی بنام ائتلاف در کابینه دولتها نداریم و مهم نیست جناح مقابل چند درصد آرا را بخود اختصاص داده است. سهم جناح رقیب در قدرت در هر حالتی صفر است.

این یکدست بودن زمینه ساز فسادهای بزرگ است. 

 

ما اکنون از سه پایه قدرت، که شامل؛ اتحادیه های کارگری،

 اتحادیه های کارفرمایی

 و دولت می شود، تنها یک دولت کارفرمایی داریم که هیچ حقی برای  اتحادیه های کارگری قائل نیست. و اتحادیه ایی بنام اتحادیه کارگری عملا وجود خارجی ندارد و در مقابل پایمال شدن حقوق کارگران که هیچ ، حتی در مقابل کتک خوردن کارگران هم توان صدور بیانیه هم ندارد.

 

بازگشت تعادل به قدرت به نفع حکومت است. دولت کارفرمایی یک خطر برای کشور و نظام است. 

 

از سوی دیگر اگر تعادلهای اقتصای در منطقه و تعادلهای در سطح جهانی برقرار باشد مقوله هایی مانند قاچاق صرفه اقتصادی نخواهند داشت. رانت ، قاچاق، فاصله طبقاتی ، فقر و ...نتیجه ی بی چون و چرای عدم تعادل در اقتصاد است.

 

اقتصاد بدون تعادل اقتصاد نیست. دکان سو استفاده از قدرت است. 

 

دولتها برای جبران اشتباهات خود با اسو استفاده از قدرت تعادلهای اقتصادی را به نفع خود مصادره می کنند. 

ما باید بجایی برسیم که هم مردم و هم دولت تاوان اشتباهاتشان را خودشان بپردازند نه از سهم دیگری برداشت کنند.

اکنون در پایین ترین سطح هم حتی مغازه داران و توزیع کنندگان خرد هم هزینه های خودشان را به مصرف کننده منتقل می کنند. این غلط است.

 

اصل اساسی و مشکل اصلی نظام سیاسی و اقتصادی ما تعادل است، که باید مطالبه و بازگردانده شود.

 

«لطفا اگر احساس تکلیف کرده اید در باز نشر مطالب ما را یاری کنید»